شهدای مدافع حرم - صفحه 18

شهدای مدافع حرم - صفحه 18

آخرین اخبار:
برچسب - «شهدای مدافع حرم»
گفتگو با خانواده مدافع‌حرم فاطمیون، شهید مصطفی کریمی/ قسمت دوم
خانواده‌مان در یک فضای خیلی کوچکی زندگی می‌کردند، و پدرم تصمیم می‌گیرد که نماز و روزه استیجاری بگیرد برای اینکه بتواند یک سرپناهی را برای بچه هایش فراهم کند...
کد خبر: ۹۸۳۱۹۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۲۲

جشن میلاد حضرت زینب (س) با شمیم عطر رضوی در قالب محفل انس با قرآن کریم، ۱۹ آذرماه در مسجد کوثر محله قنات کوثر به منظور تقدیر از خانواده شهدای مدافع سلامت و شهدای مدافع حرم به همت کانون خدمت رضوی منطقه ۴ استان تهران و کانون قرآنی منطقه ۴ برپا شد.
کد خبر: ۹۸۳۱۵۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۲۱

مراسم شمیم عطر رضوی در قالب محفل انس با قرآن کریم، به مناسبت میلاد حضرت زینب (س) همراه با تجلیل از خانواده شهدای مدافع سلامت و شهدای مدافع حرم، ۱۹ آذرماه در یکی از مساجد محله قنات کوثر برگزار شد.
کد خبر: ۹۸۳۱۵۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۲۱

گفتگو با خانواده مدافع‌حرم فاطمیون، شهید مصطفی کریمی/ قسمت اول
کی سید بود، یکی من بودم؛ البته سید را گرفتند. شنیدم که او را گرفتند و در تویوتای بزرگی انداختند و از یک کوه پرت کردند! او هم فوت کرد و شهید شد.
کد خبر: ۹۸۲۹۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۲۱

پیچک اغلب شناسایی‌ها را خودش انجام می‌داد و تا عمق بیش از ۳۰ کیلومتر، در پشت جبهه دشمن نفوذ می‌کرد. با اجرای عملیات‌های موفق در محور غرب، کم کم شهرت و آوازه‌اش در غرب پیچید. توانمندی نظامی و قامت خاص پیچک از او شخصیتی دوست داشتنی و در عین حال پر از ابهت ساخته بود. در عملیات «بازی‌دراز» آخرین کسی بود که از ارتفاعات عقب‌نشینی کرد.
کد خبر: ۹۸۲۹۱۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۲۰

گفتگو با خانواده شهید سلیم سالاری/ قسمت پنجم و پایانی
بیشتر از نظر روانی می‌گویم که فرزندان شهید ساپورت شوند. تازه بحث خانواده مدافعان حرم جداست، این‌ها بحث مهاجرتشان یک طرف است، خود مهاجرت می‌دانید برای آدم چقدر بار دارد؟
کد خبر: ۹۸۲۲۷۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۱۷

گفتگو با خانواده شهید سلیم سالاری/ قسمت چهارم
یکی از دوستان ما فیلمی برای من فرستاد. ولی مادرم این‌ها را ندیدند مگر اینکه در مستندی دیده باشند. یک فیلمی بود بعد از درگیری که در بصری‌الحریر بود که نیروی داعشی می‌آید بالای سر جنازه‌ها است.
کد خبر: ۹۸۱۹۷۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۱۶

گفتگوی با خانواده شهید سلیم سالاری/ قسمت سوم
زنگ زدند و گفتند جواب دی ان‌ای آمده، همین. سر بسته حرف می‌زدند. چیز دیگری اضافه نکردند. چون روز قبلش من اسم بابام را در اینترنت و در گروه‌های تلگرام دیده بودم که نوشته بودند تشییعش فرداست!
کد خبر: ۹۸۱۷۱۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۱۵


حجت‌الاسلام آقامیری با بیان اینکه نگاهی که امروز ما در هیأت‌هایمان داریم، ما را حتی یک قدم هم به جلو نمی‌برد، چرا که یک نگاه منفعلانه است، گفت: رسالت هیأت تبیین رهنمود‌های مقام معظم رهبری و عملیاتی کردن آن‌ها است.
کد خبر: ۹۸۱۲۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۱۳

خانواده همسرم مهاجرت می‌کنند به عراق و شوهرم آنجا به دنیا می‌آید. حوالی سال ۵۸ صدام، فارسی‌زبان‌ها را اخراج می‌کند؛ این‌ها جزو این گروه بودند. همان سال از مرز عراق می‌آیند به ایران. قبل از جنگ...
کد خبر: ۹۸۱۲۳۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۱۳


گفتگو با همسر شهید سیدعارف حسینی/ قسمت سوم و پایانی
می‌ترسیدم، بیشتر می‌گفتم نکند اسیر داعش شده باشد! بعد در این فیلم‌ها می‌دیدم که چطور اسرا را اذیت می‌کنند، چطور می‌زنند، اینها را که می‌دیدم، بیشتر این فیلم‌ها من را مریض می‌کرد.
کد خبر: ۹۸۰۷۰۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۱۰

گفتگو با همسر شهید سیدعارف حسینی/ قسمت دوم
‌می‌گفت دوست ندارم مغرور باشم؛ واقعا هم اینطور نبود، خیلی خاکی بود. می‌گفت حواست باشد برای من خودنمایی نکنی که بدم می‌آید؛ همین طور عادی من را دفن کنید. من فکر می‌کردم اول‌ها شوخی می‌کند، اما دیدم نه.
کد خبر: ۹۸۰۴۶۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۰۹

وقتی ما آمدیم اینجا گفتند می‌روم تهران، آنجا دوستان و رفیق‌هایم هستند، کم کم کار می‌کنم و یک مقدار دستم پر شد، اگر توانستم با کسی شریک می‌شوم. بیشتر کارشان در تهران در خیابانی به اسم پاسداران بود...
کد خبر: ۹۸۰۱۶۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۰۸

تا به حال حرف نزدم و نمی‌خواهم که خدای نکرده از حرف‌های من سوءاستفاده شود. اما خب متاسفانه گویا دوستان اصلا به این مسائل فکر نمی‌کنند.
کد خبر: ۹۷۹۹۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۰۷

آن طور که دوستان می‌گویند مثل اینکه از سفارت برای تشییع شهید آمده بودند و آنجا هم من در حد ۵ دقیقه، یک صحبت کوبنده‌ای داشتم. آنجا به من گفتند که شما سعی کن در چارچوب خودت باشی!
کد خبر: ۹۷۹۶۶۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۰۶


آن طور که دوستان می‌گویند مثل اینکه از سفارت برای تشییع شهید آمده بودند و آنجا هم من در حد ۵ دقیقه، یک صحبت کوبنده‌ای داشتم. آنجا به من گفتند که شما سعی کن در چارچوب خودت باشی!
کد خبر: ۹۷۹۱۹۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۰۳

سرعتمان خیلی زیاد بود؛ از کاروان جدا شدیم. فکر کنم از فکه، مسیر را که اشتباه رفتیم دیدیم جلویمان یک چاله یا یک تورفتگی در جاده هست، خیلی بزرگ بود. آن را که دیدیم یک دور، دور خودمان زدیم و...
کد خبر: ۹۷۸۶۹۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۹/۰۱

پربازدیدترین آخرین اخبار