وقتي از سينماي وحشت حرف مي زنيم...!
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۰۹۵۲
نگاهي به سينما و ادبيات در ژانر وحشت- بخش دوم

وقتي از سينماي وحشت حرف مي زنيم...!

در بخش دوم مجموعه مطالب بررسي آثار ژانر وحشت در سينماي ايران و جهان، پيگير اين موضوع در ادامه بررسي فيلم پارك وي با اشارتي به اثر ماندگار استنلي كوبريك يعني درخشش خواهيم بود.

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ نکته‌ي ديگري که در ساختار فيلمنامه در ژانر وحشت، مي تواند به فراواني در ايجاد فضاي مد نظر ياري دهد، عنصر طبيعت و به ويژه ساختمان و خاصه «خانه» است.

با نگاهي به آثار فاخر توليدي در سينماي جهان در اين گونه، همچون Shining «درخشش» استنلي کوبريک و به ويژه با مرور ديگرباره‌ فيلم Others «ديگران» الخاندرو آمنابار که به اعتقاد نگارنده در استفاده‌ درست از ظرفيت‌هاي «صحنه»‌اي و البته «نورپردازي» يک شاهکار دوست داشتني است، اين شاخصه‌ پرجلوه و بسيار کا‌رآمد، بيشتر به ذهن متبادر مي‌شود.

البته جيراني هم در «پارک‌وي» و هم در اثر معرفش «قرمز» به خوبي، آگاهي و استفاده خود را از اين ابزار،‌ نشان داده است. در «قرمز» يک سکانس فوق‌العاده وجود دارد که استمراراً و به مناسبت در فيلم تکرار مي‌شود و آن حرکت دوربين به سمت نمايي باز از «خانه‌ي سفيد» است که به تنهايي حس دلهره و بار عاطفي و دراماتيک وحشت‌زا به خوبي و بسياري به تماشاگر منتقل مي‌کند. اين رويکرد در «پارک‌وي» هم ديده مي‌شود.

نوع نماهايي که از تلاقي حرکت بازيگران- خاصه آن سکانس ويژه‌ي باراني که ميان اکشن و ري‌اکشن‌هاي کاميار و همسرش به وقوع مي‌پيوندد - حس فضا و طبيعت اطراف در «پارک وي» متجلي شده، گرچه به لحاظ کمي و کيفي قابل مداقه و چالش است، اما در اينکه اين تلاش براي درک درست فيلمنامه‌‌اي از فضا و پيوند آن با بستر روايي و شخصيت‌هايش، قابل توجه و پيگيري و بازنمايي است، ترديدي نيست.

نکته‌ ديگري که در ساختار فيلمنامه‌، بسيار مهم و نيازمند بينش بالاي سينمايي در امکان استفاده‌ درست از آن است، بحث شخصيت‌هاي فرعي داستان است.

بر آگاهان امر پوشيده نيست که «شخصيت‌هاي فرعي»، جزء‌ عناصر «اصلي» فيلمنامه‌‌اند و در واقع آنها هستند که اتصال و چفت و بسط منسجم و قابل پردازشي را به ساير مؤلفه‌ها از جمله‌ روايت و شخصيت‌هاي اصلي مي‌دهند.

شخصيت‌هاي فرعي در واقع وظيفه‌ بالا بردن گيرايي و به عطف رساندن نقاط مدرج داستاني را بر عهده دارند و آنچه در «پارک‌وي» به اين عنوان گنجانده و تعبيه شده، نمودي است از شناخت درست و علمي کارگردان از اين مؤلفه که در عين حال دچار افت و خيز‌هايي در انتخاب و چالش است.

در مجموع اگر عنصري فرعي براي بازنمود بيشتر شخصيت مادر و فرزند و رفتارهاي جنون‌‌آميزش، در فيلمنامه به کار گرفته مي‌شد، فرصت بيشتري را براي درک و دريافت مخاطب از طبيعت اين دو انسان به همراه داشت. ضمن آنکه در حرکت پخته‌تر و سينمايي‌تر ارتباط عناصر سه‌گانه‌‌ فيلم هم کمک شاياني مي‌کرد.

گرچه در اين ميان، گعده‌ هنري عروس جوان در مجموعه‌ تئاتري‌شان بسيار خوب و کار‌آمد است و نقطه‌ اتکاي خوبي براي ايجاد يک محفل فرعي در جهت درام قرار گرفته است.

ديالوگ‌ها در فيلمنامه بنابر بر مرتبت شخصيتي و آمد و شد پرده‌ها و روند داستان،‌ دچار ضعف و قوت مي‌شود. به عبارت ديگر شروع ديالوگ پردازي متناسب و نرمال و در عين حال داراي مواضع و مواقفي دوست داشتني است (مثلاً سکانس شام خوردن خانواده‌ عروس و داماد، ديالوگ‌هاي روان و در عين حال مخاطره برانگيز و جذابي دارد.)

شايد علت اين افت و خيز و فراز و فرود تابعي از روند کلي فيلمنامه باشد که علي رغم شروع خوبش، در امتداد به نوعي سردرگمي و کش و قوس‌هاي کمتر سينماورزانه مبتلا مي‌شود.

در عين حال «پارک وي» بار ديگر نشان داد جيراني ديالوگ پرداز قابلي است، هر چند اين مشخصه در تلاقي با ساير عناصر دچار غليان و خسران شود.

نهايتاً اينکه «پارک‌وي» به لحاظ فيلمنامه، اثر معتنابه و ارزشمندي است که مؤلفه‌هاي نوشتاري سينما و در عين حال، خاصيت‌ها و ويژگي‌هاي ژانر وحشت را به خوبي دانسته و نگاشته است، اما يکي از ايرادهاي کلي کار به «اجراي سينمايي» آن برمي‌گردد که شايد در تجربه‌هاي بعدي، اين «انتقال تجربه» از صفحه‌ فيلم‌نوشت به نگاتيو، با هنرورزي و دقت‌مندي بيشتر و در عين حال استفاده‌ي کامل‌تر و «اصيل‌تر» از «تجربه»‌ هاي جيراني، نمود و نماد جذاب‌تري يابد./انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار