عزم تماشا
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۶۸۳۷
درنگي در آثار و انديشه‌هاي مفاخر ادب و هنر پارسي

عزم تماشا

در اين روزهاي بي باك از دل‌هاي بي قرار كه هر چه هست دود و ماشين و دويدن و «نرسيدن» است، در اين روزها كه مردمان هي مي دوند و مي رسند و هر چه بيشتر مي دوند كمتر مي رسند؛ مگر چاره اي غير از پناه بردن به دامان حضرت سعدي هم داريم.

درست در لحظاتي كه اعتمادت را به همه چيز از دست داده‌اي، بارقه‌اي از فراز ناي آدم و عالم تو را به خود مي خواند و دلت را به دست مي‌آورد.

درست در پايان شب سيه اين روزگار بي «آدم» و در حالي كه همگان خواه ناخواه، آگاه يا ناخودآگاه به رسم «ادب» به ترميم «نسل رو به انقراض انسان» رفته‌اند، يادت مي‌آيد كه مي‌شود مثل «هر نفس» كه «آواي عشق مي رسد از چپ و راست» به اين بينديشي كه هنوز هم مي توان پا به باغ بي برگي پدر معنوي شعر اساطيري و باستاني، اصالت هاي شاعرانه اين روزگار بگذاري و هم پاي درس استاد آسمان ها و زمين و صاحب اختيار گلستان و بوستان معنويت و شعر و شعور حضرت شيخ اجل سعدي (رحمه الله عليه) بروي و دمي از دمادم گرم او، روزگار سرد و هرماني ات را رنگ ديگر بزني، از جنس بي رنگي و صفا.

حالا يادت مي آيد كه در همين روزگار هم انسان هاي بزرگي اطرافت هستند كه اگرچه به چشم «ظاهر بين» ناديدني‌اند و رفتني، اما تو خوب مي فهمي كه از مرز اكنون و اكنونيان، چند قدمي آن طرفتر بروي، به درياي وصل نيكان و نياكان پاك خود، خواهي رسيد و مي توان جرعه جرعه از شراب ناب آن جان هاي تابناك سيراب شد.

در اين روزهاي بي باك از دل‌هاي بي قرار كه هر چه هست دود و ماشين و دويدن و «نرسيدن» است، در اين روزها كه مردمان هي مي دوند و نمي رسند و هر چه بيشتر مي دوند كمتر مي رسند و ... در اين روزها كه جماعت «عشق را از مغازه‌هاي لوكس خريداري مي كنند» و در اين زمانه كه هر لحظه اش مي توان تشييع عشق را روي دستان شهوت و ابتذال به تماشا نشست، مگر چاره اي غير از پناه بردن به دامان حضرت سعدي هم داريم.

بر آنم كه حضرت سعدي از عاشق ترين عشاق پاك و پر خون تمام روزگاران بوده است، در رويا ديدم كه در بهشت، حافظ پيش منبر درس و معرفت سعدي زانو زده و به كسب معارف و فيوضات آسماني او دلگرم است.

حضرت سعدي در گلستان و بوستان، رموز «آرامش» را به ما مي آموزاند و ما را در برابر شدايد و رغائب -هر دو - بيمه مي سازد؛ بيمه اي نه از جنس زر و زور و تزوير و شايد و اما و اگر و اي كاش، بل از جنس آنچه خداوند در فطرت بشر به وديعت نهاده است: عشق و راستي!

سعدي آموزگار عشق و راستي است و همين نكته تو را بس كه اگر نبود دل دريايي و آتش فشاني، روح پر سرور و دل پر غرور او و اگر نبود حجم نوراني و متراكم منويات ازلي و لم يزلي او كه از منبع وحي و نورانيت مبدا و معاد آموخت و آموزاند، حضرت به اين عظمت و بزرگي حكمت و معرفت نمي رسيد.

مگر حكمت و آموزش مي تواند تهي از سلوك عاشقانه در اين همه جان تابناك موثر افتد و اين همه سال، اين همه قرن، اين همه عمر و اين همه «دل» را بي‌تاب خود كند و به دنبال خود كشاند و خود پس از سال‌هاي سال، پيشاپيش اين راه به سلوك روحانيش ادامه دهد.

و ما رهرو اين راهيم، ما به فلك مي رويم عزم تماشا كه راست؟

پربازدیدترین آخرین اخبار