خبرنگاری؛ حرفه یا مسئولیت؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۰۲۱۶

خبرنگاری؛ حرفه یا مسئولیت؟

خیلی‌ها می گویند خبرنگاری شغل نيست، حرفه هم نيست...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ خبرنگاران آن دسته از آدم هایی هستند که همیشه لحظات شگفت انگیز و جالبی را در زندگی تجربه کرده اند و کم و بیش می دانیم توقعی که همگان از خبرنگاران دارند، چیست؛ اینکه خودشان را بگذارد جای یک کارشناس زبده و در متن و در گزارش مملو از احساسات و حقیقت برای مخاطبانش اظهار فضل کنند و با دادن اطلاعاتی که آنها نشنیده اند یا نخوانده اند غافلگیرشان کنند! اما کمتر کسی است که به این مسئله فکر کند که بالاخره گزارشگران و خبرنگاران ما هم قلبی از جنس همه آدم ها دارند.

خبرنگاران در جامعه ما به قشری تبدیل شده اند که از خودگذشتگی زیادی بايد در خود مي بينند که وارد این حرفه می شوند و پا به پای این حوادث می دوند و گاهی اوقات با آنها زمین می خورند.

آنها معتقدند برخی از حوادث و موضوعات اجتماعی هم درست مانند زخم ها و غده های چرکین هستند که می شود آنها را پوشاند، مخفی کرد یا از آنها حرفی نزد؛ شاید بشود آنها را با تیغ جراحی شکافت و درمان کرد و خون و چرک آنها را نمایش داد تا بگوییم که این بحران ها هم در زیر پوست جامعه وجود دارند! بحران هایی که نتیچه کم توجهی جامعه است.

آنها به عنوان خبرنگار بارها و بارها درباره حوادث خبر تهیه کرده اند، از شنیدن آمار قربانیانی که جان خود را در تصادف از دست داده اند و شاید تا چندین وقت شرح ما وقع یک گزارش از ذهنشان پاک نشده و تأثیر این حرفه بر جامعه آنجا نمایان می شود که یک خبرنگار می تواند با تهیه گزارشی از شخصی یا نوشتن مقاله ای، حتی سیاستمداری را از موقعیتش جابه جا کند.

گزارش نوشتن خبرنگار باید سازنده باشد؛ تفکر خوب دیدن، خوب فهمیدن، خوب تشخیص دادن و چاه چاله را پشت سر گذاشتن و در نتیجه ارائه گزارش خوب و منصفانه.
 
ارتباط اجتماعی این حرفه با جامعه نتایج مثبت و شگفت انگیزی بر جامعه می گذارد و البته گاهی در تهیه گزارشی سر و کله اتفاقات عجیب و غریبی پیدا می شود که حتی جالب تر از خود گزارش اند.
 
بارها شاهد بودیم که نویسنده نشریه ای یا هفته نامه ای به خاطر متنی حقیقی توبیخ می شود و شاید سال ها از حرفه خبرنگاری بایکوت شود؛ چرا که حقیقت جامعه را بیان نموده است و از سویی دیگر گاهی گزارشی از خبرنگاری می بینیم که نامش تا مدت ها بعد از آن نیز در خاطره ها می ماند.
 
درمورد خبرنگاری که با هزاران دغدغه از وطن خارج می شود تا در آن سوی آب ها گزارشات زیبایی بفرستد، باید دغدغه مصونیت به سایر مشکلاتش من جمله دوری از وطن افزوده شود؛ اما باز هم با همان شوق و علاقه به حرفه خویش ادامه می دهد و ما باز هم می نشینیم پای گزارشاتی که موشکافانه در اختیارمان قرار می گیرد.
 
خودتان قضاوت کنید چراکه گفتن حرف های مردم پشت تریبونی که در هر وزش بادی به سمتی می رود باعث ایجاد کمی ها و کاستی ها و نوعی حس محافظه کارانه می شود.
 
خیلی ها می گویند خبرنگاری شغل نيست، حرفه هم نيست، خبرنگاری يک ذوق است، يک استعداد است و يک توان. يک خبرنگار هرجا که باشد به دنبال سوژه است. خبرنگار هيچ وقت بي انگيزه نمي شود اگر خونش جوش خبر آفريني و سوژه يابي داشته باشد؛ اما حقيقتاً هيچ گلي، شمعي و روزي نمي تواند نام خبرنگار را زنده نگه دارد زيرا او زنده است به حرمت دوربین و قلمش. 
پربازدیدترین آخرین اخبار