کد خبر:۲۰۷۵۰۹
پیروزی انقلاب اسلامی؛ سقوط دکترین دو ستونی آمریکا
در شرایط بین المللی، با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج ایران از پیمان سنتو و اردوگاه غرب، یکی از ارکان و پایههای مهم دکترین دو ستونی آمریکا در منطقه فروریخت.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، غلامرضا صفرپور؛ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، صدام شرایط بین المللی و منطقه ای و نیز تحولات داخلی را زمینه مناسبی برای تحقق اهداف خود یافت که اين شرایط را در زیر بررسی خواهیم کرد.
در شرایط بین المللی، با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج ایران از پیمان سنتو و اردوگاه غرب، یکی از ارکان و پایه های مهم دکترین دو ستونی آمریکا در منطقه فروریخت.
ایرانی که یک روز به عنوان ژاندارم و حافظ منافع غرب در منطقه عمل می کرد، بعد از انقلاب اسلامی، خود عامل تهدیدی برای منافع استکباری غرب در منطقه درآمد و به اين ترتيب با مقابله با نظام جمهوری اسلامی به اصل سیاست خارجی آمریکا که قبلاً جلوگیری از نفوذ شوروی در منطقه و جهان بود، اضافه گردید و این کشور مترصد فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی بود.
در شرایط بین المللی، با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج ایران از پیمان سنتو و اردوگاه غرب، یکی از ارکان و پایه های مهم دکترین دو ستونی آمریکا در منطقه فروریخت.
ایرانی که یک روز به عنوان ژاندارم و حافظ منافع غرب در منطقه عمل می کرد، بعد از انقلاب اسلامی، خود عامل تهدیدی برای منافع استکباری غرب در منطقه درآمد و به اين ترتيب با مقابله با نظام جمهوری اسلامی به اصل سیاست خارجی آمریکا که قبلاً جلوگیری از نفوذ شوروی در منطقه و جهان بود، اضافه گردید و این کشور مترصد فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی بود.
برژنسکی، مشاور امنیتی کارتر در این رابطه می گوید: «استراتژی آمریکا در مقابله با انقلاب اسلامی باید تقویت دولت هایی که توان انجام عملیات نظامی علیه رژیم ایران را دارا هستند، مورد توجه قرار دهد.»
شوروی نیز به سیاست «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» ایران، نظر مساعدی نداشت، به اين ترتيب تضاد چندانی در برخورد با ایران میان دو بلوک قدرت نمايان نبود و گویا در این باره جنگ سرد کاربرد خود را از دست داده بود.
در شرایط منطقه ای نیز با پیروزی انقلاب اسلامی، کشورهای منطقه با خیزش ملت های مسلمان روبرو شدند و حکام این کشورها را چنان دچار وحشت و اضطراب کردند که آن را تهدید جدی برای رژیم های سنتی خود می دانستند و از طرف دیگر غرب، بویژه آمریکا با بزرگ جلوه دادن خطر جمهوری اسلامی، وحشت اینها را مضاعف می کرد؛ برای نمونه رئیس کمیته نیروهای مسلح آمریکا در کنگره عنوان می کند: «باید هدف استراتژی آمریکا در گسترش انقلاب اسلامی و بنیادگرایی خود به جهان عرب باشد، حتی اگر در این راه استفاده از نیروهای نظامی لازم شود.»
این اشتراک دیدگاه نسبت به انقلاب اسلامی بین کشورهای منطقه و آمریکا منجر به همکاری نزدیکتری بین آنها در منطقه با جمهوری اسلامی ایران شد که مسلح و تجهیز کردن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از سوی آمریکا و در اختیار گذاشتن هواپیماهای آواکس به عربستان سعودی را می توان در این راستا به حساب آورد.
و اما در شرایط داخلی با پیروز شدن انقلاب اسلامی، اغتشاشاتی در مناطق مرزی، بویژه در کردستان به وسیله گروهک های معاند با تحریک و تشویق دولت های بیگانه صورت گرفت و دشمن برای نشان دادن بی ثباتی سیاسی در کشور دست به ترور شخصیت های سیاسی و ناامنی در شهرها زد و سعی داشت نظام نوپای جهموری اسلامی را از درون به سقوط بکشاند و از طرف دیگر با لغو خرید تجهیزات و تسلیحات نظامی از آمریکا در زمان دولت موقت، اخراج مستشاران نظامی، پاکسازی بعضی از فرماندهان خائن ارتش، یکساله کردن سربازی، اختلافات سیاسی بین شورای انقلاب اسلامی و دولت موقت و لیبرال های حاکم بر کشور از جمله بنی صدر فرصت مناسبی را به وجود آورد تا صدام را به این فکر وادارد که می تواند با یک حمله برق آسا به نقاط حساس و استراتژیک ایران اسلامی به اهداف خود دست پیدا کند.
جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی در منطقه خلیج فارس، پر کردن خلا قدرت ایجاد شده پس از سقوط رژیم شاه و به دست گرفتن ژاندارمی منطقه، رهبری بر جهان عرب و منطقه خلیج فارس، جبران تحقیر ناشی از قرارداد 1975 الجزایر با توجه به اینکه به وسیله خود صدام امضا شده بود و همچنین رفع ضعف ژئوپلتیک کشورش از مهمترین اهداف صدام در تهاجم به ایران می توان ذکر کرد.
یکی از تحلیل های غلط صدام و حامیانش نادیده گرفتن نیروهای مردمی بود که با حضور خود در صحنه های باشکوه انقلاب اسلامی رژیم شاهنشاهی تا بن دندان مسلح را با اراده آهنین و مشت گره کرده با فریادهای الله اکبر و در اطاعت از رهبری و ولی امرشان حضرت امام راحل، سرنگون کره بودند.
مردمی که پاسداری و حفاظت از جمهوری اسلامی که خونبهای هزاران شهید بود را یک وظیفه الهی و انقلابی خود دانسته و می دانند، مردمی که با پیروی از رهبرشان با ایمانی وصف ناپذیر آن چنان در طول هشت سال دفاع مقدس ایثار و مقاومت از خود نشان دادند که نگذاشتند حتی یک وجب از خاک کشور جدا گردد.
شوروی نیز به سیاست «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» ایران، نظر مساعدی نداشت، به اين ترتيب تضاد چندانی در برخورد با ایران میان دو بلوک قدرت نمايان نبود و گویا در این باره جنگ سرد کاربرد خود را از دست داده بود.
در شرایط منطقه ای نیز با پیروزی انقلاب اسلامی، کشورهای منطقه با خیزش ملت های مسلمان روبرو شدند و حکام این کشورها را چنان دچار وحشت و اضطراب کردند که آن را تهدید جدی برای رژیم های سنتی خود می دانستند و از طرف دیگر غرب، بویژه آمریکا با بزرگ جلوه دادن خطر جمهوری اسلامی، وحشت اینها را مضاعف می کرد؛ برای نمونه رئیس کمیته نیروهای مسلح آمریکا در کنگره عنوان می کند: «باید هدف استراتژی آمریکا در گسترش انقلاب اسلامی و بنیادگرایی خود به جهان عرب باشد، حتی اگر در این راه استفاده از نیروهای نظامی لازم شود.»
این اشتراک دیدگاه نسبت به انقلاب اسلامی بین کشورهای منطقه و آمریکا منجر به همکاری نزدیکتری بین آنها در منطقه با جمهوری اسلامی ایران شد که مسلح و تجهیز کردن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از سوی آمریکا و در اختیار گذاشتن هواپیماهای آواکس به عربستان سعودی را می توان در این راستا به حساب آورد.
و اما در شرایط داخلی با پیروز شدن انقلاب اسلامی، اغتشاشاتی در مناطق مرزی، بویژه در کردستان به وسیله گروهک های معاند با تحریک و تشویق دولت های بیگانه صورت گرفت و دشمن برای نشان دادن بی ثباتی سیاسی در کشور دست به ترور شخصیت های سیاسی و ناامنی در شهرها زد و سعی داشت نظام نوپای جهموری اسلامی را از درون به سقوط بکشاند و از طرف دیگر با لغو خرید تجهیزات و تسلیحات نظامی از آمریکا در زمان دولت موقت، اخراج مستشاران نظامی، پاکسازی بعضی از فرماندهان خائن ارتش، یکساله کردن سربازی، اختلافات سیاسی بین شورای انقلاب اسلامی و دولت موقت و لیبرال های حاکم بر کشور از جمله بنی صدر فرصت مناسبی را به وجود آورد تا صدام را به این فکر وادارد که می تواند با یک حمله برق آسا به نقاط حساس و استراتژیک ایران اسلامی به اهداف خود دست پیدا کند.
جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی در منطقه خلیج فارس، پر کردن خلا قدرت ایجاد شده پس از سقوط رژیم شاه و به دست گرفتن ژاندارمی منطقه، رهبری بر جهان عرب و منطقه خلیج فارس، جبران تحقیر ناشی از قرارداد 1975 الجزایر با توجه به اینکه به وسیله خود صدام امضا شده بود و همچنین رفع ضعف ژئوپلتیک کشورش از مهمترین اهداف صدام در تهاجم به ایران می توان ذکر کرد.
یکی از تحلیل های غلط صدام و حامیانش نادیده گرفتن نیروهای مردمی بود که با حضور خود در صحنه های باشکوه انقلاب اسلامی رژیم شاهنشاهی تا بن دندان مسلح را با اراده آهنین و مشت گره کرده با فریادهای الله اکبر و در اطاعت از رهبری و ولی امرشان حضرت امام راحل، سرنگون کره بودند.
مردمی که پاسداری و حفاظت از جمهوری اسلامی که خونبهای هزاران شهید بود را یک وظیفه الهی و انقلابی خود دانسته و می دانند، مردمی که با پیروی از رهبرشان با ایمانی وصف ناپذیر آن چنان در طول هشت سال دفاع مقدس ایثار و مقاومت از خود نشان دادند که نگذاشتند حتی یک وجب از خاک کشور جدا گردد.
این وضعیت در صورتی بود که یک ملت در برابر دشمنی که از سوی شرق و نظامی حمایت و تدارک می شد، قرار گرفته بود؛ بدین ترتیب این قدرت نرم جمهوری اسلامی که برگرفته از مکتب، مردم و رهبری بود، به قدرت سخت دشمنان غلبه كرد و انقلاب ايران را به پیروزی رساند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