نقد كتاب كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني منتشر شد
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، به نقل از مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كارنامه و خاطرات آيتالله هاشمي رفسنجاني همواره مورد توجه و دقت نظر دانشگاهيان بوده است چراكه وي در دوران حيات مبارك حضرت امام خميني(ره) مسئول اداره جنگ بود، بنابراين خاطرات هاشمي در دوران دفاع مقدس كه از نزديك در جريان حوادث و رخدادهاي آن واقعه عظيم بود، بيانگر زواياي پيدا و پنهان آن سالهاست.
بنابراين ضروري به نظر ميرسد ضمن بازخواني خاطرات ايشان به نقد و بررسي و تحليل محتوايي آن پرداخته شود.
متن حاضر كه ذيل دو بخش «خلاصه» و «نقد و بررسي» ارائه ميشود توسط دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران گردآوري شده است. بديهي است انتشار آن صرفاً جهت اطلاع مسئولان دفاتر نهاد و دانشگاهيان بوده و بيانگر موضع سياسي يا عملي معاونت سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها نيست.
در بخشي از زندگينامه آيتالله رفسنجاني آمده است: اكبر هاشمي رفسنجاني در سال 1313 هجري شمسي در روستاي بهرمان از توابع رفسنجان متولد شد. در پنج سالگي به دليل نبود مدرسه در روستا به مكتب رفت. وي تا چهارده سالگي علاوه بر آموزش تحصيلات ابتدايي در كارهاي كشاورزي به پدرش ياري ميداد، سپس براي آموختن دروس حوزوي راهي قم شد و تحت نظر حضرات اخوان مرعشي كه از خويشاوندان به حساب ميآمدند تحصيل را آغاز كرد. بعد از چند سال به اتفاق محمدجواد باهنر كه او نيز در زمره شاگردان امام به حساب ميآمد مكتب تشيع را راهاندازي كرد. وي پس از رحلت آيت الله بروجردي و فراهم شدن زمينه مرجعيت آيتالله خميني در كنار ايشان به فعاليتهاي سياسي ادامه داد. در فروردين سال 42 در پي يورش نيروهاي امنيتي به فيضيه از جمله طلبههايي بود كه به سربازخانه اعزام شد. بعد از حوادث 15 خرداد از سربازخانه گريخت و به جمع علماي مهاجري كه به منظور دفاع از امام در تهران گرد آمده بودند پيوست.
در بخش نقد و نظر كتاب ميخوانيم: سال 65 را هر چند به درستي هاشمي رفسنجاني سال «اوج دفاع» در برابر نيروهاي متجاوز بعثي نام نهاده است، اما در همين حال در اين سال دوگانگي مشهودي در ديدگاههاي مجريان برجسته استراتژي دفاعي كشور رخ مينمايد كه نبايد از تبعات گسترده آن غفلت شود.
در قسمت ديگري از بخش نقد و بررسي كتاب «اوج دفاع» تصريح شده است: از نكات قابل توجه ديگر در اين خاطرات عدم حمايت امام از دانشگاه آزاد بعد از تغيير جهت گيري آن است. امام در بدو تأسيس دانشگاه آزاد در سال 61 به دليل آنكه اصولاً قرار نبود مدركي مطالبه و ارائه كند و هدفش صرفاً ارتقاء سطح دانش جامعه بود از آن حمايت كردند. اما در سال 65 اساسنامه دانشگاه آزاد تغيير كرد و بنا بر آن گذاشته شد كه در زمره مؤسسات آموزش عالي قرار گيرد و مدرك تحصيلي در سطوح مختلف ارائه دهد. اين تصميم، دانشگاه آزاد را كه قرار بود با مدرك گرايي مقابله كند، از پايه تغيير ماهيت داد. در اين سال آقاي هاشمي براي كسب حمايت مجدد امام خدمت ايشان ميرسد و متعاقباً نامهاي مينويسد: «از امام خواستم دانشگاه آزاد اسلامي را در مقابل مخالفان تندرو تقويت كنند. فرمودند موارد اختلاف و نقاط نظر طرفين را بنويسم تا تصميم بگيريم، نوشتم و فرستادم». (ص113) اما علي رغم پيگيريهاي متعدد آقاي هاشمي امام به اين نامه پاسخ نميدهند(ص120) و اصولاً از مشي جديد دانشگاه آزاد كه به صورت افراطي تر از گذشته به جو ناسالم مدرك گرايي در كشور دامن ميزند به هيچ وجه حمايت به عمل نميآورند.
مناسب است براي شناخت طيف مخالفين اين تغيير جهت دانشگاه آزاد از اهداف اوليه به روايتي از آقاي هاشمي عنايت كنيم: «آقايان مسيح مهاجري و محمدرضا بهشتي آمدند. از دو مقاله روزنامه جمهوري اسلامي در مورد مجلس و دانشگاه آزاد اسلامي انتقاد كردم».(ص112) متأسفانه هرگز به انتقادات خيرخواهانه در مورد انحرافاتي كه مديريت اين دانشگاه در سطوح كلان ايجاد نمود، توجهي نشد.
اين كتاب 150 صفحهاي با مقدمه آغاز و سپس به زندگي نامه، خلاصه كتاب و نقد و نظر پرداخته است./انتهاي پيام/