آخرین اخبار:
کد خبر:۵۶۷۸۸۷
یادداشت/

نقدی بر پراگماتیسم مقامات آمریکایی/ تاثیر مخرب عمل‌گرایی ترامپ بر منطقه غرب آسیا

اگر بخواهیم بر اساس پراگماتیسم آمریکایی رفتار آتی ترامپ را پیش‌بینی کنیم نباید منتظر چیزی جز جنگ‌افروزی و کودک‌کشی و دمیدن بر آتش تفرقه‌ میان شیعه و سنی و حمایت پشت پرده از داعش و گروه‌هایی شبیه داعش در منطقه حساس غرب آسیا بود.

گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، محمد نوروزی؛ این روزها در بین همه مردم از سیاسیون و اهالی رسانه گرفته تا مردم کوچه و بازار، صحبت از رئیس جمهور جدید آمریکاست که اوایل بهمن فرمان هدایت سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا را در دست خواهد گرفت. آنچه که زیاد بر سر زبان هاست این موضوع است که آیا ترامپ هم وعده‌های زمان انتخابات ریاست جمهوری را فراموش خواهد کرد یا نه واقعا به آنچه درباره ایران و سوریه و دیگر کشورهای مهم و تاثیرگذار در روابط بین‌الملل گفته عمل خواهد کرد.

 

در نوشته پیش رو به یک خصوصیت فکری و اخلاقی ترامپ که از زبان «ژنرال دیوید پترائوس» بیان شد اشاره و در ادامه آن را تبیین خواهیم کرد.

ژنرال دیوید پترائوس، که از وی به عنوان یکی گزینه‌های دونالد ترامپ برای تصدی سمت وزارت خارجه نام برده شده، به دیدار خود با رئیس جمهور منتخب آمریکا اشاره می‌کند و می‌گوید «ترامپ یک عملگرای واقعی است». رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، تاکید نمود که «ترامپ از چالش‌ها و فرصت‌های پیش رویش درک دقیقی دارد». عملگرایی (پراگماتیسم) چیست که این ژنرال بازنشسته از آن به عنوان یک صفت راهگشا و مثبت با عظمت یاد می کند؟

 

پراگماتیسم معتقد است معنا و حقیقت امور و اندیشه‌ها را باید در فوائد و نتایج آن‌ها یافت. فایده عملی نظریه‌ها و اندیشه‌ها مهم ترین ملاک حقیقت آن‌هاست. مهمترین فلاسفه پراگماتیسم، ویلیام جیمز، چارلز پیرس و جان دیویی بودند که هر سه اصالت آمریکایی دارند.  بر اساس این فلسفه حقیقت اندیشه‌ها از پیش معلوم و داده شده نیست، بلکه بر آن‌ها حادث می‌شود.

 

با مرور عملکرد و افکار و اندیشه‌های روسای جمهور آمریکا، هیچ بعید نیست که ترامپ نیز به این ویژگی که از دیدگاه انسان‌شناسانه افراد برمی‌خیزد برخوردار باشد. اما برای فهم بهتر حقیقت ساختار دولت و حاکمیت سیاسی در آمریکا لازم است نقطه مقابل این دیدگاه نیز شرح داده شود. نقطه مقابل این نظریه بر این باور است که حقایق مطلقی وجود دارند که فطرت انسان‌ها نیز به آن گواهی می دهد. هیچ انسانی در تمام اداوار تاریخی و در هر مکانی خیانت و ظلم و دروغگویی را برنمی تابد. تمام فطرت‌های پاک بر این حقیقت صحه می گذارند که مقابل حقیقت‌طلبی انسان‌ها را نباید گرفت حتی اگر ندای این حقیقت از کشور دیگری به گوش برسد. برای ملموس‌تر شدن این فلسفه می‌توان به جنگ ایران و عراق و رفتارهای اسلامی که ایران بر اساس حاکمیت اندیشه‌های امام خمینی(ره) با اسرای عراقی داشت و همچنین ملاحظه‌هایی که با غیرنظامیان صورت می‌گرفت اشاره کرد. در حالی که دولت عراق بر اساس دستور یک دیکتاتور مورد حمایت شدید غرب، با اسرای ایرانی از هر شکنجه و آزاری فروگذار نمی‌کرد، اسیران عراقی در زندان‌های ایران مورد رافت اسلامی قرار گرفتند. همچنین در حالی که به  دستور صدام حسین مردم ایران نیز آماج بمب‌ها و موشک‌های ساخت متحدان غربی‌اش قرار می‌گرفتند، حاکمیت اندیشه اسلامی در ایران اجازه نمی‌داد مردم عراق قربانی این جنگ نابرابر شوند.

 

این تفاوت تفکر و اخلاق در جنگ کنونی میان عربستان و یمن نیز دیده می‌شود. جنگنده‌های سعودی دائما بیمارستان‌ها و منازل یمن را بمباران می‌کنند اما از آن طرف هیچ خبری مبنی بر اینکه یمنی‌ها اقدام به شلیک موشک به سوی غیرنظامیان کنند شنیده نمی‌شود. جالب اینکه در هر دو جنگ، هم ایران و هم یمن در واقع شروع‌ کننده جنگ نبودند بلکه در دفاع از خود، به نبرد برخاستند اما از آنجا که اندیشه‌ای دقیقا مخالف پراگماتیسم در حاکمیت سیاسی ایران و انقلابیون یمن برقرار است، چارچوب‌های انسانی و حقوق بشر که سیاستمداران غربی صرفا شعار آن را می‌دهد و خود را طلایه‌دار آن می‌داند، رعایت می‌شود.

 

بنا بر توضیح بالا، این نگاه حاکم بر عملگرایی که «حقیقت اندیشه‌ها از پیش معلوم و داده شده نیست، بلکه بر آن‌ها حادث می‌شود»، دست انسان‌های لذت‌گرایی چون ترامپ را باز می‌گذارد که در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری برای جمع‌آوری رای بیشتر، وعده‌هایی بدهند و بعد با بهانه اینکه برخی کشورها مانند ایران جهان را تهدید می‌کنند، حقیقت را طور دیگری درک کنند و بر اساس آن عمل نمایند. اساسا تفکرات حاکم بر مقامات آمریکا به گونه‌ای است که پایبندی به تعهدات بین‌المللی در آن جایی ندارد که عالی‌ترین نمونه آن را در موضوع توافق ‌هسته‌ای با ایران می‌بینیم. 

 

برخی نویسندگان پراگماتیسم را شیوه فکر آمریکایی می‌دانند. نگاهی به تعهدات فراوانی که دولتمردان ایالات متحده داده‌اند و به آن عمل نکرده‌اند نیز خود گویای این واقعیت است که راه در این ایدئولوژی برای توجیه هر عهدشکنی و زورگویی باز است. زمانی بنا بر اقضائاتی وعده‌ای می‌دهند و در زمانی دیگر با توصیفی که از شرایط حاکم در روابط بین‌الملل می‌کنند و به افکار عمومی مردم جهان القا می‌نمایند حرف خود را نقض می‌کنند. دفاع دولت قانونی سوریه از مردم خود را مغایر با دموکراسی می‌دانند و به مدد جنگ نیابتی و امثال آن مردم سوریه را به خاک و خون می‌کشند اما از آن طرف بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را هنوز که هنوز است اقدامی بجا و بنا به مقتضیات آن زمان می‌دانند. رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا وقتی در برابر سوال خبرنگار قرار می‌گیرد و از وی می‌خواهد که نظرش را بگوید، اوباما قتل عام ناشی از آن بمباران‌های اتمی را که به هیچ وجه از خاطر مردم جهان پاک نخواهد شد، اقدامی درست توصیف می‌کند.

 

تمام موضع گیری‌ها و جنگ‌طلبی‌ها و مداخلات در امور داخلی کشورهای مستقل که از سوی مقامات تصمیم‌گیر ایالات متحده مشاهده می‌شود در واقع بر مبنای این نظر ویلیام جیمز، فیلسوف آمریکایی و یکی از بنیانگذاران مکتب پراگماتیسم است که در آثار عمده خود از جمله «پراگماتیسم» و «معنای حقیقت»، فلسفه و نظریه را وسیله‌ای برای ادراک واقعیت سیال می‌دانست. پایه این تفکر این است که رابطه میان ذهن انسان و واقعیت بیرونی از پیش تعیین شده نیست بلکه انسان همواره برداشت خود از واقعیت بیرونی را بازسازی می‌کند و ملاک این بازسازی، قدرت آن برداشت در پیشبرد عملی زندگی انسان و به سخن ساده‌تر، سودمندی آن برداشت‌هاست.

 

جیمز از چنین موضع فلسفی به دفاع از لیبرال دموکراسی پرداخت و معتقد بود از آنجایی که حقایق همواره در حال تغییرند انسان در وادی آزادی به سر می‌برد و پایبند هیچ حقیقت مطلق و ثابتی نیست.

 

حال با توجه به این دیدگاه منحط و خلاف حقوق بشر که تاکید می‌کند انسان پایبند هیچ حقیقت مطلق و ثابتی نیست رئیس جمهور منتخب آمریکا که درباره سوریه و برجام و داعش نظر خود را اعلام کرده است و اخیرا هم تاکید نمود که در مسائل داخلی کشورها دخالت نخواهد کرد، وقتی فرمان قوه اجرایی را به دست گیرد آیا دستورات عوامل پشت پرده سیاست‌های قلدرمآبانه آمریکا را عملی خواهد کرد یا به حقایق ثابت و همیشگی مانند انسانیت و عدالت و آزادی که در همه زمان‌ها و مکان‌ها تغییرناپذیرند، پایبند خواهد ماند؟

 

همه نیک می‌دانند که سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل عمیقا به هم گره خورده است و مقامات آمریکایی نمی‌توانند ناامنی رژیم صهیونیستی را تحمل کنند. حال با توجه به اینکه نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی مطمئن است و به زبان هم آورده که «حمایت رئیس جمهور آتی آمریکا از دولتش بسیار روشن است»، و از طرف دیگر منافع این رژیم در منطقه شدیدا به خطر افتاده و روز به روز بر قدرت دشمنانش از جمله فلسطین و لبنان افزوده می‌شود، آیا می‌توان امیدوار بود که ترامپ بر سر حرف خود مبنی بر دخالت نکردن در امور داخلی کشورهای دیگر بماند؟

 

بنابراین اگر بخواهیم بر اساس پراگماتیسم آمریکایی رفتار آتی ترامپ را پیش‌بینی کنیم نباید منتظر چیزی جز جنگ‌افروزی و کودک‌کشی و دمیدن بر آتش تفرقه میان شیعه و سنی و حمایت پشت پرده از داعش و گروه‌هایی شبیه داعش در منطقه حساس غرب آسیا به عنوان مکانی که اخبار جنگ و کشتار در آن به وفور یافت می‌شود، بود.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار