
از رجزهای «نحن قوّه حیدریه» شهید تا اشکهای مادر و سردار فضلی
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، به نقل از بسیج نیوز صبح امروز اعضای کنگره شهدای بسیج ورزشکاران با خانواده شهید ورزشکار مدافع حرم امیر لطفی دیدار کردند.
در بخشی از این دیدار مادر شهید امیر لطفی در توصیف ویژگیهای این شهید گفت: او عشق به ائمه داشت، محبت خالص در وجودش موج میزد؛ متظاهر نبود و من خیلی از ایشان راضی هستم با وجود گذشت 3 سال از درگذشت پدرش من هیچ گاه احساس تنهایی نکردم. همیشه به پاهایم بوسه میزد و میگفت مادر من بهشت را بوسه میزنم چون بهشت زیر پای مادران است.
برادر شهید در ادامه حرفهای مادرش افزود: روح پدرم شاد شد، سرافراز شدیم امیدوارم شهید در آن دنیا دست مار را هم بگیرد؛ من به جرات او را کامل نشناختم؛ برادرم همیشه در صحبت و برخورد از پایین به بالا و در کمال تواضع صحبت میکرد؛ در وصیت نامه اش هم از همه عذرخواهی کرده و خواسته حلالش کنند.
برادر شهید لطفی در ادامه به نحوه شهادت برادرش پرداخت و بیان داشت: چند بار درگیر شده بودند و زخمهای سطحی برداشته بود. خیلی از نظر بدنی و قوای جسمانی آماده بود، در یکی از درگیریها از روی دیوار 1.5 متر پریده بود و با یک عملیات شجاعانه و مثال زدنی انفرادی تمام اعضای گروه را از محاصره تکفیریها نجات داد.
وی ادامه داد: در روز شهادت برادرم، ایشان با یک بلدراه همراه میشوند؛ هدف، خانه بالای تپه بود که سمت چپش باغ زیتون است که به گفته بلدچی نقطه ای استراتژیک بود که نباید سقوط میکرد. با وجود کبود آب و غذا و مهمات، امیر و چهار نفر دیگر به بالای تپه به سمت خانه رفتند؛ حقیقتا امیر ادم پای کاری بود.
برادر شهید در تشریح بیشتر واقعه خاطرنشان کرد: به محض ورود به حیاط خانه، نفر جلوی امیر از ناحیه قلب مورد هدف تک تیراندازهای تروریست تکفیری قرار میگیرد و به زمین می خورد. همرزم امیر زنده میماند و برخلاف توصیه های همرزمانش مبنی خطرناک بودن بودن این کار اما امیر به کمک همرزم خود رفته و اورا از تیررس تکتیراندازهای تکفیری نجات میدهد که در این کار خود او از ناحیه سر مورد هدف تکتیرانداز تکفیری قرار میگیرد و دچار جراحت سطحی میشود.
لطفی تصریح کرد: در ادامه، تکفیری ها از سه طرف به خانه حمله ور میشوند و امیر به تنهایی از یک اتاق بدون پنجره، یک طرف را پوشش میدهد و به گفته شاهدان عینی با خواندن رجزهایی همچون «نحن حیدریه نحن قوّه حیدریه، نحن شیعه علی ابن ابی طالب» بالغ بر 34 نفر از تکفیریها را به هلاکت رساند تا اینکه تکفیریها به پشت درب اتاق سنگر ایشان میرسند و یک نارنجک به داخل اتاق پرتاب میکنند ولی برادرم نارجک اول را به سمت خود تروریستها بازپرتاب میکند. اما با انفجار نارنجک دوم، ایشان به درجه رفیع شهادت و آرزوی خود نائل می آید.
در ادامه این دیدار سردار علی فضلی جانشین رئیس سازمان بسیج مستضعفین در سخنانی خطاب به خانواده شهید گفت: شما با خدا معامله کردید و پیش خدای متعال و پیامبر اکرم (ص )و ائمه (ع) رو سفید هستید.
فضلی ادامه داد: امروز اگر جوانان همت نمیکردند خدا می داند چه بر سراسلام میآمد؛ برد شهدای امروز بیشتر از شهدای 8 سال دفاع مقدس است، چون در زمان حمله عراق به ایران، امام خمینی (ره) حاضر بودند و حکم دفاع از اسلام و خاک ایران بود اما امروز یک شرایط خاص تر و ممتازتری است و جوانان همچون شهید لطفی برد بصیرتشان خارج از مرزهاست؛ وجود چنین جوانانی حاصل روزی حلال و شیر طیب و طاهر است که خودشان را مهیا شهادت در راه اسلام می کنند.
در ادامه این دیدار سردار فضلی در نقل خاطره ای از سوریه بقدری احساساتی شد که اشک از چشمانش سرازیر شد.
اهدای عکسی اختصاصی در پایان مراسم به مادر شهید نیز از حواشی این دیدار معنوی بود؛ این عکس که توسط یکی از خبرگزاریهای کشور از شهید لطفی در سوریه گرفته شده بود به مادر شهید اهدا شد؛ چشمان مادر شهید با اولین نگاه به عکس، از اوج محبت به فرزند غرق در اشک شد.
در پایان این مراسم نیز لوح تقدیر به همراه یادبود توسط سردار فضلی و مهندس هاشمی به خانواده شهید اهدا شد.