محمدی‌نژاد: از نگاه رهبر انقلاب، اقتدار ملی اصل تعیین‌کننده در مواجهه با آمریکا است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۲۴۸۷
در گفت‌وگو با دانشجو

محمدی‌نژاد: از نگاه رهبر انقلاب، اقتدار ملی اصل تعیین‌کننده در مواجهه با آمریکا است

محمدجواد محمدی‌نژاد، از ادوار بسیج دانشجویی و دانشجوی دکترای پیوسته فیزیک، در گفت‌وگویی به تشریح روایت خود از روند تحولات پس از مذاکرات اسلام‌آباد، فرآیند شکل‌گیری تفاهم‌نامه پایان جنگ و آنچه دیدگاه رهبر انقلاب درباره این روند عنوان کرد، پرداخت.
مصاحبه

محمدجواد محمدی‌نژاد، از ادوار بسیج دانشجویی، دانشجوی دکترای پیوسته فیزیک و رئیس اندیشکده سیاستگذاری و حکمرانی محراب، در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، با تشریح روند مذاکرات منتهی به تفاهم‌نامه پایان جنگ، معتقد است تغییر مسیر مذاکرات از چارچوب ده‌بندی مورد تأکید رهبری، موجب ارسال سیگنال ضعف به طرف آمریکایی شد و زمینه را برای شکل‌گیری یک توافق حداقلی فراهم کرد.

 

پس از مذاکرات اسلام‌آباد و توافق میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا، برخی نگرانی‌ها درباره روند مذاکرات و متن توافق مطرح شد. ارزیابی شما از این روند چیست؟

 

پس از مذاکرات اسلام‌آباد و به‌ویژه در روزهای منتهی به انعقاد توافق میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا، به‌رغم ضعف رسانه‌ای در روایت رسمی، نگرانی‌های جدی درباره بندهای توافق پیشنهادی، نحوه حفظ منافع ملی ایران و همچنین جایگاه جبهه مقاومت شکل گرفت. این نگرانی‌ها با پیام صریح رهبر فرزانه انقلاب ابعاد جدی‌تری پیدا کرد. استفاده از عبارت حکیمانه «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» از سوی ایشان، بار دیگر موضع ثابت انقلاب اسلامی در قبال آمریکا را یادآور شد. همان‌گونه که امام خمینی(ره) آمریکا را «شیطان بزرگ» نامیدند و در بیانیه گام دوم انقلاب نیز بر بی‌ثمر بودن حل مشکلات از مسیر آمریکا تأکید شده است، رهبری جدید نیز بر همان اصول تأکید دارند. از همین منظر، می‌توان روندی را بررسی کرد که رئیس‌جمهور وقت را از میانه جنگ و ترور رهبر شهید، به میز مذاکره و نهایتاً امضای توافق‌نامه رساند.

 

از دوگانه «میدان و دیپلماسی» به عنوان نقطه عطف این تحولات یاد می‌کنید. منظورتان چیست؟

در تاریخ جمهوری اسلامی، مقاطعی وجود دارد که تصمیمات اتخاذشده در آن‌ها، آینده کشور را تعیین می‌کند. یکی از مهم‌ترین این مقاطع، دوره پس از ترور رهبر شهید تا شکل‌گیری تفاهم‌نامه پایان جنگ است. بررسی روند تبادل پیام‌ها میان تهران و واشنگتن نشان می‌دهد که در این دوره، شکاف تحلیلی قابل توجهی میان برخی نهادهای تصمیم‌ساز و هسته هدایت کلان نظام شکل گرفت. به اعتقاد من، همین اختلاف در ارزیابی‌ها موجب شد مسیر از یک موضع مبتنی بر اقتدار به سمت یک تفاهم حداقلی تغییر کند.

 

از نگاه شما، هدف آمریکا از طرح آتش‌بس در همان روزهای نخست چه بود؟

راهبرد آمریکا همواره بر پایه فشار حداکثری و مذاکره در سایه تهدید بوده است. به همین دلیل، بلافاصله پس از ترور رهبر شهید، موضوع آتش‌بس را مطرح کرد. این اقدام نه از سر صلح‌طلبی، بلکه با هدف تثبیت آثار عملیات، جلوگیری از پاسخ متقابل ایران و سپس تحمیل شروط در میز مذاکره انجام شد. به همین دلیل نیز نظام در ابتدا این پیشنهاد را رد کرد؛ زیرا پذیرش آتش‌بس پیش از بازسازی توازن قوا، به معنای پذیرش شرایط تحمیلی بود.

 

درباره طرح پنج‌ماده‌ای شورای عالی امنیت ملی و تبدیل آن به متن ده‌بندی توضیح دهید.

پس از انتخاب رهبری جدید، شورای عالی امنیت ملی طرحی پنج‌ماده‌ای را برای مذاکرات تهیه کرد، اما این متن از سوی رهبری پذیرفته نشد. پس از چند مرحله رفت‌وبرگشت، متن به یک بیانیه ده‌بندی مقتدرانه تبدیل شد که در شب اعلام آتش‌بس منتشر شد. نکته مهم این بود که رهبری خطوط قرمز مشخصی را به آن افزودند؛ از جمله اینکه موضوع هسته‌ای به هیچ عنوان نباید وارد مذاکرات آتش‌بس شود. در نهایت نیز آمریکا که در موضع ضعف قرار گرفته بود، متن پیشنهادی ایران را مبنای گفت‌وگو پذیرفت که این موضوع، به اعتقاد من، نقطه اوج اقتدار دیپلماتیک ایران بود.

 

به اعتقاد شما، نقطه انحراف مذاکرات از کجا آغاز شد؟

از مذاکرات اسلام‌آباد. در آنجا، برخلاف دستور صریح رهبری، موضوع هسته‌ای وارد گفت‌وگوها شد. مهم‌تر از آن، این رفتار از سوی طرف آمریکایی به عنوان نشانه‌ای از تمایل شدید ایران به توافق تعبیر شد. در روابط بین‌الملل، هرگاه طرف مقابل احساس کند شما بیش از او به توافق نیاز دارید، تلاش می‌کند امتیازات بیشتری مطالبه کند. به باور من، همین برداشت اشتباه، زمینه فشارهای بعدی را فراهم کرد.

 

براساس آنچه مطرح شده، رهبری با صراحت نسبت به روند مذاکرات اعتراض کردند و آن را خلاف دستورهای قبلی دانستند. از دیدگاه ایشان، هم ورود به موضوع هسته‌ای خلاف مسیر تعیین‌شده بود و هم متن ده‌بندی اولیه که بر پایه اقتدار تدوین شده بود، کنار گذاشته شده بود.

 

اعضایی از شورای عالی امنیت ملی در نامه‌ای نگرانی‌های خود درباره ادامه جنگ و آسیب به زیرساخت‌های کشور را مطرح کردند و معتقد بودند بدون اهرم هسته‌ای، مذاکره پیش نخواهد رفت. اما پاسخ رهبری این بود که چنین مذاکراتی نه مانع تجاوز دشمن می‌شود و نه تضمینی برای امنیت کشور ایجاد می‌کند؛ چراکه اگر دشمن فرصت ضربه زدن پیدا کند، تفاهم‌نامه مانع او نخواهد شد. این نگاه، بر اصالت بازدارندگی در میدان تأکید داشت.

پس از توقف روند اسلام‌آباد، وزارت امور خارجه متن جدیدی را در قالب ۱۴ بند تدوین کرد. پس از بررسی در شورای عالی امنیت ملی، متن برای تأیید نهایی به رهبری ارسال شد. حدود دو هفته سکوت معنادار برقرار بود و سپس رهبری سؤالات و ابهامات مهمی را درباره متن مطرح کردند. در ادامه، دولت و شورای عالی امنیت ملی پاسخ‌های مکتوب و تعهداتی درباره نحوه تفسیر و اجرای مفاد توافق ارائه کردند. پس از دریافت این تضمین‌ها، مجوز اعلام رسمی تفاهم‌نامه صادر شد.

 

جمع‌بندی شما از این پرونده چیست؟

جمع‌بندی من این است که از ابتدا تا پایان، رهبری نسبت به روند مذاکرات پس از اسلام‌آباد نگاه انتقادی و مبنایی داشتند. از منظر ایشان، مذاکره زمانی می‌تواند کارآمد باشد که بر پایه اقتدار و حفظ خطوط قرمز پیش برود. به اعتقاد من، زمانی که این ریل تغییر کرد، توافق دیگر نمی‌توانست منافع راهبردی کشور را تأمین کند و این نگرانی وجود داشت که طرف مقابل از آن به عنوان ابزاری برای افزایش فشار و تعرض استفاده کند.

پربازدیدترین آخرین اخبار