يك مويز و چهل قلندر
محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ براستي در اين زمان و زمانه رخوت آلود و نخوت زده چه نياز و احتياجي به جماعت منتقد؟! آنهم از نوع سينمايي اش؟خاصه در جامعه اي كه بيش از صد سال از ورود سينما به اركان زندگي اجتماعي اش مي گذرد و هنوز تكليفش با اصل سينما به روشني معلوم نيست و سينما برايش هنوز چيزي ميان بودن و نبودن است يا خواستن و نخواستن.
و چنين رويكردي آيا چيزي جز دستمال بستن به سري است كه درد نمي كند؟!
«نقد، تيغ عقل روزگار ماست كه بر هرچه هست فرود ميآيد و شفقت ندارد و قداست نميشناسد. نقد بر شناخت عقل متكي است و معيارهاي خود را از عقل روزگار ميگيرد.
نقادي در مسير خود عقل را نيز به زير تيغ كشيد. يعني عقل تيغ بر خود كشيد. حدود و ثغور خود را تعيين كرد و اين نه از آن جهت بود كه عقل بيش از اين حدود سخني نگويد و حكمي صادر نكند، بل بدين منظور بود كه حدود معرفت همان حدود عقل است و معرفتي فراسوي معرفت عقل ممكن نيست.
معرفت و شناخت زنداني زمان و مكان شد و نقد پاسبان حفظ اين حريم...» (نقد چيست، منتقد كيست؟ مجموعه مقالات به كوشش مسعود فراستي، به جاي مقدمه ناشر، به قلم سيد ناصر هاشم زاده)
تمام دستاوردهاي بشري در معرض پديدهاي به نام نقد قرار دارند و شخصيتي به نام منتقد را بالاي سر خود احساس ميكنند.
با اين حال گاهي پديدههايي مشاهده ميشوند كه بيش و پيش از سايرين در معرض نقد قرار ميگيرند و يا اينكه بيش از آنكه در حوزه تخصصي مورد نقد قرار گيرند در حوزه عمومي و در ميان مردم عادي به نقد كشيده ميشوند.
مثلا ممكن است بسياري از مردم خود را محق ندانند كه درباره يك رخداد پزشكي و يا يك سازه مهندسي ابراز نظر كرده و آن را به نقد كشند و اموري اينچنيني را به اهلش (پزشكان متخصص و مهندسان ماهر) واگذارند، حال آنكه تقريبا همه كساني كه يك فيلم را ديده باشند در خود اين شايستگي را ميبينند كه نظرشان را درباره آن بيان كنند و يا به اصطلاح خويش به نقد آن فيلم بپردازند.
بنابر اين ميتوان چنين نتيجه گرفت كه تعداد منتقدان يك فيلم تقريبا برابر است با تعداد كساني كه به تماشاي آن فيلم نشستهاند.
به قول فرانسوا تروفو: «در هاليوود ميگويند هركسي دو شغل دارد يكي كار و كاسبيِ خودش و ديگري نقد فيلم...كارگردان بايد با اين واقعيت كنار بيايد كه فيلمش مورد داوري كسي قرار خواهد گرفت كه هرگز فيلمي از مورنائو نديده است...»
اين طرز تلقي از نقد فيلم و سينما البته از سنگيني مسئوليت منتقد حرفهاي سينما نميكاهد كه آن را فزوني نيز ميبخشد.
اما به راستي چگونه ميتوان به نقد حرفهاي سينما پرداخت؟ حقيقت آنست كه نقد سينما قاعده و دستورالعمل مشخصي ندارد كه بتوان آن را در مراكز آكادميك كسب كرد و مدرك منتقد سينمايي دريافت نمود.
در واقع هر منتقد سينمايي صاحب سبكي خاص خودش در نقد فيلم است. اما قدم گذاشتن در راه نقد سينما قطعا نيازمند كسب سه چيز است. اول شناخت صحيح و اصولي نقد و نقادي به عنوان نماد عقلانيت روزگار ما. دوم شناخت و درك سينما نه به عنوان هنري متعالي و البته پر رمز و راز در كشاكش دوران جديد. و سوم شناخت نقد سينما كه خود ظرايف بسيار دارد و لزوما جمع جبري دو مورد اول نخواهد بود.
مطالعه دقيق آثار عالمانه منتقدان برجسته سينما و ادبيات كمك بسيار شاياني در راه رسيدن به دركي درست از نقد سينما خواهد نمود./انتهاي پيام/