101راه برای سرافکندگی سینمای ایران!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۰۶۴۳۵
آسیب شناسی پدیده اخراجی‌ها به مناسبت شروع اخراجی‌ها 3

101راه برای سرافکندگی سینمای ایران!

شروع تولید قسمت سوم از سه گانه اخراجی‌ها فرصت مناسبی است برای یک آسیب شناسی صریح و صادقانه درباره پدیده‌ای که همچون موجی در سینمای ایران با برجای گذاشتن چند رکورد و البته جنگ و جدل های فراوان و هیاهو و حاشیه‌ها و جنجال‌های منحصر به فرد توانست نام خود را در تاریخ این سینما ثبت و ضبط كند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش پیشین این مطلب گفتیم که ده نمکی و میلانی دو فیلمساز شاخص این گروه از فیلمسازان ابزار محور هستند که اتفاقاً فیلم‌های بسیار پرفروشی هم ساخته‌اند.
 
قضیه فروش و استقبال مخاطب هم گرچه به لحاظ اقتصادی مزیت‌هایی دارد اما برای مخاطب و منتقد حرفه ای و آگاه از دریچه سطحی نگری معنا می‌یابد. مخاطبان سینما آن هم از جنس ایرانیش چرا نباید از این فیلم‌ها اقتباس کنند و با اشتیاق سالن‌های سینما را پرکنند. غیر از این است که سطحی نگری مفرط این فیلم‌ها کار مخاطبان را در مواجهه با فیلم‌ها آسان می‌کند و زحمت و اندیشه و تفکر را از آنها سلب می‌کند؟
 
سطحی نگری در آثار هنری برای بسط خود چاره‌ای ندارد جز اینکه به سانتی‌مانتالیزم روی بیاورد و مخاطبان ایرانی شیفته‌ چنین وضعیتی در فیلم‌ها هستند. هر زمان فیلمی با تبعیت از شیوه و نگرش ساخته شود و اتفاقاً از ابزارهای حاشیه‌ساز به خوبی بهره ببرد فیلم پرفروشی خواهد شد در این میان فرقی هم نمی‌کند که فیلمساز ما برادر ارزشی باشد یا فمنیست اصلاح طلب.
 
مشکل اصلی بر سر نوع نگاه این افراد به سینما است که فیلم‌هایشان را به محاق اندیشه و تفکر می‌برد. تا زمانی که این افراد در سینمای ما یافت می‌شوند نمی‌توان انتظار ساخت فیلم‌های خوب و ارزشمند و البته ماندگار داشت. فیلم‌های جناب ده‌نمکی بیشتر به همان شعارهایی می‌ماند که در سال های نه چندان دور فریاد می‌زد و فیلم‌های خانم میلانی هم بیشتر به حرف‌های خاله‌زنکی‌ای می‌ماند که سر و شکل مدرنی به خود گرفته‌اند.
 
بحث بر سر این است که این افراد در فهم اصول و قواعد سینما دچار مشکل‌اند فیلمسازی را با کارهای احتمالاً مقدس دیگری اشتباه گرفته‌اند.
 
تشخيص نقصان ها و معايب فيلم سينمايي «اخراجي ها» كه متاسفانه با حواشي عجيب و فراواني كه گاه خود فيلم را به شدت تحت الشعاع قرار مي داد، همراه بود حتي براي مخاطب غير حرفه اي سينماي ايران، چندان كار مشكل و دور از ذهني به نظر نمي رسد. واقعيت اين است كه اين فيلم آنقدر «بد» است و ايراد و اشكال اساسي دارد كه نمي دانم چگونه مي توان آنها را در يك نوشتار برشمرد و به همديگر ربط داد.
 
من فكر مي كنم مشكل از جايي شروع مي شود كه آقاي كارگردان به همان اندازه- و خيلي كمتر از آن – اي كه شعارها و احتمالا دغدغه ها و به قول خودش «چيزهايي كه مي خواسته در اين فيلم بگويد» برايش مهم بوده، سينما برايش اهميت و ارزشي نداشته است.
 
گذشته از اين تلقي غلط و ناشي از بدفهمي و بينش نادرست كه سينما، ظرف است و مظروفش دست ماست كه هرچه خواستيم و دوست داشتيم و لازم بود در آن بريزيم، اين فيلم نه فيلمنامه درستي دارد و نه «بازيگري» به چشم آمدني-مگر در لحظاتي نادر و جزئي- كه آنهم هيچ ربطي به كارگردان ندارد و مثلا محمدرضا شريفي نيا، بارها همين نقش را به خوبي و البته حالا ديگر قدري كليشه اي، از كار درآورده و مردم را خندانده و...
 
آقاي كارگردان هنوز نمي داند كه «سينما» جاي موعظه و شعار نيست كه سراسر فيلمش را پر كرده و به طرز فجيعي آن را در حد «جدل» هاي گنده اي نازل گردانيده.
 
كاش ايشان «با دقت»، چند فيلم معمولي و قابل آموزش گيري را مي ديد و يا چند كتاب آموزش مباني سينما و فيلمنامه نويسي، چيزي در حد كتاب هاي جناب سيد فيلد، استاد معتبر فيلمنامه نويسي در جهان- از قبيل چگونه فيلمنامه بنويسيم و...- و يا به لحاظ شناخت جامع تر از سينما كتاب «هنر سينما» نوشته ديويد بوردل و كريستين تامسون را مطالعه مي كرد و يا مهم تر و مقدم تر از اينها به مجلدات آينه جادو خاصه جلد دو و سه مراجعه مي كرد تا در فيلم «اخراجي ها» اين اتفاقات نمي افتاد تا ما گمان كنيم ايشان يا «سينما» را نمي شناسد و نمي فهمد و يا براي گفتن حرف هايش آنقدر عجله داشته كه يادش رفته از اصول اوليه و بديهيات سينماورزي در اثرش رد پايي بر جاي گذارد!/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار