
یادداشت دانشجویی/
تربیت؛ عنصر مغفول مانده
ریشه اصلی مشکل این است که جای آموزش و تربیت را عوض کرده ایم؛ و بخاطر همین همه به گفته خودشان خوب کار میکنند و به بیانی دیگر خوب آموزش میدهند.
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، رضا برزگر بفروئی؛ نمیدانم تاکنون چند هزار خط مطلب؟ چقدر کنفرانس، سمینار و همایش؟ چند مقاله علمی؟ چند ساعت بحث و تبادل نظر در مورد ضرورت تربیت برگزار شده است. جلساتی که نکته مشترک شان اهمیت موضوع تربیت است. همه از ضرورت تربیت حرفها زده اند و میزنند. شاید اینقدر در مورد این کلمه حرف زده شده که دیگر با معنای اصلیش فرسنگها فاصله دارد.
حال سوال اینجاست آیا خروجی کار آن چیزی هست که باید باشد؟ یا با معنا و مفهوم اصلیش فاصله دارد؟ عیب کار کجاست؟ اگر از معلم سوال شود در جواب میگوید من کارم را بدون کم کاست انجام میدهم. مدیر هم وظایف مدیریتیش را به نحو احسن انجام داده حتی معاون پرورشی هم تمام بخشنامهها را به گفته خودش دقیقا اجرا کرده، مدیران کل و روسای ادارات هم که از اول کارشان درست بوده، اصلا نمیشود که آنها اشتباه کنند. پس مشکل از کجاست؟
ریشه اصلی این مشکل این است که جای آموزش و تربیت را عوض کرده ایم؛ و بخاطر همین همه به گفته خودشان خوب کار میکنند و به بیانی دیگر خوب آموزش میدهند. تربیت عنصر مغفول مانده این روزهای ماست. البته این یکی از هزاران درد کاملا نمایان آموزش و پرورشی است که قرار است نیروی تراز برای جمهوری اسلامی بسازد.
ریشه اصلی این مشکل این است که جای آموزش و تربیت را عوض کرده ایم؛ و بخاطر همین همه به گفته خودشان خوب کار میکنند و به بیانی دیگر خوب آموزش میدهند. تربیت عنصر مغفول مانده این روزهای ماست. البته این یکی از هزاران درد کاملا نمایان آموزش و پرورشی است که قرار است نیروی تراز برای جمهوری اسلامی بسازد.
در گذر زمان شاید آیات قرآن فراموشمان شده است یا آنقدر تکرار شده که دیگر اهمیتی ندارد. در قرآن هرکجا که از آموزش سخنی به میان آمده قبلش بحث تربیت را بیان کرده، بارها شنیده ایم وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَةَ...، اما چرا در تنها کشوری که مدعی اسلام ناب است این اصول در آموزش و پرورشش اجرایی و عملیاتی نشده آنگونه که باید میشده است.
شاید بشود از زاویه دیگر هم نگاه کرد اگر ذهنمان را ببریم به ان سالهای بعد از جنگ خیلی از چیزها برایمان روشن میشود در آن سالها به مرور دگرگونیهای عمدهای در ساختهای اجتماعی و فرهنگی جامعهی اسلامی و انقلابی ایران رخ داد؛ و در این میان تربیت هم به همین منوال جای خود را با آموزش عوض کرد یا باعث عوض شدنش شدند. رشد سکولاریسم و غربگرایی در بلند مدت و بعضا به صورت خاموش در خانوادههای ایرانی راه را برای جا به جایی آموزش و تربیت فراهم کرده و میکند.
قطعا کسانی که در این چند دهه بر طبل سکولاریسم و مدرنیته کوبیده اند و همچنان نیز با ادعاهای دهان پرکن خود به پررنگتر کردن آموزش پرداخته و تربیت را به حاشیه رانده اند مسبب اصلی این مشکلات هستند. دلایل متعددی در این رابطه وجود دارد به طور مثال برنامه درسی موجود در مدارس امروز از مفاهیم تربیتی بخش حداقلی آن را شامل میشود و بیشتر آموختن و یا حفظ کردن مفاهیم مختلف است و، چون به این گونه است و معلم نیز مجبور به تدریس آن است. در پایان به آن خروجیای که باید برسیم نمیرسیم.
خانواده نیز در این رابطه ارتباط مستقیم دارد. امروز مطالبه اصلی اکثر خانوادههای ایرانی این است که وضعیت آموزشی فرزندانشان چگونه است؟ بعضی هایشان فقط و فقط کودکشان را برای خواندن و نوشتن به مدرسه آورده اند. اکثرشان دوست دارند مغز فرزندشان پر باشد از اطلاعات در زمینههای مختلف تا در مقابل چشم و هم چشمیهای درون فامیل از بقیه رقبا عقب نمانند؛ و به همین دلیل است کودکی که هنوز الفبای زبان مادریش را فرا نگرفته باید در کلاسهای آموزش زبان خارجی بنشیند.
یکی دیگر از دلایل نهادینه شدن پول در آموزش و پرورش است. هرکس از هرجا مدرسهای خصوصی دایر میکند. حال سوال اینجاست چند درصد از کسانی که مدرسه خصوصی دایر میکنند دغدغهی تربیت دارند؟ به نظر من هیچکدام؛ اکثریتشان دغدغه پول دارند و این ضعف است. بازاری شدن آموزش و پرورش یک کشور و تبدیل آن به بنگاه درآمدزایی وحشتناک و خطرناک است.
با وجود داشتن سندی بومی و اسلامی نظیر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در کشورو تاکیدات بیشمار رهبر انقلاب در چند سال گذشته هنوز گام جدی برای اجرایی شدن آن در سطوح مختلف آموزش و پرورش صورت نگرفته و به تعبیری در حال خاک خوردن است.
نگاه امام به تعلیم و تربیت نیز یک نگاه توحیدی بود که در مقابل نگاه سکولار به تعلیم و تربیت قرار گرفته و آن را هدف قرار داده است. در تربیت مد نظر امام همواره هویت الهی بر هویت ملی و قومی غلبه مییابد و اصل واقع میشود و خلیفه الهی انسان، محور تربیت قرار میگیرد. امام در جزئیترین موارد نکاتی را گفته اند و امروز رهبر عظیم الشان انقلاب نیز در راستای همان گفتمان در حال حرکت است.
اما این نظام آموزشی و تربیتی فعلی نه تنها حلال مشکلات آینده نظام نخواهد بود بلکه در آینده مشکلاتی بیشتری را پدیدخواهد آورد. قطعا باید تغییرات بنیادین در آن اعمال بشود. آفت اصلی و یکی از هزاران مشکل سالهای اخیر این نظام آموزشی و تربیتی همانگونه که گفته شد عوض شدن جای آموزش و تربیت است و تا صورت مسئله مورد توجه جدی قرار نگیرد امیدی به تغییر نخواهد بود.
خانواده نیز در این رابطه ارتباط مستقیم دارد. امروز مطالبه اصلی اکثر خانوادههای ایرانی این است که وضعیت آموزشی فرزندانشان چگونه است؟ بعضی هایشان فقط و فقط کودکشان را برای خواندن و نوشتن به مدرسه آورده اند. اکثرشان دوست دارند مغز فرزندشان پر باشد از اطلاعات در زمینههای مختلف تا در مقابل چشم و هم چشمیهای درون فامیل از بقیه رقبا عقب نمانند؛ و به همین دلیل است کودکی که هنوز الفبای زبان مادریش را فرا نگرفته باید در کلاسهای آموزش زبان خارجی بنشیند.
یکی دیگر از دلایل نهادینه شدن پول در آموزش و پرورش است. هرکس از هرجا مدرسهای خصوصی دایر میکند. حال سوال اینجاست چند درصد از کسانی که مدرسه خصوصی دایر میکنند دغدغهی تربیت دارند؟ به نظر من هیچکدام؛ اکثریتشان دغدغه پول دارند و این ضعف است. بازاری شدن آموزش و پرورش یک کشور و تبدیل آن به بنگاه درآمدزایی وحشتناک و خطرناک است.
با وجود داشتن سندی بومی و اسلامی نظیر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در کشورو تاکیدات بیشمار رهبر انقلاب در چند سال گذشته هنوز گام جدی برای اجرایی شدن آن در سطوح مختلف آموزش و پرورش صورت نگرفته و به تعبیری در حال خاک خوردن است.
نگاه امام به تعلیم و تربیت نیز یک نگاه توحیدی بود که در مقابل نگاه سکولار به تعلیم و تربیت قرار گرفته و آن را هدف قرار داده است. در تربیت مد نظر امام همواره هویت الهی بر هویت ملی و قومی غلبه مییابد و اصل واقع میشود و خلیفه الهی انسان، محور تربیت قرار میگیرد. امام در جزئیترین موارد نکاتی را گفته اند و امروز رهبر عظیم الشان انقلاب نیز در راستای همان گفتمان در حال حرکت است.
اما این نظام آموزشی و تربیتی فعلی نه تنها حلال مشکلات آینده نظام نخواهد بود بلکه در آینده مشکلاتی بیشتری را پدیدخواهد آورد. قطعا باید تغییرات بنیادین در آن اعمال بشود. آفت اصلی و یکی از هزاران مشکل سالهای اخیر این نظام آموزشی و تربیتی همانگونه که گفته شد عوض شدن جای آموزش و تربیت است و تا صورت مسئله مورد توجه جدی قرار نگیرد امیدی به تغییر نخواهد بود.
رضا برزگر بفروئی - مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان یزد
انتشار یادداشتهای دانشجویی به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.