کد خبر:۴۷۸۳۹۳
حضور شاهدان بصیردر استان فارس-۲:

خبر دادند «آمدند»

مردم همه آمده بودند و چشم‌های اشک بار و خیس منتظر بودند؛ همه نگاه‌ها به سمت خیابان ورودی شهر بود تا این که خبر دادند «آمدند».

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو از شیراز، طلوع آفتاب بیست و سومین روز از زمستان سال ۹۴ در استان فارس فرق دارد و امروز آفتاب طلایی تر می تابد. انگار آفتاب هم می خواهد خبر بدهد خبری که همه را آماده و محیای استقبال می کرد.


روزنه های از نور آفتاب به زمین سرد نورآباد رسیده بود و انگار این قطعه از سرزمین فارس به زنگ دیگری شده بود. عطر خاصی در فضای شهر به مشام می رسید و خبر از حال و هوای خاصی مخابره می شد.


اندک اندک و به مثابه رود های کوچک و به هم پیوسته مردم به خیابان اصلی شهر می آمدند و تدارک یک موج عظیم را می دادند و درست چند ماه انتظار حماسه حضور در این قطعه از ایران اسلامی زود آغاز شد.


مردم همه آمده بودند و چشم های اشک بار و خیس منتظر بودند؛ همه نگاه ها به سمت خیابان ورودی شهر بود تا این که خبر دادند «آمدند».


موج و ولوله بین مردم سرازیر و اشک ها از چشم ها جاری شد و مردم با اوج عظمت و حضور خود به استقبال میزبانان واقعی آمدند و با رسیدن تریلی ها همه حرکت کردند به سمت آن ها.


چشم در بین جمعیت پیر و جوان، دانشجو و دانش آموز، دختر و پسر، زن و مرد و با هر شکل و ظاهری می دید.کسانی که فکرش هم نمی کردی که با این تیپ و قیافه و ظاهر به استقبال شهدا بیایند دست به تابوت شهید گرفته و مثل باران بهاری اشک می ریزد و با کسی که می داند مطمین هست درد و دل می کند.


آری؛ تریلی ها بار دیگر با شهدا آمدند و آن ها حامل پیکر مطهر ۵۷ شهید گمنام دوران ۸ سال دفاع مقدس هستند؛ شهدای که با حضور خود کاروان شاهدان بصیر را در استان فارس آغاز کردند و مردم را از حضور خود سیراب کردند.


تریلی شهدا در بین مردم زمین گیر شد و دست ها به سمت پیکر های مطهر می رفت و گریه ها و زار ها دیگر قطع نمی شد؛ یکی هق هق می کرد و بلند بلند گریه می کرد و دیگری آرام آرام مثل شمع می سوخت. پدر شهید با دست پینه بسته روی تابوت شهید می کشید و انگار تازه پسر خود را دیده است، با او درد و دل می کرد و از درد های زمانه می گفت.


انگار خیلی دلش گرفته بود و از همه شکایت می کرد و انگار تازه کسی را پیدا کرده بود که با او درد و دل کند.آن سوی دیگر خانم ها با موج خاصی شهدا را در بغل گرفته بودند و چفیه، پارچه، انگشتر و هر چیزی که با خود آورده اند را تبرک می کنند و با ایثار جای خود را به بعدی می دادند؛


بازار امضا و نوشته روی شهدا هم داغ بود و یکی التماس دعا داشت و یکی دیگر گلایه می کرد؛ اما حرکت های جالب پر شدن پیکر پاک شهدا از درد و دل های شهدا است که چقدر زیبا و عارفانه برای سنگ صبوران خود می نوشتند.


ازدحام جمعیت به گونه ای بود که برخی ها پچ پچ می کردند و می گفتند که هیچ وقت این جمعیت را ندیده ام و خودمعیت عظیمی.


نورآباد امروز بیمه شد و مردم با حضور خود نشان دادند هنوز مدیون شهدا هستند و می دانند که شاهدان بصیر که دیروز رفتند و مقابل دشمن در جنگ سخت جنگیدند، امروز در زمانی خاص آمدند که با امر ولی خود مقابل نفوذ دشمن بگیرند و چه خوب آمدند.

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
سرباز ولایت
Iran (Islamic Republic of)
۲۳ دی ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۸
باز هم مردم نشان دادند که از بسیاری از مسئولین بصیرترند ............... کجاست استاندار فارس که میگفت مردم از شهداء استقبال نمیکنند باید به اینان گفت مردم همیشه از دلسوزانشان حمایت میکنند و به استقبال آنها میروند ................ باشد که بعضی عبرت بگیرند.
2
0
پربازدیدترین آخرین اخبار