اولین بار تاجزاده من را به وزارت کشور برد
به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، از چهارمين جلسه دادگاه متهمان اغتشاشات اخير كه صبح امروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران با حضور سران و بانيان اصلي وقايع اخير برگزار شد، يحيي كيان تاج بخش در دفاعيات خود اظهار داشت: وظيفه خود مي دانم پس از مطالعات وقايع اخير و روشن شدن حقايق آن براي آگاهي بيشتر مردم ايران به برخي وقايع اخير بپردازم تا از بروز چنين وقايعي در اينده جلوگيري كنم.
وي در ادامه گفت: هدف اغتشاشات اخير كه اتفاقا ناگهاني نبوده و نتيجه يك برنامه ريزي دراز مدت مي باشد، حمله به نظام و تضعف آن بوده است.
عامل بنياد سوروس در ايران همچنين اظهار داشت: براندازي نظام به بهانه شكست در انتخابات دوره دهم در ايران كليد خورد، ولي با هوشياري مقام معظم رهبري و مردم و مسئولان آگاه به شكست انجاميد.
تاج بخش تصريح كرد: در كشورهايي كه آمريكار در آن حضور رسمي ندارد عامل اصلي پيشبرد منافع آمريكا وارد كردن دموكراسي غربي و صندوق حمايت از دموكراسي در كشورهاست؛ و در كشورهايي كه در آن انقلاب مخملي رخ داده است و همچنين كشورهايي مانند ايران كه آمريكا در آن حضور رسمي ندارد پيشبرد منافع آمريكا از حوزه هاي ديگر كه شامل سرويس هاي پنهان و نيمه پنهان مانند مركز ويلسون در واشنگتن است و از سوي ديگر با دولت آمريكا مرتبط است و نيز نهادهاي كاملا آشكار مانند بنياد سوروس تامين مي شود.
وي با اشاره به عامل انقلاب هاي مخملي در برخي از كشورها ادامه داد: تمامي اين سه حوزه در كشورهايي مانند ايران ايفاي نقش مي كنند و كاملا با هم هماهنگ هستند.
عامل بنياد سوروس در ايران به فرآيند براندازي نرم در ايران اشاره كرد و گفت: انقلاب هاي مخملين با شبكه سازي و نهاد سازي از طريق معرفي پروژه هاي عملياتي كه هدف آن وصل كردن نخبگان به توده هاست و همچنين از طريق كارگاه هاي آموزشي، مطالب و پژوهش را از طريق نهاد سازي شكل مي دهند كه منجر به تغيير رژيم به نفع آمريكا مي شود.
تاج بخش در ادامه گفت: حمله به پايه هاي نظام از ديگر اقدامات براندازي نرم است كه از سه طريق انجام مي شود؛ ابتدا مسئوليت زدايي كه به باورهاي مردم حمله مي شود تا پايه هاي نظام را نابود كند و دوم از طريق اعتبار زدايي به گونه اي كه موجب ناكارآمد جلوه دادن مسئولان و دولت مي شود تا اعتبار دستگاه دولتي و نظام در چهره مردم كاسته شود و سپس از طريق اعتماد زدايي كه اقدام به شايع پراكني و تهمت زني مي كنند تا اين نشان دهند مسئولان دروغ مي گويند و مراجع رسمي صيلاحيت ندارند كه در اين صورت حالتي از تنفر نسبت به مسئولان در ميان مردم ايجاد مي شود و همه اهداف اين سه حالت جهت سست كردن اركان نظام است.
وي در ادامه اعترافات خود به ديگر محورهاي فرايند نرم اشاره كرد و گفت: دو قطبي ساختن جامعه از طريق ايجاد شكاف بين مردم است كه با هدف جابه جايي افكار انجام مي شود كه در اين صورت نيروهاي مخالف نظام جذب مي شوند و در مقابل نظام مي ايستند.
عامل بنياد سوروس در ايران در ادامه گفت: پله انتهايي اين فرايند مربوط به فرايند انتخابات است كه به دو شكل صورت مي گيرد؛ شكل اول در صورتي است كه نيروهاي ضد نظام موفق به پيروزي در انتخابات شوند كه در اين صورت وارد دولت مي شوند و از درون حكومت با استفاده از ابرازهاي قانون به سمت تغيير جامعه حركت مي كنند؛ نمونه اين را در مورد گورباچف در روسيه شاهد بوديم؛ شكل دوم در صورتي است كه نيروهاي مخالف در انتخابات موفق نشوند كه در اينجا به پله بعد حركت مي كنند كه از آن به نافرماني مدني تعبير مي شود، در اين حالت با كشاندن مردم به خيابان ها در مقابل نظام مي ايستند تا جا به جايي قدرت صورت گيرد.
تاج بخش به تحليل سه جريان برانداز در دو دهه گذشته اشاره و تصريح كرد: بعد از اتمام جنگ شاهد سه نوع جريان و شيوه براندازي بوديم؛ نخست شيوه استحاله فرهنگي، سپس شيوه استحاله سياسي و پس از آن نافرماني مدني(انقلاب مخملي).
وي در خصوص عامل انقلاب مخملي در ايران به مصاديق اين سه محور اشاره كرد و گفت: در دولت سازندگي شاهد استحاله فرهنگي بوديم و در همان زمان از طريق شهرداري و روزنامه همشهري اقدام به جذب نخبگان كرديم كه نهايتا از همين طريق دولت اصلاحات حمايت شد.
