سلام آقاي مجيدي از اسلام ناب محمدي پارسال چه خبر؟
عصر چهار شنبه دوست داشتني، پشت ترافيک توي يک تاکسي سبز رنگ نشسته بودم و از زور خستگي روحي و فکري ناي غمگين شدن هم نداشتم چه برسد به خوشحالي...
آقاي راننده لطف کردند و راديو گفتگو را باز کردند، از بخت خوش دل تنگ ما آقاي احمدي نژاد مشغول مصاحبه بودند، ظاهرا چند دقيقه اي از شروع صحبت هايشان مي گذشت، داشت درباره آمار رشد کشور و توسعه و اين حرف ها صحبت مي کرد، راستش مي خواستم به راننده بگويم شبکه ديگري را بگيرد که يک چيزي توجهم را جلب کرد؛ احمدي نژاد جمله اي گفت که من تا 24 ساعت "کانه" که قرص اکسي چيزي مصرف کرده باشم روي زمين بند نبودم ...
آقاي مجيدي شما بواسطه رفت و آمدي که با حوزه هنري داشتيد به احتمال زياد سيدنا الشهيد مرتضي آويني را بيشتر از من مي شناسيد، فکر نکنم کتاب توسعه و مباني تمدن غرب ايشان را خوانده باشيد ولي بي شک خوب مي دانيد که ايشان يکي از بزرگترين متفکرين معاصر بود.
آقاي مجيدي! من باور نمي کردم چون در اين روزگار که هر دم از اين باغ بري مي رسد و در اين مملکتي که «روحاني ياور امام» تکنوکرات از کار در مي آيد و مدعي جانشيني شهيد بهشتي، صاحب «اخلاق نوين جنسي» مي شود و با نامحرم دست مي دهد و توهين به پيامبر را در چهارچوب آزادي بيان محترم مي شمارد و...
در اين بلبشوي پوسته دين و هسته غرب، چه کسي باور مي کند، تحصيلکرده دکتري ترافيک آن هم در اين دانشگاه هاي غرب زده به فکر توسعه تعالي محور باشد.
من بعد از سال ها که انديشه توسعه بومي و ديني شهيد آويني که در کتاب هاي آن قتيل راه حقيقت مدفون شده بود را از زبان احمدي نژاد شنيدم که از عدم تقليد توسعه غربي و توسعه بر اساس تفکر اسلامي حرف مي زد ... البته بنده که خيلي سوادم نمي شود ولي شما که خود را به تنهايي برتر از همه حوزه هنري مي دانيد، شما که خود را همه سينماي ديني مي دانيد، شما که دم از محرومين مي زنيد بايد بيشتر از اين حرف ها سردر بياوريد...
آقاي مجيدي!
از شما انتظار حمايت از احمدي نژاد را نداشتم زيرا اگر اين کار را مي کرديد ديگر هيچ جشنواره غربي تحويلتان نمي گرفت، انتظار عدم همکاري با پايگاه دوم خرداد را هم نداشتم، من ناراحتي ام از آن روزي است که شما در مقابل توهين دکتر سروش به ساحت رسول خدا فرياد «وادينا» سر داديد و امروز همين دکتر سروش به زعم شما کافر، از دروغ گويي و رياي کانديداي متبوع شما به فغان آمده و شماي معتقد به اسلام ناب محمدي آنقدر به همين کانديدا معتقديد که حاضريد به خاطرش دروغ و ريا و قرآن سر نيزه کردن را وسيله کنيد...
برادر محترم!
شما که معتقد به اسلام ناب محمدي هستيد، از ما بهتر مي دانيد که در همان اسلام شما، هدف وسيله را توجيه نمي کند، آويني آنقدر به راستگويي دوربين معتقد بود که حاضر نمي شد پلان مين و سيم خاردارش ساختگي باشد، آنوقت شما که فيلمساز ديني هستيد، حاضريد از بازيگر براي سندسازي عليه يک مسلمان استفاده کنيد؟
آقاي کارگردان متعهد!
به تصوير کشيدن ريا و گفتن ايثار کانديدا در بذل کفش و پابرهنه راه رفتن، حتي اگر صحنه واقعي باشد، مصداق گناه است چه برسد به آن که شما همان بازي مطلوب خود را که از «رضا ناجي» سراغ داريد از آن همشهري آذري زبان من بگيريد!
سياه نمايي با استناد به پديده اعتياد که مربوط به يک دولت و چند دولت نبوده و اگر بوده مربوط به دولت جناح متبوع شما بوده – که هروئين از ترياک ارزانتر شده بود، و اعتياد «بيماري» نام گرفت – شايسته مدعي فرزندي انقلاب نيست چه رسد که از آن بازيگر مشهور آملي هم استفاده شده باشد.
آقا مجيد!
فيلمساز و متفکر ديني، شهيد آويني بود که من انديشه هايش را در افق نگاه احمدي نژاد بيشتر مي بينم و راهش را در اعمال هنرمندان کوچکسال و بي مدعاي جايزه نگرفته از آن ور آب، بهتر مي يابم تا در حرف هاي شما، شما عادت به تلخ بيني داريد، از بازيگران زيبارو فراري هستيد و جز ويرانه ها و بيابان ها و توحش را براي لوکيشن نمي پسنديد، تنها چهره هاي زيبايي که در آثار شما ديده ام فقط محدود به چند بازيگر زن در فيلم بيد مجنون بود که شما بعنوان سمبل گناه از آنها استفاده کرده بوديد، در نگاه شما زيبايي هوس است، پيشرفت تجمل و شادي لهو و لعب، شما بيشتر به درد نظريه «نمي توانيم» مي خوريد که زهر در کام امام (ره) ريخت تا به درد اردوگاه «ما مي توانيم»
جناب مجيدي!
«ما ز ياران چشم ياري داشتيم»، خوشبحال مرتضي که رفت و نديد مدعيان سينماي ديني براي مطامع سياسي سندسازي و دروغ پردازي مي کنند،
آقاي مجيدي! قدر داني چيز خوبي است ولي دريغ، از کسي که جز زشتي را نمي بيند انتظار آن نمي رود، شما مديون اين انقلابيد و مديون گفتمان اصولگرايي، شما که همه چيزتان را از حوزه هنري داريد و بي مدرک به آن افترا مي زنيد حق تان است که در آخرت جز دروغ گويان و ظلم کنندگان بمانيد، بنازم بازي روزگار را که حساب شما را از فيلمسازان ديني جدا کرد و چه خوش گفت آن شاعر رند که :
حافظا مي خور و رندي کن و خوش باش ولي دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
والسلام علي من اتبع الهدي
کميل نواب
/انتهاي پيام/