
کد خبر:۸۴۹۵۸۳
سروده متفاوت مؤدب درباره آزادی قدس
علیمحمد مؤدب در مثنوی بلندی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین، یادی کرده است از شهدا.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، علیمحمد مؤدب، از شاعران کشور، همزمان با روز قدس، روز اعلام همبستگی با ملت مظلوم فلسطین، روز تجدید بیعت با آرمانهای امام (ره)، در سرودهای متفاوت به این روز پرداخت و از شهدایی که جان خود را در این مسیر نثار کردند، یاد کرد.
سروده مؤدب را میتوانید در ادامه بخوانید:
باز از کرب و بلا نغمه لا میآید
این صلا دم به دم از کرببلا میآید
یار میپرسد: در یاوریام یاری هست؟
هله بشتابد هر جا که جگرداری هست
سر بیارید که سر میطلبد این جادهای خوش آن ره که در آن جاده شود سجاده
سر بیارید که سجده است، که سر میطلبد
جاده سجاده خون، مرد خطر میطلبد
جاده میخواند هنگامه دل کندنها استای جماعت بشتابید که مولا تنها است
تیغها رقصکنان، جاده پر از شمشیر است
بشتابید همین لحظه که فردا دیر است
بشتابید که خونها است به جوش آمدهاند
بغضهای همه عالم به خروش آمدهاند
بشتابید شهیدان همه در میدانند
سر بیارید جز آن سر همه سرگردانند
آیای اهل ولا! همچو، ولی برخیزید!
هر که خونخواه حسین است، علی! برخیزید!
شور فرمان نشور است ز خود باید کند
از سکون، از طمع، از حرص احد باید کند
آب یک جرعه بنوشید که سقا تشنه است
رودها هان بخروشید که دریا تشنه است
آبها جمله مضافاند تیمم باید
هر چه پیدا شده جز عشق، همه گم باید!
آبها گِل شده، گُلها همه زارِ عطشاند
باغها شعلهکشان، رقص بهارِ عطشاند
هان دل از شاید و، اما و اگر بردارید
کعبه از بت شده پر باز تبر بردارید!
در یمن آه اویس قرنی شعلهور است
جادهها سفره خونند، زمان سفر است
پیر ما گفت پر از عزم جوانی باشید
سر پر شور حسین همدانی باشید!
آسمان پشت سر یار خراسانی ما است
بادها جمله به فرمان سلیمانی ما است
پا به دریا بگذارید شناور باشید
صولت "مهدی لطفی نیاسر" باشید
شاهد اینکه ز ما ترس و تعلق دور است
تن بی سر شده اصغر پاشاپور است
در شب غیبت دیدار عجب شیرین است
حجت این سخنم خنده "بدر الدین" است
عقل سرخ است که تابیده، حلب توفانی است
شیخ اشراق زمانه علی زنجانی است
همه هستند، شهیدان همه در این راهند
همه هستند شهیدان و تو را میخواهند
بشتابید همه نیزهسواران رفتند
بشتابید ابوحامد و یاران رفتندای خوشا معرفت لحن خراسانیها
بامیانیها، طوسیها، یمگانیها
حرف فردوسی بر خاک نخواهد ماندن
"گنگ دژهوخت" به ضحاک نخواهد ماندن
رستم است اینکه پر از غیرت حیدرخوانی است
آرش است اینکه شبیه "حسن تهرانی" است
باز "بافنده" پر از شور رجزخوانیها است
"فاتح" است اینکه علمدار خراسانیها است
صدرزاده است که طنازی او گل کرده است
"حاج احمد" هوس ذکر توسل کرده است
فاطمیون همه دلهای حسینی دارند
زینبیون جگر از عشق خمینی دارند
میرسیمای قدس همپای شهیدان به حرم
مغنیه، احمدی روشن و الله کرم
قدس در راه تو ما نیز شهید حرمیم
با "حسین قمی" و با "حججی" هم قدمیم
نعره حیدری زینبیون رایت ماست
چشم "فرمانده مطهر" همه سو حجت ما است
"حاج حیدرها" سر مست جنون میآیند
از ره شام بلا زینبیون میآیند
عشق میبارد سرها به تماشا مستند
دل بریدند ز خود تا به خدا پیوستند
هر که دارد سر همراهی سر بسم الله
هر که دارد جگر خوف و خطر بسم الله!
قدسای قبله اول! خط پایانی تو
مقصد قافله هند و خراسانی تو!
فرصت خواستن خون خداییای قدس
قدس رؤیای دلانگیز شهیدانی تو
لحظه روشن معراج بشر خلوت توست
آخرین مرحله هجرت انسانی تو
سروده مؤدب را میتوانید در ادامه بخوانید:
باز از کرب و بلا نغمه لا میآید
این صلا دم به دم از کرببلا میآید
یار میپرسد: در یاوریام یاری هست؟
هله بشتابد هر جا که جگرداری هست
سر بیارید که سر میطلبد این جادهای خوش آن ره که در آن جاده شود سجاده
سر بیارید که سجده است، که سر میطلبد
جاده سجاده خون، مرد خطر میطلبد
جاده میخواند هنگامه دل کندنها استای جماعت بشتابید که مولا تنها است
تیغها رقصکنان، جاده پر از شمشیر است
بشتابید همین لحظه که فردا دیر است
بشتابید که خونها است به جوش آمدهاند
بغضهای همه عالم به خروش آمدهاند
بشتابید شهیدان همه در میدانند
سر بیارید جز آن سر همه سرگردانند
آیای اهل ولا! همچو، ولی برخیزید!
هر که خونخواه حسین است، علی! برخیزید!
شور فرمان نشور است ز خود باید کند
از سکون، از طمع، از حرص احد باید کند
آب یک جرعه بنوشید که سقا تشنه است
رودها هان بخروشید که دریا تشنه است
آبها جمله مضافاند تیمم باید
هر چه پیدا شده جز عشق، همه گم باید!
آبها گِل شده، گُلها همه زارِ عطشاند
باغها شعلهکشان، رقص بهارِ عطشاند
هان دل از شاید و، اما و اگر بردارید
کعبه از بت شده پر باز تبر بردارید!
در یمن آه اویس قرنی شعلهور است
جادهها سفره خونند، زمان سفر است
پیر ما گفت پر از عزم جوانی باشید
سر پر شور حسین همدانی باشید!
آسمان پشت سر یار خراسانی ما است
بادها جمله به فرمان سلیمانی ما است
پا به دریا بگذارید شناور باشید
صولت "مهدی لطفی نیاسر" باشید
شاهد اینکه ز ما ترس و تعلق دور است
تن بی سر شده اصغر پاشاپور است
در شب غیبت دیدار عجب شیرین است
حجت این سخنم خنده "بدر الدین" است
عقل سرخ است که تابیده، حلب توفانی است
شیخ اشراق زمانه علی زنجانی است
همه هستند، شهیدان همه در این راهند
همه هستند شهیدان و تو را میخواهند
بشتابید همه نیزهسواران رفتند
بشتابید ابوحامد و یاران رفتندای خوشا معرفت لحن خراسانیها
بامیانیها، طوسیها، یمگانیها
حرف فردوسی بر خاک نخواهد ماندن
"گنگ دژهوخت" به ضحاک نخواهد ماندن
رستم است اینکه پر از غیرت حیدرخوانی است
آرش است اینکه شبیه "حسن تهرانی" است
باز "بافنده" پر از شور رجزخوانیها است
"فاتح" است اینکه علمدار خراسانیها است
صدرزاده است که طنازی او گل کرده است
"حاج احمد" هوس ذکر توسل کرده است
فاطمیون همه دلهای حسینی دارند
زینبیون جگر از عشق خمینی دارند
میرسیمای قدس همپای شهیدان به حرم
مغنیه، احمدی روشن و الله کرم
قدس در راه تو ما نیز شهید حرمیم
با "حسین قمی" و با "حججی" هم قدمیم
نعره حیدری زینبیون رایت ماست
چشم "فرمانده مطهر" همه سو حجت ما است
"حاج حیدرها" سر مست جنون میآیند
از ره شام بلا زینبیون میآیند
عشق میبارد سرها به تماشا مستند
دل بریدند ز خود تا به خدا پیوستند
هر که دارد سر همراهی سر بسم الله
هر که دارد جگر خوف و خطر بسم الله!
قدسای قبله اول! خط پایانی تو
مقصد قافله هند و خراسانی تو!
فرصت خواستن خون خداییای قدس
قدس رؤیای دلانگیز شهیدانی تو
لحظه روشن معراج بشر خلوت توست
آخرین مرحله هجرت انسانی تو
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.