عامل بنياد سوروس در ايران در ادامه گفت: در آن زمان از طريق رئيس شهرداري وقت شيوه جديد فرهنگي در مديريت شهري تهران فراهم شد و با تاسيس فرهنگسراها و دفاتر پژوهش و فرهنگي و خانه هنرمندان كه از طرف شهرداري وابسته به دولت سازندگي حمايت مالي مي شد اين نهادها مورد حمايت رامين جهان بيگ لو قرار گرفت.
تاج بخش ادامه داد: آنچه مهم است آن كه اين اقدامات در زمان دولت سازندگي اتفاق مي افتاد كه بنياد آمريكايي جورج سوروس ned مستقيم از آن پشتيباني مي كرد.
وي به مصاديق اين فعاليت ها اشاره كرد و گفت: استادان خارجي كه از نمايندگان متفكر سياسي بودند و همچنين منتقد به نظام ديني و مبلغان جدايي دين از سياست بودند دعوت مي شدند تا در سالن هاي عمومي با حضور دانشجويان ديدگاه هاي خود را مطرح كنند و همچنين مقالات و كتب خود را در اختيار آنها قرار مي دادند.
عامل بنياد سوروس در ايران همچنين به سفر عطريانفر به نيويورك اشاره كرد و گفت: يكي از نقاط عطف همكاري جريان داخل با خارج سفر آقاي عطريانفر به نيويورك و ملاقات با جورج سوروس بود كه عطريانفر در آن زمان جلسه گفت و گو به عنوان نماينده جريان سكولار اظهار نظر مي كند.
اين فعال انقلاب هاي مخملي در بخش دوم سخنان خود گفت: استحاله فرهنگي به مصداق دو قطبي جامعه تهران و شهرهاي ديگر تبديل شد؛ به اين معني كه با انديشه هاي همسان سازي و تحقير در يك جامعه پايين شهري و روستايي قرار مي گيريم و اين انديشه هاي مصرف گرايي باعث تغيير رفتار در نسل جوان و تغيير در گزينش هاي سياسي آنها مي شود.
تاج بخش ادامه داد: بعد از تاسيس دولت اصلاحات، شيوه براندازي تغييرات را ايجاد كرديم و به توسعه سياسي كه همان استحاله سياسي است، روي آورديم و در دوران اصلاحات با همفكري فعالان سياسي و سازندگي و فعاليت چهره هاي سرشناس دانشگاهي يك حاشيه امن براي فعاليت هاي براندازي و همكاري با عناصر داخل كشور ايجاد شد كه موجب عدم حساسيت نظام در فعاليت هاي براندازي شد.
وي گفت: اين عدم حساسيت و حاشيه امن باعث شد نيروهاي بيگانه و آمريكايي وارد ايران شوند.
عامل بنياد سوروس در ايران به فعاليت هاي براندازانه خود در دوره اصلاحات اشاره كرد و ادامه داد: احزاب سياسي اصلاحات و NGOهاي غير دولتي كه از آن زمان با بنيادهايي نظير سوروس همكاري داشتند شروع به فعاليت در ايران كردند.
اين عامل براندازي نظام به مصاديق اين همكاري ها اشاره و تصريح كرد: مذاكرات پنهان با عنوان رديف 2 كه چهره هاي سياسي آمريكا و ايران در كشورهاي اروپايي براي جلب نظر و همكاري جلسات متعددي را تشكيل دادند كه از نمونه هاي آن سفر آقاي عطريانفر به نيويورك و نيز ملاقات مستقيم آقاي خاتمي با جورج سوروس در نيويورك در سال 85 بود.
تاج بخش اظهار داشت: ترويج الگوي دموكراسي غربي در زمان دولت اصلاحات از طريق انتخابات شوراي شهر و روستا بود كه با هدف سياسي كردن فضاي شهر و شوراها كه با عنوان تقويت جامعه مدني مي توان از آن ياد كرد با هدف دور كردن اين نهاد مردمي از مباني قرآني خود بود.
وي به داستان عجيب و تاسف انگيز خود در وزارت كشور اشاره كرد و گفت: بنده با با بيش از دو دهه دوري از مملكت در سال 77 وارد ايران شدم و آقاي تاجزاده من را براي يك جلسه در خصوص توسعه شهري دعوت كرد، پس از هماهنگي هاي مربوطه وارد وزارت كشور شدم، اما با وجودي كه براي گوش كردن به اين جلسه حضور پيدا كرده بودم ناگهان آقاي تاج زاده از من براي سخنراني دعوت كرد.
عامل بنياد سوروس در ايران افزود: با تعجب به دوستم گفتم كه من براي گوش كردن به اينجا آمدم نه براي سخنراني و هيچ گونه آمادگي براي سخنراني ندارم؛ در همين اثنا آقاي تاج زاده به همراه تعدادي از همراهان خود وارد اتاق شدند و من در مورد موضوعي كه تخصصم در دانشگاه نيويورك بود سخنراني كردم، جالب اينكه همه دوستان آقاي تاج زاده به گونه اي ديكته وار مشغول نوشتن سخنان من بودند.
در انتهاي صحبت آقاي تاج زاده علت ار جويا شدم كه چرا دوستان شما سخنان من را يادداشت مي كنند كه وي گفت: پس فردا همين سخنان شما را بهتر از شما در جايي دگير سخنراني مي كنند./انتهاي پيام/