تبعات اثبات حرف با قسم خوردن
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۰۱۷۲
بررسی آثار کلامی عبارات؛

تبعات اثبات حرف با قسم خوردن

تکرار و استمرار در گفتار و نوشتار باعث شده است کلمات جایگاه اصلی خود را در گفتار عامیانه مردم تثبیت کنند؛ عمق فاجعه زمانی است که از کلمه به عنوان قسم استفاده شود ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، آزاده پسنده؛ بیشتر کلماتی که امروزه در زبان عامیانه مردم جای خود را پیدا کرده اند، زمانی فقط به عنوان یک واژه جدید وارد زبان محاوره‌ای شده‌اند.

تکرار و استمرار در گفتار و نوشتار باعث شده است کلمات جایگاه اصلی خود را در گفتار عامیانه مردم تثبیت کنند. جالب اینجاست کاربرد بعضی کلمات گاهی آن‌چنان مورد استقبال مردم قرار می‌گیرند که دیگر نمی‌توان از آنها تنها به عنوان یک واژه یاد کرد.
 
شاید بتوان تکرار بیش از حد آنها را یک عادت تلقی کرد و این عادت گاهی معضلی خواهد شد که زیبایی یک زبان را زیر سوال خواهد برد.
 
به کار بردن کلمات فرنگی و خارج از عرف جامعه کلمات جایگزین حتی اصطلاحات طنز و غیربومی باز هم روند ادامه داری را طی کرده تا جایی که گاه جایگزینی برای کلمات و واژگان اصیل فارسی شده است.

این تنها مقدمه ایست برای اینکه بدانید استفاده از کلمات غیربومی و غیرفارسی در محاوره‌ روزانه‌ مردم بسیار گسترش یافته است. کلمات عربی هم از جمله کلماتی هستند که در لحن گفتار‌ی مردم جای خود را به خوبی باز کرده اند. این کلمات که غالبا به عنوان سوگند توسط مردم برای تأثیر گفتارشان به کار می‌روند،  متأسفانه در گفتار عامیانه مردم تا جایی نفوز پیدا کرده اند که شاید نتوان به سادگی آنها را از محاورات حذف کرد.

کلماتی چون «حضرت عباسی»، «به ابوالفضل قسم» و «خدا وکیلی» و کلماتی از این قبیل و حتی کلماتی که بار معنایی بسیار سنگینی را به همراه را دارند؛ مانند والله قسم که از قسم‌های بسیار سنگین است، متأسفانه با رواج بسیار آنچنان معمول و متداول شده است که حتی در معامله‌های کوچک و بی‌ارزش یا در تایید حرف‌های بی‌محتوا هم نشانه تصدیق محسوب می شود.

اینجاست که عمق فاجعه به  وضوح به چشم می‌آید. این کلمات که در حقوق اسلامی ما به عنوان قسامه از آن‌ یاد می‌شود، گاها برای اثبات جرائم یا برداشتن جرمی از گردن متهم در 50 بار تکرار به کار می‌رود که امروزه دیگر ارزش آن تا حد محاوره عامیانه مردم پایین کشیده شده است.
 
راستی چرا همیشه دلیلی برای اثبات حرف‌های خود به جز قسم خوردن نداریم، چرا حرفهایمان اغلب قسم های سنگین را یدک می‌کشد؟ آیا صداقت در گفتار بهتر از قسم جلاله‌ای نیست که فقط به صورت عادت بر زبان جاری می‌گردد؟ اگر به اطراف خود نگاه کنید متوجه خواهید شد اسامی جلاله به وفور در طول روز مورد استفاده افراد قرار می‌گیرد و این نشانه یک عادت غلط است و عادت غلط نه تنها عادت روزمره آدم‌هاست، بلکه کم‌کم به عنوان یک عرف در حال پذیرش است و این خطر اکنون در جامعه ما که یک جامعه‌ سنتی و محدود است بسیار گسترش یافته تا جایی که قسم والله یکی از پرکاربرد‌ترین کلمات در محاورات روزمره قرار گرفته است.

خواننده گرامی ترک عادت کاری بس عظیم و سخت است، ولی برماست که از پیشرفت روزافزون استفاده مکرر از این کلمات جلوگیری کنیم؛ چرا که روزی خواهد رسید که دیگر این کلمات نیز آن تأثیر واقعی خود را برای اثبات صداقت گفتارمان نخواهد داشت و چرا قسم؟ چرا اثبات؟ یاد بگیریم با یکدیگر با صداقت گفتار سخن بگوئیم این همان مطلبی است که نیاز به تأمل و دقت بسیار دارد شاید اگر دروغ نگوییم نیازی هم به قسم خوردن نخواهیم داشت.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار