خاك شلمچه گونه‌ها را تشنه مي‌كند
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۲۰۹۵
دلنوشته‌هاي دانشجويان شركت كننده در راهيان نور

خاك شلمچه گونه‌ها را تشنه مي‌كند

اينجا ديدم خورشيد چشم‌هاي سرخش را با آب اروند زرد مي‌كند و در آغوش اين خاك از حال مي‌رود، اروند چقدر آرام است و رازدار كه در دل شب درددل‌ها را به گوش خدا مي‌رساند و شرمنده كه چه عباس‌هاي تشنه در كنارش جان سپرده‌اند.

به گزارش خبرنگار «شبكه خبر دانشجو» از اردبيل، برخي از دلنوشته هاي دلنشين و برگزيده دانشجويان دانشگاه هاي استان اردبيل در اردوهاي راهيان نور امسال به شرح زير بيان مي شود:

سميه وحداني از دانشگاه آزاد اردبيل:
باورم نمي شود من اكنون وارد قطعه اي از بهشت برين شده ام؛ جاي قدمگاه شهيدان خدا چون باكري، همت، آويني و هزاران كبوتر گلگون كفن اهواز،
 اي آبادان با اين همه درد و رنج به تو چه گذشت، چه كردي، چگونه روزگار گذراندي؟ اي فكه چگونه شهادت بهترين بندگان خدا را روي خاكت تحمل كردي؟ اي خاك شلمچه آيا قطره هاي خون شهيدان بر تو سنگيني نكرد؟

فرزانه اسدي از شهر اردبيل:

غروب شلمچه را هرگز از ياد نخواهم برد. مادري مهربان به دنبال پسر شهيدش مي گردد، به حال مادر و پسرش غبطه مي خورم و آرزو مي كنم اي كاش جاي اين شهيدان بودم. آسمان براي چه آمده است، پاهايم اجازه خارج شدن از اين خاك مقدس را نمي دهد، با چشماني پر از اشك جسم را خارج مي كنم، اما قلبم را براي هميشه جا مي گذارم. امروز پاهايم را بر خاك فرشتگان گذاشته ام.

زهرا محمدي از اردبيل:

عشق يعني 3 پلاك كه زده بيرون از دل خاك.
كربلاي ايران كم از كربلاي حسين (ع) نبود.
حالا مي فهمم كه قدم هايم را بر روي خاكي مي گذارم كه هزاران شهيد در آن به خواب ابدي رفته اند.

زهرا پاوندي پور از شهر اردبيل دانشگاه پيام نور اردبيل:

كاش مي دانستي كه نامت لرزه در دل ها مي اندازد و مصيبت جوانانت اشك چشم ها را خونبار مي كند؛ به راستي روزگار چه جفاكارانه گلچين كرد لاله هايي كه هر كدامشان لياقت متحول كردن جهاني را داشتند. شهدا چه هنرمندانه انتخاب كردند راهشان را، راهي كه با آن قرآن و اسلام را بيمه كردند و بشريت را به سعادت رساندند و الگويي شدند براي كساني كه راهشان را گم كرده اند.

مريم اصغري از آموزشكده فني فاطمه:

يك كف دست خاك ممكن است هيچ وقت هيچ اسمي نداشته باشد و تا هميشه خاك بماند، فقط خاك، اما حالا يك كف دست خاك وجود دارد كه خدا به او اجازه داده نفس بكشد، ببيند، بشنود، بفهمد، جان داشته باشد؛ يك مشت خاك كه اجازه دارد عاشق بشود، انتخاب كند و متحول شود. اما حالا انتخاب شده بودم تا وقتي دوباره براي تغيير داشته باشم به كمك يك مشت خاك بهشت شهيدان.

معصومه فرشي نسيم از آموزشكده فني فاطمه:

غربت خاك بقيع كه فرياد دل هر شيعه اي رو بلند مي كرد، فقط تو خاك شلمچه بود. آرامشي كه مدت ها دنبالش بودم، سراغم آمد، اونم وقتي كه به آخر خط رسيده بودم حالا دلم خوش بود كه خدا منو اونقدر دوست داره كه اگه كربلا حسين زينب رو نصيبم نكرد، ولي منو آورد و قطعه اي از بهشت رو نشونم داد؛ جايي كه خيلي ها تو همون نقطه به وصال يار رسيدند. چقدر دلم براي مدينه تنگ شده بود غربتي كه خاك مدينه داشت رو توي هيچ خاكي بجز شلمچه نديدم.

زهرا جعفري از دانشگاه پيام نور اردبيل:

اينجا ديدم خورشيد چشم هاي سرخش را با آب اروند زرد مي كند و در آغوش اين خاك از حال مي رود اروند چقدر آرام است و رازدار كه در دل شب درد و دل ها را به گوش خدا مي رساند و شرمنده كه چه عباس هايي تشنه در كنارش جان سپرده اند.

شبنم ها ديگر تاب ماندن ندارند همچون يادگاري هاي زنده اين ايستگاه هاي بهشتي كه دلتنگ رفتن اند از رفتن پرنده ها و بي قرار خرمشهر كه جا مانده ايم و مي خواهند از چشم هايي كه براي اولين بار به اين ايستگاه ها مي رسند حاجتي از براي رفتن؛ شبنم ها چقدر بي تابند آنها خوب مي دانند خاك شلمچه گونه ها را تشنه و لب ها را عطش مي كند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار