جریان شعر ضد جنگ مشکوک است/ شعر ضد جنگ با شعر ضد دفاع مقدس خلط شده است
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۱۰۵۷۸
در نشست نقد و بررسی شعر ضد جنگ مطرح شد:

جریان شعر ضد جنگ مشکوک است/ شعر ضد جنگ با شعر ضد دفاع مقدس خلط شده است

محمدرضا سنگری درباره دلايل و انگيزه‌هاي افرادي كه شعر ضد دفاع مقدس مي‌گويند، گفت: اولين دليل موضع سياسي است؛ بعضا فردي ...
به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، عصر امروز جلسه ای در خصوص نقد و بررسی شعر ضد جنگ با حضور محمدرضا سنگری، اسماعیل امینی و علی داوودی در محل کانون اندیشۀ جوان برگزار شد.
 
محمدرضا سنگري در این جلسه به زمينه‌ها و دلايل شكل‌گيري شعر ضدجنگ اشاره كرد.
 
سنگري با برشمردن دو بعد نبرد گفت: واژه جنگ و تمامي واژه‌هاي ديگر در اين زمينه مثل نبرد، حرب و حتي جهاد آنقدر وسيع است كه هم آفاق و هم انفس را در بر مي‌گيرد.
 
وي افزود: در نبرد آفاقي، با موانع طبيعت و ديگر انسان‌ها نبرد مي‌كنند و اين امر در ادبيات گذشته به وفور يافت مي‌شود.
 
اين پژوهشگر تاكيد كرد: تاريخ نشان مي‌دهد كه در هزاره‌هاي گذشته تعداد بسيار زيادي جنگ اتفاق افتاده كه برخي از اين جنگ‌ها ميليون‌ها كشته داشته و نتايج مصيبت بار بزرگي بوجود آورده و جنگ را تبديل به امري منفور كرده است.
 
سنگري در تبيين بعد ديگر نبرد افزود: قلمرو ديگر جنگ، نبرد در انفس است كه ستيز در درون انسان شكل مي‌گيرد و اين نبرد در هفت مرحله در ادبيات بيان شده است؛ البته برخي آن را دو قدم بيشتر بر نشمرده‌اند.
 
وي خاطرنشان كرد: نبرد با حوائج دروني، بسيار سخت تر از جنگ بيرون است و به همين دليل نبرد آفاق را جنگ اصغر و نبرد انفس را جنگ اكبر مي‌نامند.

اين محقق ادبي با بيان تفاوت شعر جنگ و شعر دفاع مقدس ادامه داد:‌ در اينجا بحث شعر ضدجنگ مطرح شده است اما تفاوت آن با شعر دفاع مقدس چيست؟ ما هنوز اين مفاهيم را تبيين نكرده‌ايم و از ادبيات جنگ سخن مي‌گوييم؛ بنابراين ادبياتي كه در عراق توليد شده و همچنين ادبيات ضدجنگ نيز ذيل آن شكل مي‌گيرد در حالي كه در ادبيات دفاع مقدس هيج يك از اين امور جاي نمي‌گيرند.

سنگري در ادامه تفاوت شعر ضد جنگ و ضد دفاع مقدس را چنين بيان كرد: مقدمه‌اي در ذهن همه ما وجود دارد كه آن را همگي قبول داريم و آن اين است كه جنگ بد می باشد.
 
وي ادامه داد: البته ريشه جنگ ستايي را در تاريخ داريم؛ مثلا در «معلقات سبع» و نمونه‌هاي ديگري از ادبيات كهن به كشتن و زجر دشمنان افتخار مي‌كرده‌اند اما در مجموع جنگ منفور بوده و هر كسي كه جنگ را بستايد نيز منفور است و ما دفاع مقدس را ستوده‌ايم، پس دفاعي نامقدس از دفاع مقدس كرده‌ايم.
 
اين پژوهشگر تاريخ عنوان كرد: اما سوال اين است كه آيا هر ستودن جنگي غلط است؟ كدام جنگ ستايي، ستوده و كدام جنگ ستايي منفور است؟ ما بايد اين ماجرا را به  گونه‌اي ديگر نگاه كنيم.

سنگري گفت: آن جنگي منفور است كه به قصد كشت و كشتار و هوا و هوس باشد، اما دفاع ستوده است و به همين دليل در ادبيات ديني، هر كه در دفاع از مال، خانواده، ناموس و ... كشته شود، شهيد محسوب مي شود؛ بنابراين جنگ ستايي منفور است ولي ستايش از دفاع ستوده است.

وي افزود: آنهايي كه ما را تخطئه مي‌كنند ادبياتشان را اين‌گونه مي چينند كه جنگ منفور است، جنگ ستايي نيز منفور است؛ شعر دفاع مقدس نيز جنگ ستايي است پس شعر دفاع مقدس نيز منفور است و ما در اين شرايط هيچ دفاعي از خود نخواهيم داشت.

اين پژوهشگر يادآور شد: اما بايد اين مسئله را از اين منظر نگاه كنيم كه كشور ما به تازگي انقلاب كرده بود و با گذشت زماني كوتاه جنگ شروع شد؛ همچنين ما آمادگي نداشتيم بنابراين ما دفاع كرديم و پس از آن نيز اين دفاع را ستايش كرديم يعني دفاعي را مي ستاييم كه به دنبال صلح بود؛ پس ما به نوعي صلح را ستوده‌ايم.
 
سنگري با اشاره به دوره‌هاي تاريخي گذشته افزود: در تاريخ نيز چنين امري را مشاهده مي‌كنيم كه اگر شما رجزهاي امام حسين (ع) و ياران ايشان را بررسي كنيد چيزي جز جنگ ستايي نبوده اما امام نه براي جنگ بلكه براي صلح رفته بود؛ ولي شرايط جنگي ايجاب مي‌كرد رجزهاي حماسي بخوانند.

وي در پاسخ به اين سوال كه «اگر شاعر عاطفه دارد چرا شعر جنگ مي‌گويد» گفت: با اين سوال عاطفه را تنگ‌ كرده‌ايم؛ شجاعت، خشم و نترسيدن نيز از عواطف انساني است، پس ما مي‌توانيم شعر جنگ را داشته باشيم اما جنگي كه براي صلح است.
 
اين پژوهشگر تاريخ ادامه داد: از جهت ديگر آيا حماسه نيز جز شعر محسوب مي‌شود يا نه؟ اگر شاعر را به شعر رمانتيك محدود كنيم بسياري از شاعران از دايره شعري بيرون مي‌افتند.
 
سنگري در بخش ديگري از سخنانش به نبرد فرهنگي و نبرد الفاظ اشاره كرد و گفت:‌ بي‌ترديد قبل از آن كه نيروهاي فيزيكي دشمن به ميدان بيايند با الفاظ نبرد مي‌كنند.
 
وي درباره دلايل و انگيزه‌هاي افرادي كه شعر ضد دفاع مقدس مي‌گويند، گفت: اولين دليل موضع سياسي است؛ بعضا فردي با نظام جمهوري اسلامي مشكل دارد و آن را اين‌گونه بروز مي‌دهد.

اين محقق ادبي با بيان اينكه دومين دليل انديشه نوگرايي است؛ يعني مي‌خواهد خود را به اين شكل از ديگران متمايز كند، ادامه داد: دليل سوم انديشه خلق اثر جهاني است و آنها اين طور فكر مي‌كنند كه اگر مي‌خواهم شعري بگويم كه جهان آن را ببيند، بايد با ارزش‌هاي جهاني شعر بسرايم و دليل چهارم نيز تأثير شعرهاي ترجمه‌اي است.

سنگري در ادامه، دومین خصوصيت بارز اين گونه شعرها را اينگونه برشمرد: اولين خصوصيت اين شعر آن است كه واژه‌ها و مفاهيم ارزشي را حذف مي‌كنند و به جاي آن واژه‌هاي ديگر به كار مي برند؛ به عنوان مثال، به جاي لفظ شهيد، ‌كشته؛ به جاي لفظ دفاع مقدس، جنگ و به جاي كلمه مصيبت جنگ از فاجعه جنگ استفاده مي‌كنند و خصوصيت دوم آن است كه بيشتر ابعاد تلخ جنگ را برجسته مي‌كنند تا ابعاد عميق و زيباي دفاع مقدس گم شود.

اسماعیل امینی در این برنامه با برشمردن سؤالاتی سعی کرد ذهن پژوهشگران را نسبت به برخی موضوعات مهم حساس کند و گفت: آیا شاعری می تواند ستایشگر جنگ باشد؟ چگونه شاعری که طرفدار زیبایی و فطرت و مدارا است، می تواند ستایشگر جنگ شود؟

وی همچنین افزود: الآن که دو دهه از جنگ گذشته، چه نیازی به شعر و کنگرۀ شعر دفاع مقدس است؟

شاعر متعهد کشورمان با بیان اینکه در این مورد، آیا بحثمان در الفاظ است؟ ادامه داد: مثلاً افرادی نبرد هشت ساله را «دفاع مقدس» می نامند و برخی به آن «جنگ» می گویند یا مثلاً به جای لفظ «شهدا»، «قربانیان جنگی» می آورند.

امینی گفت: سؤال دیگر این است که آیا بحث در حوزۀ شعر ضد جنگ، صرفاً یک بحث ادبی است یا بحثی تاریخی - اجتماعی نیز هست و اگر کسی در شعرش از دوران دفاع مقدس تعریف می کند، آیا قصد سرپوش گذاردن روی کاستی های آن دوران را دارد؟

وی ادامه داد: کسانی که در جنگ فرهنگی در مقابلمان هستند، شرایطی را ایجاد می کنند که ما مجبور می شویم در مقابل برخی بدیهیات مثل آزادی بیان، رفاه و... موضع بگیریم.

این شاعر متعهد کشورمان با اشاره به اینکه در خصوص جنگ نیز همین گونه است، تاکید کرد: سؤال می پرسند که جنگ خوب است یا بد؟ پاسخ این سؤال نیز مشخص است؛ طبعاً جنگ بد است، اما آن ها از این اشتراک لفظی استفاده می کنند و می گویند که پس چرا شعر جنگ داریم؟

امینی همچنین این دو سؤال را مطرح کرد که آیا شاعر می تواند از بند الفاظ بگریزد و بدون معنایی که سیاسیون طرح کرده اند، شعر بگویند؟ آیا می توانیم هم ستایشگر انسان و ارزش های انسانی باشیم و هم ستایشگر جنگ؟

در ادامه علی داوودی، مدیر دفتر شعر حوزه هنری به ابعاد شعر ضد جنگ پرداخت.
 
وی گفت: جنگ برای بشر امری ناگزیر بوده است. همچنین به همان میزان که جنگ وجود داشته، صلح نیز بوده است؛ اما بشر به جنگ بیشتر سوق داشته است تا به صلح.

داوودی با بیان اینکه شعر جنگ یک امر شناخته شده است ادامه داد: آن چیزی که تازگی دارد شعر ضد جنگ است در ژاپن و آلمان قبل از آن ما شعر ضد جنگ وجود داشت؛ این برای کشوری که متجاوز بوده و با شکست و کشته های فراوان جنگ را ترک کرد، امری طبیعی است.

وی ادامه داد: این نوع نگرش به جنگ را در ادبیات ترجمه ای می بینید، جوانان نیز جذب آن ادبیات جهانی می شوند؛ اما تفاوت بسیاری بین این دو جنگ وجود دارد، جهان بینی ما با غرب متفاوت است.

مدیر دفتر شعر حوزه هنری افزود: شعر جنگ تبدیل به شاخص فرهنگی شده است، مثلاً از کنار هم قرار دادن قهرمان روم باستان که به گلادیاتور معروف بود و رستم و سهراب بسیاری مسائل فرهنگی دستتان می آید.

شاعر توانمند کشورمان با اشاره به تاریخ ادبیات ایران گفت: در تاریخ ادبیات، شاعران هیچ گاه جنگ طلب نبوده اند بلکه شعرها عمدتاً شعر ستیز بودند، گرچه شاهنامه حماسی بوده است اما خوی جنگ طلبی را در انسان برنمی انگیزد.

داوودی در بخش دیگری از سخنانش به جریان مشکوک شعر ضد جنگ اشاره کرد و افزود: زمانی که این حجم از جریان شعر ضد جنگ را می بینیم نسبت به دلایل شروع این امر مشکوک می شویم.

وی در پایان مباحثش گفت: در ادابیات دفاع مقدس جنگ و صلح در هم تنیده است، یعنی همان زمان که از جنگ سخن می گویند، صلح را نیز در نظر دارند و حتی گاهی هردو را با یکدیگر بیان می کنند.

لازم به ذکر است عصر امروز جلسۀ نقد و بررسی شعر ضد جنگ با حضور محمد رضا سنگری، اسماعیل امینی و علی داوودی در محل کانون اندیشۀ جوان برگزار شد.
پربازدیدترین آخرین اخبار