روز واقعه؛ تصوير ماندگار عاشورا در سينماي ايران
محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛
«واتممناها بعشر» (بخشي از آيه 142سوره اعراف)
چيزي هست كه بايد بدانم، پاسخي هست كه بايد بيابم…(از ديالوگهاي عبدالله در فيلم روز واقعه)
روز واقعه زماني به تثبيت در ذهن و دل مخاطب رسيد، كه در يك سيستم يكپارچه، براي لحظاتي توانست از حجاب تكنيك عبور كند و به متن و بطن حادثهاي نايل آيد كه «عاشورا» بود.
در تجزيه اين سيستم يكپارچه مي توانيم به مولفههايي برسيم كه شاخصههايي شد براي خلق اثري چنان و تاثيري چنين.
روز واقعه متن موقر و ستهينده و صريحي دارد، جانمايه متن يك بازنمايي فرا متني و بيروني از حادثه است در قامت عبدالله نصراني و علاوه بر اين، سرشار بودن جانمايه به لايهها و چگونگيهاي فيلمنامه هم نفوذ كرده و متن فيلمنامه در ميزانسي درست و متناسب، تصويري جذاب و تا آنجا كه ممكن بوده وفادار به اصل پديد آورده است.
موسيقي كمنظير و بازيهاي خوب و ... اما تمام اين شاخصهها در رديف جذابيتها و حرفهايگريهاست، اما آنچه وجه مميزه و تابلوي اين اثر است، همان «بيان خاص» فيلمنامهايست كه حاصل تدبير و تدارك نويسنده قهار آن است.
شايد اگر روز واقعه، اين نگاه فرا متني را براي روايت خود از واقعه عاشورا انتخاب نميكرد و مثلاً درامش را در دام متن مبتلاً ميساخت، نميتوانست به بياني چنين جذاب و امروزي دست يابد.
در عين حال انتخاب عبدالله نصراني، مقدمات امر را براي بازبيني و شناسايي يك تدارك سلوكآميز مهيا ساخت تا آن نگاه فرا متني و بيروني در پيوند با يك سلوك عارفانه و انتخابگري معشوق براي عاشق دلباخته در دو وجه عشق حقيقي در قامت ازدواج با راحله و عشقي حقيقيتر در هيئت جان بر كفي در راه قيام عاشوراييان به تصوير درآيد.
تداخل شگرف و جذاب و ناب راستي و ناراستي و خلل و فرج حيطه عرب آن روز كه هنوز بر چكاد دين مبين، هيئت قبيلگي خويش را ميزدود، فرصتي فراهم آورد تا جريان روايتگري در روز واقعه نه در يك فروبستگي جغرافيايي و زماني، بلكه در پروازي بر بلنداي تحليلي تاريخي و اجتماعي ساخته و پرداخته شود.
«روز واقعه» در هرم سنگين و حيرتآور واقعهاي ذوب شده و نور افشاني ميكند كه تنها تشعشعي از آن براي گرم شدن چشم مخاطب، خاصه در وجه شيعي و هيئت حسينياش، كفايت ميكند و البته هر كس به قدرت عنايت خويش از آن بهره ميجويد.
روايت عاشورا از منظر عبدالله خود نوعي ايدهيابي بكر و سليس و پرجاذبه و قابل تامل است كه مولف و سازنده براي باز پردازش منويات انساني واقعه بر چكاد آن حادثه عظيم خلقت انسان انتخاب كرده و به ظهور و بروز سينمايياش همت گماردهاند.
«روز واقعه» نه در تنگناي عادي و مالوف سينمايي، چه در وجه سخت افزاري و چه در گير و دارهاي نرم افزاريش گرفتار آمد كه بخواهد چرخشي بي فايده و مرعوب در ساخت و پرداخت خوش رنگ و لعاب بيروني و تهي بختي دروني به يادگار گذارد و نه در روايت داستانياش راهي را پيمود و خطايي را آزمود كه سالهاست آزمودنيست، پياپي و نخ نما كه ماحصلش چيزي جز گردنه حيران و حيراني دايره وار اين مدار بيهوده درآيي بي تاثير و تاثر نيست.
روز واقعه تصوير بكر حقيقت است در ساحت قلم و بيان و بنان آدمي، آدمي امروز كه جز تلنگري بر ذهن و زبان خويش و تجسمي از حقايق مينوي ندارد و هر چه هست، درنگهاييست و لحظاتي. «آن» هايي براي تامل و تدبر و ... و شايد تحول./انتهاي پيام/