تلاش براي بازتوليد خاطره‌هاي عاشقانه جنگ
آخرین اخبار:
کد خبر:۹۱۸۰۲
سينماي دفاع مقدس؛ رهيافت ها و راهکارها

تلاش براي بازتوليد خاطره‌هاي عاشقانه جنگ

سينماي دفاع مقدس حاوي نام ها و نشانه‌هايي است که بازشناسي و تدقيق در فرم و محتواي آنها مي تواند راه را براي ادامه آن مسير براي رهپويان اين وادي فراهم آورد.

محمدرضا محقق ـ بخش ادب وهنر؛ اما شناخت و دقت در اين وادي براي به دست آوردن خلل ها و مثبتات آن نيازمند يک نقد جدي و حرفه اي است تا سره را از ناسره بازشناسد و به پديد آمدن فضايي واقعي و نه مجازي در اين عرصه ياري رساند.

قاعدتا در هر فيلمي، اطلاعاتي هست كه به مرور و بر اساس فيلمنامه و نوع روايت و ساختار ميزانسن و دكوپاژي كه كارگردان لحاظ مي كند، چه در ديالوگ ها و چه در ابزارهاي مستقيم و غير مستقيم ديگر، به تماشاگر منتقل مي شود.

در اين بحث، تا آنجا كه ممكن است بايد سعي شود اين انتقال اطلاعات، به صورت غير مستقيم و ظريف و غيرشعاري و به تعبير ما «هنرمندانه» و «سينماورزانه» به تصوير و بيان درآيد.

در ادامه بررسي فيلم «ميم مثل مادر» و نمونه هاي ديگري از اين دست به تدقيق در الگوهاي فرمي و محتوايي ان مي پردازيم.

اتفاقي كه در خيلي از مواقع در فيلم‌هايي مثل «ميم مثل مادر» نيفتاده است و به عكس، اطلاعات به شكلي كاملا بياني، آنهم از نوع مستقيم گويي و بدون رعايت و ابتكار كوچكترين ترفند هنري، جاگرفته است.

مثلا آنجا كه مادر سپيده مي آيد و با برخورد سرد همسر او روبرو مي شود و خطاب به سپيده مي گويد: «خب بهش ميگفتي كه بچه هنوز نارسه...»

يعني ممكن است شوهر سپيده از اين اتفاق و چگونگي به دنيا آمدن فرزندش، بي خبر باشد؟! حتي اگر هم قبول كنيم كه او خبر ندارد، آيا بايستي اينگونه اطلاعات در مورد معلوليت هاي سعيد را در فيلم گنجاند؟

يا در سكانس انتهايي كه سپيده و دوستش در حال گفت وگو از طريق گوشي، داخل و بيرون از بخش مراقبت هاي ويژه هستند، سپيده آمار مبتلايان به امراض ناشي از گازهاي شيميايي را اعلام مي كند، آنهم در لحظاتي چندان نفس گير و با لحني چندان غير طبيعي كه غير ملازم با موقعيت و شرايط سپيده و دوستش.

گرچه ايراد اصلي به نوع و جغرافياي زماني و مكاني انتقال اطلاعات به مخاطب وارد است، گرچه بپذيريم كه «مادر» به لحاظ روحيه اي كه در طول فيلم از او ديده ايم، در چنين موقعيتي نيز با رندي و طنازي با مسائل و اطرافيان روبرو مي شود، كه مي پذيرم!

نهايتا اينكه در مجموع، فيلم نتوانسته است اطلاعاتش را به خوبي و در جايگاه درستش به مخاطب، منتقل كند و اكثرا دچار مستقيم گويي و توهم و شيرفهم كردن مخاطب شده است. گو اينكه هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد!

تدوين باطني به مثابه روح سينمايي فيلم «ميم مثل مادر» فيلم پر دامنه، پر تعليق و گرمي است ولي جز چند سكانس در ابتدا، اثناء و انتهاي فيلم از قابليت هاي «تدوين باطني» بهره نبرده است.

لذت و جذابيتي كه در بطن فيلم و در چفت و بست عمقي اثر، بروز مي يابد، البته با تدوين خطي- موازي و غيرموازي فيلم ارتباط مستقيم دارد.

در واقع اگر بخواهيم، تعبيري نزديك به آنچه از آن به عنوان تدوين باطني ياد مي كنيم، بياوريم، «ميزانسن» كلمه مناسبي است.

در واقع فضايي كه كارگردان با استفاده از مجموعه عناصر و ابزارهاي سينمايي اش، مي سازد و به «تناسب» و بر اساس مقتضيات تركيبي صحنه ها و حتي نماها، به آن شكل مي دهد و ساير موارد را كنار هم مي چيند./انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار