تلخ؛ خيلي تلخ
فيلم سينمايي «شب يلدا»، اثر برجسته كيومرث پوراحمد يكي از محدود آثار شخصيت محور سينمايي ايران است. فيلمي كه به واقع مي توان بر اساس شخصيت و بازي بازيگر تنها نقش اصلي اش با حضور محمدرضا فروتن كه شاهكار منحصر به فرد تاريخ بازيگري اش را در اين فيلم به يادگار گذاشت به گنجينه خاطرات جذاب و نه چندان مفصل ما از سال هاي سينماي ايران پيوست.
«شب يلدا» فيلمي بسيار منسجم، دقيق، گرم، تلخ، آرام و حرفه اي است، فيلمي كه تمامي توان كارگردان را در ميزانسن بسيار ظريف، دقيق و متناسب آن مي توان سنجيد و عيار آن را با سياليت جاري در روح كلي فيلم و كالبد تصويري آن محك زد.
داستان فيلم جريان گسست عاطفي ميان يك زن و شوهر است كه به شكلي بسيار نحيف، ظريف و در عين حال مخفي در طي سال هاي مختلف به صورت مستمر و مدرج ادامه داشته و نهايتا به يك ترفند زنانه و خروج او از كشور منجر شده است و به عبارت ديگر مرد در يك عمل انجام شده قرار گرفته است، عملي كه براي او نه راه پس گذاشته و نه راه پيش.
تلخي حاكم بر فيلم نه تنها نشأت گرفته از اين اتفاق ريشه دار، بلكه داراي بازگشتي به گذشته زندگي مرد خانواده و فضاي ذهني او و تاثيرات آن بر روحيه و حتي موقعيت شغلي او دارد.
تاثيراتي كه مي توان رگه هاي حضورش را در تلاطم هاي روحي و موقعيتي او در مواجهه با اتفاقات جاري در زندگي اش يافت.
«شب يلدا» داستان گسست عاطفي است كه انسان را در برهوت ندانستن ها و دريغها و سوء تفاهم ها مبتلا مي كند.
محمدرضا محقق
ادامه دارد... /انتهاي پيام/