بازخواني بيانات مقام معظم رهبري در خصوص سال اصلاح الگوي مصرف
گروه سياسي؛ در حالي كه قريب به يك سال از نامگذاري سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوي مصرف» ميگذرد، شاهد آن هستيم که برخي دستگاه هاي دولتي از افزايش بيش از صددرصدي هزينه هاي خود در تغييرات دكوراسيون و ساير هزينههاي غير ضروري و تجمل گرايي برخوردار هستند.
در اين سالها متاسفانه مسئولان، تذكرهاي پي در پي مقام معظم رهبري را در حد برگزاري همايش ها و موارد کلیشه ای لوس کردند و برخي مسئولين و سازمانهاي حكومتي هم آنگونه كه بايد و شايد در راستاي اين رهنمودها اقدامي نکردند.
لذا به نظر مي رسد بازخواني دوباره سخنراني مقام معظم رهبري در جمع زائران و مجاوران حضرت رضا(ع) كه فروردين ماه امسال در مشهد مقدس ايراد فرمودند، ضروری است تا شايد مسئولين و حتي مردمي كه متاسفانه در اين زمينه بي توجه هستند، كمي به خود بيايند:
معظم له در اين ديدار فرمودند: يك اقدام اساسى در زمينهى پيشرفت و عدالت، مبارزهى با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه است؛ اين بسيار مسئلهى مهمى است. البته بار اوّلى نيست كه ما اين مطلب را مطرح ميكنيم. من در همين ديدار اول سال، در نوبتهاى متعددى در همين جا خطاب به مردم عزيزمان دربارهى اسراف، دربارهى ولخرجى و تضييع اموال و لزوم صرفهجوئى مطالبى را عرض كردم؛ اما اين مسئله تمام نشده است؛ اين مقصود، آنچنان كه بايد و شايد برآورده نشده است. لازم است به عنوان يك سياست، ما مسئلهى صرفهجوئى را در خطوط اساسى برنامهريزىهايمان در سطوح مختلف اعمال كنيم. مردم عزيزمان توجه داشته باشند كه صرفهجوئى به معناى مصرف نكردن نيست؛ صرفهجوئى به معناى درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارائى داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است.
جامعهى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعهى ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نيست. اين را من عرض ميكنم؛ ما بايد اعتراف كنيم به اين مسئله. عادتهاى ما، سنتهاى ما، روشهاى غلطى كه از اين و آن ياد گرفتهايم، ما را سوق داده است به زيادهروى در مصرف به نحو اسراف. يك نسبتى بايد در جامعه ميان توليد و مصرف وجود داشته باشد؛ يك نسبت شايستهاى به سود توليد؛ يعنى توليد جامعه هميشه بايد بر مصرف جامعه افزايش داشته باشد. جامعه از توليد موجود كشور استفاده كند؛ آنچه كه زيادى هست، صرف اعتلاى كشور شود. امروز در كشور ما اينجورى نيست. مصرف ما به نسبت، از توليدمان بيشتر است؛ اين، كشور را به عقب ميرساند؛ اين، ضررهاى مهم اقتصادى بر ما وارد ميكند؛ جامعه دچار مشكلات اقتصادى ميشود. در آيات شريفهى قرآن بارها راجع به پرهيز از اسراف در امور اقتصادى تأكيد شده؛ اين به خاطر همين است. اسراف، هم لطمهى اقتصادى ميزند، هم لطمهى فرهنگى ميزند. وقتى جامعهاى دچار بيمارى اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روى او تأثيرهاى منفى ميگذارد. بنابراين مسئلهى صرفهجوئى و اجتناب از اسراف، فقط يك مسئلهى اقتصادى نيست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى است، هم فرهنگى است؛ آيندهى كشور را تهديد ميكند.
من يكى دو تا از اين آمارهاى تكاندهنده را عرض بكنم؛ اسراف در قلمهاى مهم مصرفى كشور، از جمله اسراف در نان. بر حسب بررسى ميدانىاى كه در تهران و بعضى از مراكز استانها شده است، گفته ميشود كه 33 درصدِ نان ضايعات است. يك سوم همهى نانى كه در اين شهرها توليد ميشود، دور ريخته ميشود. فكرش را بكنيد شما؛ يك سوم! آن وقت كشاورز ما با آن زحمت گندم را توليد كند و اگر يك سالى بارندگى كم بود - مثل سال گذشته كه توليد گندم در كشور كم شد - دولت از پول عمومى، از بودجهى مردم گندم از خارج وارد كند، اين گندم آرد بشود، خمير بشود، نان بشود، بعد يك سوم از اين همه ثروت دور ريخته شود. چقدر تأسفآور است! متأسفانه اين واقعيت دارد، اين هست.
در مورد آب بررسىهائى كه كردهاند، ميگويند تلفات آب در مصرف خانگى تا حدود 22 درصد است. كشور ما كشور پرآبى نيست. حداكثر صرفهجوئى را ما مردم ايران در آب بايد انجام دهيم. آن وقت اين آبى كه با اين زحمت توليد ميشود، از راههاى دور آورده ميشود، با بهاى سنگين سدهائى به وجود مىآيد؛ اين همه دانش، تجربه و تلاش به كار ميرود تا اين آب به خانهى ما بيايد؛ بعد در خانهى ما 22 درصد از اين آب هدر برود! اين فقط مصرف خانگى است؛ مصرف كشت و مصرف صنعت هم يك جور ديگر اسرافهائى دارد. آنچه كه برحسب بررسىها به عنوان آمار در اختيار ماست، ما مجموعاً بيش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژى - چه برق، چه حاملهاى انرژى - مصرف ميكنيم؛ يعنى نفت، گاز، گازوئيل، بنزين. مصرف اين چيزها در كشور ما از دو برابر متوسط جهان بيشتر است. خوب، اين اسراف است. اسراف نيست؟
شاخصى به نام شاخص شدت انرژى وجود دارد؛ يعنى نسبت بين انرژىاى كه مصرف ميشود، با كالائى كه توليد ميشود؛ كه هرچه انرژىاى كه مصرف ميشود، كمتر باشد، براى كشور سودمندتر است. در اين زمينه گاهى نسبت به بعضى از كشورهاى پيشرفته، مصرف شدت انرژى ما هشت برابر بيشتر است! اينها اسرافهائى است كه در جامعه دارد انجام ميگيرد.
در مصارف گوناگون شخصى و خانوادگى، اسرافِ فردى صورت ميگيرد. تجملگرائىها، چشم و همچشمىها، هوسرانى افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چيزهاى غير لازم خريدن؛ اينها از موارد اسراف است. وسائل تجملات، وسائل آرايش، مبلمان خانه، تزئينات داخل خانه؛ اينها چيزهائى است كه ما براى آنها پول صرف ميكنيم. پولى كه ميتواند در توليد مصرف شود، سرمايهگذارى شود، كشور را پيش ببرد، به فقرا كمك كند، ثروت عمومى كشور را زياد كند، اين را ما صرف ميكنيم به اين چيزهاى ناشىشدهى از هوس، چشم و همچشمى، آبرودارىهاى خيالى. مسافرت ميروند، مىآيند، ميهمانى درست ميكنند - گاهى خرج آن ميهمانى، از مسافرت مكهاى كه رفتهاند، بيشتر است! - عروسى ميگيرند، عزا ميگيرند؛ هزينهاى كه براى اين ميهمانىها مصرف ميكنند، هزينههاى گزافى است؛ انواع غذاها! چرا؟ چه خبر است؟ در كشور ما هنوز هستند كسانى كه از اوّليات هم محرومند. بايد كمك كنيم كشور پيش برود. نميگوئيم پول را برداريد برويد حتماً انفاق كنيد - البته اگر انسان انفاق بكند، بهترين كار است - اما حتّى اگر انفاق هم نكنند، همين پولى كه صرف اين تجملات ميشود، در توليد براى خودشان به كار بيندازند، در كارخانجات سهيم شوند و توليد كنند، باز براى كشور مفيد است. ما به جاى اين كارها ميهمانى درست ميكنيم، عزا درست ميكنيم، هى رخت و برِ روزبهروز دگرگون براى خودمان درست ميكنيم؛ چرا؟ چه لزومى دارد؟ عقلاى عالم اين كار را نميكنند؛ اين فقط سخن دين نيست. قرآن ميفرمايد: «و لاتسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين»، «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»؛ بخوريد، بياشاميد، اما زيادهروى نكنيد. در آيهى شريفهى ديگر: «كلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقّه يوم حصاده و لاتسرفوا انّه لايحبّ المسرفين». خداوند اسرافكنندگان را دوست نميدارد. ما بندگان خدا هستيم. اينها حرف دين است و روايات فراوانى در اين زمينه وجود دارد.
در روايت دارد كه كسى ميوهاى را خورد و نيمى از ميوه ماند، آن را دور انداخت. امام (عليهالسّلام) به او نهيب زد كه اسراف كردى؛ چرا انداختى؟ در روايات ما هست كه از دانهى خرما استفاده كنيد. تا اين حد! خردههاى نان را استفاده كنيد. آن وقت در هتلها ميهمانى درست كنند و به يك عدهاى ميهمانى بدهند؛ بعد هرچه كه غذا ماند، به بهانهى اينكه بهداشتى نيست، توى سطل آشغال بريزند! اين مناسب يك جامعهى اسلامى است؟ اينجورى ميشود به عدالت رسيد؟
بايد خودمان را اصلاح كنيم. بايد الگوى مصرف جامعه و كشور اصلاح شود. ما الگوى مصرفمان غلط است. چه جورى بخوريم؟ چه بخوريم؟ چه بپوشيم؟ تلفن همراه توى جيبمان گذاشتهايم؛ به مجرد اينكه يك مدل بالاتر وارد بازار ميشود، اين را كأنّه دور مىاندازيم و آن مدل جديد را بايد بخريم؛ چرا؟! اين چه هوسبازىاى است كه ما به آن دچار هستيم.
مسئولان موظفند. اسراف فقط در زمينهى فردى نيست؛ در سطح ملى هم اسراف ميشود. همين برق و انرژى كه گفتيم اسراف ميشود، بخش مهمى از اين اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختيار مسئولين كشور است. اين شبكههاى ارتباطاتى، شبكههاى انتقال برق، سيمهاى برق، اينها وقتى فرسوده بشود، برق هدر ميرود. برق را توليد كنيم، بعد با اين شبكهى فرسوده آن را هدر بدهيم، كه بخش مهمى هدر ميرود. يا شبكههاى انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر ميرود. اينها اسرافهاى ملى است؛ در سطح ملى است؛ مسئولين آن، مسئولين كشورند. اسراف در سطح سازمان هم اتفاق مىافتد. رؤساى سازمانهاى گوناگون مصرف شخصى نميكنند، اما مصرف بىرويّه در مورد سازمان خودشان اتفاق مىافتد؛ تجملات اداره، اتاق كار، تزئيناتش، سفرهاى بيهوده، مبلمانهاى گوناگون؛ بايد با مراقبت و نظارت از اين كارها جلوگيرى كرد. هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيبجويانهى به اسراف وجود داشته باشد. همان طور كه عرض كرديم، با حرف هم تمام نميشود؛ بايد برنامهريزى كنند. قوهى مقننه و قوهى مجريه موظفند به پيگيرى. برنامهريزى كنند، قانونگذارى كنند، قانون را با قاطعيتِ تمام اجراء كنند. اين پيشرفتى كه ما در اين ده سال خواهيم داشت، بخش مهمىاش مربوط به همين قضيه است.
اين صرفهجوئىاى كه لازم است، از توليد تا مصرف تا بازيافت: آب را صرفهجوئى كنيم؛ يعنى از سدهايمان صيانت كنيم، شبكههاى آبرسانى را اصلاح كنيم، آبيارىهاى باصرفهى در كشاورزى را آموزش بدهيم كه چه جورى آبيارى بشود. البته اين كارها خوشبختانه در اين سالها به ميزان زيادى انجام گرفته، اما اين كافى نيست؛ بايد توسعه پيدا كند. زمينهسازى كنيم براى كاهش مصرف آب خانگى. اينكه گفته ميشود از كسانى كه مصرف زياد دارند، ماليات بيشترى گرفته شود، يارانهى كمترى به آنها داده شود، حرف بسيار معقولى است، حرف خوبى است. آن كسانى كه مصرف كمى دارند، از كمكهاى دولتى، از كمكهاى عمومى بهرهمند شوند. بعضىها هستند به قدرى كم آب مصرف ميكنند كه اگر دولت از آنها پول آب را هم نگيرد، مانعى ندارد. بعضىها ده برابر آنها، بيست برابر آنها آب مصرف ميكنند؛ خوب، اينها بايستى هزينهى بيشترى بدهند.
در امر نان، توليد گندم خوب، توليد آرد خوب، نگهدارى درست، پخت خوب، بعد هم مصرف درست؛ همهى اينها لازم است. اين مسئلهى اسراف و صرفهجوئى بود، كه لازم بود من عرض كنم./انتهاي پيام/