امپراطوري آمريکا به پايان راه خود رسيده است// ايران اهل گفت‌وگوست ولي مطالبات غير قانوني را نمي‌پذيرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۰۴۳۷
رئيس جمهور در نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد:

امپراطوري آمريکا به پايان راه خود رسيده است// ايران اهل گفت‌وگوست ولي مطالبات غير قانوني را نمي‌پذيرد

رئيس جمهوري كشورمان گفت: امپراطوري آمريکا در جهان به پايان راه خود رسيده است و حاکمان بعدي بايد دايره دخالت ها را به مرزهاي خود محدود کنند.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن کامل سخنان رئيس جمهوري کشورمان در نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيمن
الحمد الله رب العالمين و الصلوه و السلام وعلي سيدنا و نبينا محمد (ص) و اله الطاهرين و صحبه المنتجبين
اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

آقاي رئيس
عاليجنابان:

خداي بزرگ را براي اعطاي فرصت حضور مجدد در اين مجمع جهاني سپاسگزارم.

در سه سال گذشته از اميدهاي فراوان به اينده روشن جامعه بشري و برخي راه حل ها براي دستيابي به صلح پايدار و گسترش عشق و محبت و در مقابل، همکاري و فشار برخي قدرتها براي تضييع حقوق ملت ها، ظلمي که بر اکثريت جامعه جهاني از جمله بر ملت هاي عراق، فلسطين، افغانستان، لبنان، ملت هاي آفريقايي، آمريکاي جنوبي و آسيايي مي رود، چالش هاي فرا رو مانند تلاش براي فروپاشي خانواده، تخريب فرهنگ ها و تحقير ارزش هاي متعالي، ناديده گرفتن تعهدات، گسترش سايه تهديد و مسابقه تسليحاتي و ناعادلانه بودن و ناتواني نظامات حاکم برجهان از اصلاح وضع با شما همکاران سخن گفتم.

با روي دادن حوادث متعدد و جديد، ناتواني ساز و کارهاي موجود آشکارتر شده است اما در همين حال، يک جريان اميد بخش که در متن انديشه و باور ملت ها شکل گرفته بارورتر و قويتر شده است و در برابر ياس آفريني حوادث، نوراميد را براي تجربه فردايي زيبا درخشان و مطلوب در دل ها روشن مي سازد.

خانم ها:
آقايان:
همکاران عزيز:
امروز نمي خواهم درباره علل اصلي شرايط حاکم بر جهان و راه حل ها با شما سخن بگويم. البته شما اين مطالب را مي دانيد ولي يادآوري آن ضروري است. به نظر مي رسد ريشه مشکلات را بايد در نوع نگاه و دريافت از انسان و جهان و موضوع مهم آزادي و عبوديت و عدالت جستجو کرد. جهان، انسان، عبوديت و آزادي و عدالت مهمترين موضوعات بشر در طول تاريخ بوده است.

1- جهان:
خداي متعال جهان را هدفمند خلق کرده است. اين جهان بستر تکون و رشد مخلوقي به نام انسان است و قوانين حاکم بر جهان و همه موجودات در خدمت تعالي او هستند. جهان بايد فرصت هاي لازم براي تحقق هدف خلقت انسان را فراهم سازد. هيچ امر و پديده و موجودي بيهوده و عبث نيست. همه با هم در يک نظم پيچيده و هدفدار زمينه شکوفايي انسان را فراهم مي کنند و هر يک نشاني از نشانه هاي خداوند بزرگ هستند. هم مخلوقند و او، خالق و حاکم اصلي بر جهان است. همه وجود از جمله، قدرت ها، علم ها و ثروت ها از اوست.

2-انسان:
خداوند جهان را براي انسان و انسان را براي خودش خلق کرد. او را از گل و در خاک افريد ولي مانده در خاک و تمايلات حيواني نپسنديد. چراغ هدايت را در وجود او روشن کرد و از او خواست که با ياري عقل و پيامبران و انسان هاي کامل از خاک حرکت کند و تا افلاک و نزد خودش بالا رود.

همه جهان از بين مي رود ولي خدا، انسان را براي ابديت خلق کرده و او را ظرف تجلي خودش قرار داده است. تجلي خلاقيت، رحمانيت، رافت، علم، حکمت، غيرت، عيب پوشي، زيبا نمايي و جمال، عدالت، رزاقيت، کرامت، عشق، ‌جلال، عزت، گذشت و بخشش، بصيرت، حاکميت و همه زيبايي ها و خوبي ها که صفات خدا هستند.

خداوند انسان را براي تجاوز، خونريزي، کينه ورزي، ‌خودخواهي و تخريب نيافريده است. او انسان را جانشين خود در زمين قرار داده و از انسان خواسته است که از يک سو با تلاش و بروز استعدادهاي الهي اش زمين را آباد و بستر رشد صفات الهي در همه انسان ها را ميها کند و زندگي سرشار از زيبايي، دوستي، آزادي، عدالت و خوبي ها را براي همگان فراهم آورد و از سوي ديگر و در ادامه اين راه،‌ زندگي سعادتمند ابدي در جوار رحمت خدا را براي خود رقم بزند.

او را موظف کرده است که خدايي و اجتماعي زندگي کند چرا که بروز صفات الهي در انسان فقط در زندگي اجتماعي و در تعامل با ديگران امکان پذير است.

3- آزادي و عبوديت
خداوند راه کمال انسان و آزادي حقيقي را در بندگي و اطاعت خود قرار داده است.

آزادي حقيقي و عبوديت خداوند در يک تناسب مستقيم قرار دارند و در حقيقت دو روي يک سکه اند.

بندگي خدا يعني اقرار به توحيد و اطاعت امر او و ازاد شدن از غير خدا.

بندگي خدا يعني پذيرش حقيقت مطلق، نور مطلق و زيبايي مطلق.

بندگي خدا يعني کنار نهادن خود خواهي ها و گرايشات حيواني، قدرت طلبي ها و تجاوز ها و تسليم حق و عدالت و عشق و کمال بودن و اين چنين است که انسان آزادي حقيقي خود را به دست مي آورد رشد مي يابد و صفات الهي در او متجلي مي شود. به ديگران عشق مي ورزد، به برپايي عدالت قيام مي کند. از هيچ قدرت و تهديدي نمي هراسد و از مظلومان دفاع مي کند، در چنين محيطي، آزادي هيچ کس مزاحم ازادي ديگري نيست. تزاحم و درگيري مختص آزادي مادي و حيواني است. جوهر همه اديان الهي و جوهر عبوديت وازادي واقعي دوري از ستمگران و ظالمان و در مقابل عبادت پروردگار و اطاعت از خدايي است که:

- به همه چيز عالم است، پنهان و آشکار را مي داند و مهربان و رحيم است.

- همه موجودات در برابر عظمت او متواضعند و همه چيز تسليم قدرت اوست.

- زنده و برپا دارنده عالم است و حيات از او نشات مي گيرد.

- بندگانش را دوست دارد و جز خوبي و خير و کمال براي آنان نمي خواهد و با زورگويي، بي عدالتي، خودخواهي و برتري جويي مخالف است.

4- عدالت:

عدالت، اساس خلقت انسان و همه آرينش است. عدالت عبارت از قرار دادن هر پديده اي در محل خود و دادن فرصت شکوفايي به همه استعدادهاي الهي انسان است. بدون عدالت نظم عالم متلاشي مي شود و فرصت کمال جويي از بين مي رود و محال است که جامعه بشري، طعم امنيت، آرامش، زيبايي و لذت حقيقي و سعادت را بچشد. بدون عدالت، حيات اجتماعي قوام و دوام و رشد نمي يابد.

انسان براي برپايي جامعه سعادتمند در اين جهان و حيات زيباي ابدي بايد خدا را بشناسد و براي تحقق اين امر، بايد خود را بشناسد و براي تعالي خود و جامعه تلاش کند اما:

- تا زماني که جهان بسته و محدود و غير هدفمند تلقي شود:

- تا زماني که حيات ابدي امري خيالي و ذهني و معاد و حساب و کتاب و پاداش و مجازات موهوم و غير واقعي معرفي گردد:

- تا زماني که اخلاق و پايبندي به آن عقب ماندگي نام بگيرد و بي اخلاقي: دروغ،‌ فريب و خودخواهي و برتري جويي، مباح بلکه پسنديده تلقي گردد و حيات انسان محدود به زندگي مادي در اين جهان تصور شود:

- تا زماني که تلاش شود انسان به جاي بندگي خدا و اطاعت از پيامبران او و آزادي حقيقي در قيد بندگي تمايلات خاکي و حيواني و هم نوعان سلطه گر قرار گيرد و تزاحم ها به اوج خود برسد:

- تا زماني که متجاوز به واسطه قدرت مالي، سياسي و تبليغاتي اش صاحب حق شناخته شود و نه تنها از مجازات بگريزد بلکه مدعي و طلبکار هم بشود:

و تا زمانيکه براي کسب راي در انتخابات جنگ راه بياندازند و ملت ها را اسير و برده کنند،

مشکلات جامعه جهاني نه تنها حل نخواهد شد بلکه روز به روز بر دامنه هاي ان افزوده مي گردد.

دوستان و همکاران:

نگاهي به وضعيت امروز داشته باشيد

با ادعاي واهي کشف سلاح کشتار جمعي و اسقاط ديکتاتور به عراق حمله مي کنند. ديکتاتور سقوط مي کند و سلاح کشتار جمعي کشف نمي شود. دولت مردمي با راي مردم بر پا مي شود ولي اشغالگران بعد از شش سال هنوز حضور دارند و اصرار دارند با نگهداشتن ملت عراق تحت شرايط فصل 7 منشور ملل متحد قرار دادهاي استعماري را بر انان تحميل کنند.

ميليون ها نفر کشته و اواره شده اند و اشغالگران بدون ا حساس شرمندگي همچنان به دنبال تثبيت موقعيت خود در جغرافياي سياسي منطقه و تسلط بر منابع نفتي هستند.

آنان براي مردم عراق هيچ کرامت و حق و جايگاهي قائل نيستند. سازمان ملل نيز قادر به حل مشکل و رفع تجاوز،‌ اشغال و تحميل نيست.

در فلسطين 60 سال کشتار و تجاوز توسط عده اي صهيونيست جنايتکار و اشغالگر ادامه دارد.

با جمع آوري عده اي از نقاط مختلف دنيا و در سرزمين ديگران و با آواره کردن و به اسارت گرفتن مردم اصلي سرزمين و با دروغ و کشتار حکومت درست کرده اند.

با اعلام قبلي، تجاوز، اشغال و ترور مي کنند و مردم و دولت قانوني و مردمي را محاصره غذايي و دارويي و در همين حال برخي قدرت هاي مستکبر و زورگو از آنان حمايت مي کنند. شوراي امنيت هم کاري نمي تواند بکند بلکه در بسياري از موارد تحت فشار دو سه قدرت زورگو عملا راه را براي حمايت از آدمکشان صهيونيست هموار مي کند. طبيعي است که برخي قطعنامه هايي هم که اندک توجهي به حق مردم فلسطين داشته است به بايگاني سپرده شود.

توليد مواد مخدر در ا فغانستان پس ازحضور نيروهاي ناتو چند برابر شده است.

درگيري داخلي ادامه دارد، تروريسم توسعه يافته است و روزانه مردم بيگناه در کوچه و بازار و مدرسه و مراسم عروسي بمباران و کشته مي شوند. مردم افغانستان قرباني تمايل کشورهاي عضو ناتو براي سيطره بر منطقه هند، چين و آسياي جنوبي اند و سازمان ملل و شوراي امنيت هم کاري نمي توانند بکنند، چرا که هم اينان از تصميم گيران اصلي در شوراي امنيت هستند.

- در افريقا تلاش مي شود مناسبات دوران استعمار بازسازي شود و با ايجاد جنگ داخلي، کشورهاي بزرگ از جمله سودان را در جهت منافع برخي قدرت هاي فاسد، تجزيه کنند و درصورت مقاومت ملي، مسئولان و مقاومت کنندگان در سيطره ساز و کارهاي حقوقي ساخته همين قدرت ها تحت فشار قرار مي گيرند.

- در آمريکاي لاتين، ملت ها تحت سايه تهديد دولت هاي سلطه گر بيگانه و حتي سفارتخانه هاي برخي امپراطوري ها، امنيت و منافع ملي و فرهنگ خود را در خطر جدي مي بينند.

- جان و مال و حقوق مردم گرجستان و مناطق اوستيا و ابخازيا قرباني تمايلات و تحريکات ناتو و برخي قدرت هاي غربي و معاهدات نظامي و اقدامات موذيانه صهيونيست ها مي شود.

- مسابقه بي پايان تسليحاتي و توليد و تکثير و انباشت سلاح هاي اتمي و کشتار جمعي و تهديد به استفاده از آنها و استقرار سپر موشکي وضعيت را ناپايدار ساخته است. در موضوع هسته اي ايران عليرغم حق مسلم همه ملت ها و من جمله ملت ايران در توليد سوخت هسته اي براي استفاده در مقاصد صلح آميز، شفافيت همه فعاليت ها، همکاري کامل با بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي و اعلام مکرر آژانس مبني بر صلح آميز بودن فعاليت هاي ايران، ‌چند قدرت زورگو و توليد کننده نسل هاي جديد سلاح هاي مرگبار اتمي و داراي انبارهاي انباشته از سلاح هسته اي که هيچ سازمان بين المللي بر فعاليت هاي آنان نظارت ندارد و فجايع هيروشيما و ناکازاکي در پرونده يکي از انان موجود است با ادعاهاي واهي سال ها با استفاده از اهرم هاي سياسي و اقتصادي و تهديد و فشار سنگين بر آژانس تلاش کردند در برابر فعاليت هاي صلح آميز ملت ايران مانع تراشي کنند. آنان با سلاح اتمي مخالف نيستند بلکه مخالف پيشرفت ملت ها هستند و مي خواهند با انحصار فناوري ها، ابزار تحميل بر ملت ها را در اختيار داشته باشند اما بسيار طبيعي است که ملت بزرگ ايران با توکل بر خدا و با قدرت و قاطعيت و با کمک دوستان خود در برابر زورگويي ها ايستاده و از حقوق خود صيانت کرده و خواهد کرد.

ملت ايران اهل گفت وگوست ولي زياده خواهي ها و مطالبات غير قانوني را نپذيرفته و نخواهد پذيرفت. امروز وقت آن رسيده است آژانس گزارش روشني از نظارت برخلع سلاح اين قدرت ها و فعاليت هاي هسته اي آنان در اختيار جامعه بين المللي قرار دهد و کميته خلع سلاح توسط دولت هاي مستقل تشکيل گردد و بر روند خلع سلاح اين قدرت ها نظارت نمايد.

- تئوري هاي توسعه، به واسطه هماهنگي با نظام سلطه و ناهماهنگي با نيازهاي حقيقي انسان ها و جوامع بشري به يک موضوع تکراري و بي روح براي همسان سازي اقتصادها و فراهم کردن هر چه بيشتر زمينه سلطه مستکبران و البته مخرب محيط زيست انساني و متلاشي کننده انسجام اجتماعي ملت ها و کشورها تبديل شده است و نقطه تعادل و پاياني نيز براي آن متصور نيست.

- فقر و گرسنگي و محروميت بيش از يک ميليارد از جمعيت جهان را آزار مي دهد و اميد زندگي را از آنان گرفته است.

- حيثيت و شخصيت و حقوق مردم آمريکا و اروپا بازيچه دست عده اي قليل و البته فريب کار به نام صهيونيست قرار گرفته است که گرچه اقليتي محض هستند ولي به واسطه تزوير و نفوذ و سازماندهي مرموز و تبليغاتي گسترده و پيچيده شان بر بخش مهمي از مراکز مالي و پولي و مراکز تصميم گيري سياسي از جمله در بعضي از بخش هاي دولت هاي اروپايي و آمريکايي مسلط شده اند. عمق فاجعه آنجاست که نامزدهاي رياست جمهوري يا نخست وزيري برخي از کشورهاي بزرگ قبل از جلب اراي مردم خود، براي کسب حمايت مالي و تبليغاتي بايد به ديدار آنها بروند و در جمع آنان به تعهد خود بر حمايت از آنان و پايبندي به منافع انان سوگند بخورند و تاکيد کنند.

اين يعني انکه ملت بزرگ آمريکا و ملت هاي متعدد اروپا بايد تابع خواست ها و تمايلات عده قليلي زياده خواه و تجاوز طلب باشند. اين ملت ها بدون اينکه خود بخواهند بايد از حيثيت و منابع خود در راه جنايت ها و اشغالگري ها و تهديدهاي شبکه صهيونيستي هزينه کنند.

دوستان و همکاران:

همه اينها به خاطر نوع نگاه برخي از قدر تمندان بي اخلاق به جهان، انسان، آزادي و عبوديت و عدالت است.

انديشه و عمل کساني که در انديشه،‌ شان خود را برتر از ديگران و ديگران را موجودات درجه دوم و اسير و برده مي پندارند و بنا دارند که خارج از دايره عبوديت خداوند، اسير مطلق تمايلات بي پايان مادي و شخصي خود باشند و خوي تجاوز گري و برتري جويي را توسعه دهند، ريشه اصلي مشکلات امروز جامعه بشري و مانع بزرگ تحقق سعادت مادي و معنوي او و امنيت و صلح و برادري براي ملت ها است.

من به صراحت اعلام مي کنم که ملت ايران و بسياري از ملت ها و دولت ها با اين نگاه و عملکرد سلطه گران جهاني مخالفند. برپايي عدالت نيازمند انسان هايي است که در درون خود به اعتدال و عدالت رسيده باشند و خوي برتري جويي را مهار و خصلت فداکاري و خدمت گذاري به نوع بشر را متجلي کرده باشند که تحقق کامل و تمام عيار آن جز در سايه حاکميت انسان صالح و کامل، عبد خدا و موعود پيامبران الهي ميسر نيست.

همکاران صميمي:

البته به لطف خداوند متنعال در متن جان و دل جامعه بشري يک جريان اميد بخش در حال رشد و شکوفايي است. تمايل عمومي به عدالت، پاکي و عشق به ديگران، ‌يکتا پرستي و کمال جويي آشکارا و به طور روز افزون در حال گسترش است.

يک مقاومت عمومي در برابر زياده خواهي ها و تجاوز طلبي ها و خود خواهي هاي زورگويان در حال شکل گيري است.

امروز انديشه و عمل و راهبردهاي برآمده از رفتار زورگويان از ناحيه ملت ها و دولت ها مطرود است و همگان به دنبال برپايي مناسبات جديد انساني و عادلانه و جستجوي راهي نو براي سعادت و کمال و امنيت و رفاه پايدار هستند. اين همان امر مبارکي است که هم سنت هاي آفرينش و قوانين حاکم بر هستي بر حمايت از آن تاکيد دارند.

امروز رژيم صهيونيستي در سراشيبي قطعي سقوط قرار دارد و راهي براي نجات او از منجلاب ساخته خود و حاميانش وجود ندارد. جمهوري اسلامي ايران ضمن احترام کامل به مقاومت مظلومانه مردم فلسطين و حمايت همه جانبه از آن، راه حل انساني خود که مبتني بر همه پرسي آزاد از مردم فلسطين براي تعيين و برپايي نوع حکومت در همه فلسطين است را به دبير کل محترم سازمان ملل تقديم مي کند.

امپراطوري آمريکا در جهان به پايان راه خود رسيده است و حاکمان بعدي بايد دايره دخالت ها را به مرزهاي خود محدود کنند.

امروز انديشه سلطه گري به سرعت به يک ضد ارزش تبديل مي شود.

و اما سخني با دولت اي توسعه طلب حاکم بر مناسبات جهاني:

بدانيد که زندگي در سايه عبوديت و اجراي دستورات خدا، عشق به مردم و تلاش براي تحقق عدالت به نفع شما هم هست.

دعوت مي کنم که به راه خدا و انبياء و راه ملت ها و راستي و عدالت برگرديد.

تنها راه نجات، راه مستقيم الهي است. در غير اينصورت دست قدرت خدا که از آستين ملت ها بيرون مي آيد روزگار را بر شما تنگ مي کند و به سلطه گري شما پايان خواهد داد.

بياييد مردم را دوست داشته باشيد و به حقوق آنان احترام بگذاريد و گذشته هاي خود را جبران کنيد، اين به نفع شما و جامعه بشري است.

ملت ايران آمادگي دارد که در کنار ساير ملت ها به شما براي برون رفت از وضوع موجود و برپايي صلح و صلاح ياري نمايد.

دوستان من:

خوشبختانه فرصت ها در دسترس است. به لطف الهي پايه هاي وضع ظالمانه موجود در حال فروريزي است. تحولات بزرگ به نفع انسان و حقوق حقيقي و واقعي او در راه است.

آينده طلايي و درخشان در انتظار جامعه بشري است.

جامعه جهاني سرشار از عدالت، دوستي و برادري و رفاه و با وصفي که گفتم در دسترس ما قرار گرفته است.

جامعه اي که تحت حاکميت انسان صالح و کامل، موعود همه پيامبران الهي، دوستدار حقيقي انسان ها و بر پا کننده راستي و عدالت راه زيبايي و عشق را مي پيمايد و از هر ترس و اندوه و ياس و حرماني مبراست براي ما و در نزديکي ماست.

جامعه اي که پيامبران بزرگ الهي، نوح، ابراهيم، موسي، عيسي و محمد (ص) وعده داده اند در آستانه تحقق است.

بياييد دست در دست هم، انديشه مقاومت در برابر بدي ها و اقليت بدخواهان و حمايت از خوبي ها و اکثريت خوبان و مظهر کامل خوبي، موعود امم امام عصر (ع) که با همراهي حضرت عيسي مسيح (ع) خواهد آمد را گسترش دهيم و متناسب با آنان ساز و کارهاي عادلانه و انساني براي تنظيم روابط سازنده بين ملت ها و دولت ها را طراحي و عملياتي کنيم.

اي خداي بزرگ ياور ملت ها را برسان و رنج ها و الام بشر را پايان بخش و عدالت و زيبايي و عشق را شکوفا کن.

دوستان بياييد در برپايي آن دوران نوراني و وعده داده شده الهي سهمي مناسب داشته باشيم.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار