کد خبر:۱۰۷۲۳۸
به بهانه سالگرد فتنه سبز اموي/
خطر كدام دشمن بيشتر است؟
هر چند ملت ايران با بصيرتي مثال زدني عوامل اصلي فتنه را به خوبي شناخت و با عبور از آنها در نهم دي ماه 88 از اين امتحان بزرگ الهي سربلند بيرون آمد ليكن خطر سران فتنه و حاميان آنها همچنان باقي است و اين خائينين اگر فرصتي به دست آوردند شايد گستاخ تر از گذشته وارد عرصه خيانت و براندازي نظام اسلامي شوند.
در طول 23 سالي كه از عمر با بركت انقلاب مني گذرد خطرهاي بزرگي اعم از تهديدات خارجي و داخلي را پشت سر گذاشته ايم ولي همواره خطرهاي داخلي نگران كننده تر از خطرهاي خارجي تلقي شده است و بر همين اساس مسئولين و دلسوزان انقلاب اسلامي در حل و فصل تهديدهاي داخلي خون دل بيشتري خورده و زحمات بيشتري را متحمل شده اند.
در شرايط فعلي هم كه همچنان تهديدات خارجي از طرف استكبار جهاني باقي است و هر از چند گاهي به عنوان حربه اي براي فشار بر جمهوري اسلامي مطرح مي شود خطر اصلي انقلاب نه تهديد خارجي بلكه خطر دشمنان داخلي است.
همان كساني كه سر سفره انقلاب نشسته و گردن كلف كرده اند و امروز پياده نظام دشمن در اين مملكت شده اند در شناخت دشمنان داخلي هم بخشي به مربوط به دشمنان تابلو دار نظام اسلامي مثل منافقين، سلطنت طلبان، ملي مذهبي ها، كومله، پژاك، گروه هاي سلفي وهابيت، بهائيان و.... است مشكل جدي نيست چرا كه سابقه خيانت و مزدوري اين گروه هاي معاند براي مسئولين و ملت بزرگ ايران مشخص و مقابله با آنها هزينه چنداني براي نظام اسلامي ندارد زيرا اين گروه ها كمترين پايگاه اجتماعي را در بين توده هاي مردم ندارند و در اين عرصه نظام اسلامي با پشتيباني مستحكم مردمي همواره تمامي اين دسيسه ها را خنثي و از آن عبور كرده است ولي در بخش ديگري از عرصه تهديد داخلي خطر و چالش اصلي نظام اسلامي خودي هاي استحاله شده اي هستند كه به دلايل متعدد خطر آنها مراتب از خطر دشمنان خارجي و دشمنان تابلو دار داخلي بيشتر است و هزينه مضاعفي بر دوش نظام اسلامي مي گذارد.
مصداق خودي هاي استحاله شده يا به تعبير مقام معظم رهبري « انقلابيون فرسوده و پشيمان » كه امروزه به اصلي ترين خطر داخلي تبديل شده اند را مي توان در تاريخ هم جستجو كرد به خصوص فتنه هاي بعد از رحلت پيامبر مكرم اسلام (ص) كه از بيت او شروع و تا سحرگاه نوزدهم رمضان به مسجد كوفه و سپس تا كربلا كشيده شد و دوران پر مرارت و مشقت امير المومنين (ع) با ناكثين و قاسطين و مارقين, مصداق هاي تاريخي مهمي براي تطبيق با شرايط فعلي نظام اسلامي هستند كه مي توان به وسيله آن نوع و شدت انحرافات و مظلوميت طرفداران جبهه حق را براي نسل امروز انقلاب به تصوير كشيد طلحه و زبيرهايي كه به خاطر نشان كرد منافع دنيا و حب رياست حاظر شده اند رو در روي علي بايستند و همچنان در پي فرزندان منحرف خود حركت كنند.
اشعث بن قيس هايي كه فرزندان خود را واسطه خيانت به جبهه حق كرده اند. عبدالله بن ابي هايي كه رياست منافقين را در داخل كشور به عهده گرفته اند. ابوموسي اشعري هايي كه بيت خود را محل تصميم سازي و قرار و مدار منافقين جهت دسيسه عليه انقلاب كرده اند و جعفر كذاب هايي كه در قالب مردان خاكستري داعيه امامت و ولايت دارند همان كساني كه وقتي پيامبر از دنيا رحلت كرد نگران آنها بود و نه نگران تهديد دشمنان خارجي، تاريخ را ورق بزنيم و از دوران پيامبر (ص) به دوران امام (ره) بياييم، وصيت نامه سياسي الهي امام را مرور كنيم و از خود بپرسيم آيا امام راحل قبل از رحلت نگران تهديد امريكا و اسرائيل و دشمنان منطقه اي جمهوري اسلامي بود يا نگران خودي هاي استحاله شده ؟!
در مروري هر چند گذرا بر وصيت نامه امام راحل اين نگراني به روشني مشهود است و هر صاحب انديشه اي بعد همان به تعبير مقام معظم رهبري « انقلابيون فرسوده و پشيمان » بسيار بيشتر از خطر استكبار جهاني و ايادي منطقه اي آنها است هر چند ملت بزرگ ايران با بصيرتي مثال زدني عوامل اصلي فتنه را به خوبي شناخت و با عبور از آنها در نهم دي ماه سال 1388 از اين امتحان بزرگ الهي سر بلند و پيروز بيرون آمد ليكن خطر سران فتنه و حاميان آنها همچنان باقي است و اين خائينين اگر فرصتي به دست آوردند شايد گستاخ تر از گذشته وارد عرصه خيانت و براندازي نظام اسلامي خواهند شد.
در چنين شرايطي اميد مي رود قوه قضائيه با مجازات سران فتنه كور سوي اميد آنها را به ياس مبدل كنند ولي آنچه مهمتر از خطر سران فتنه در شرايط كنوني كشور خودنمايي مي كند بي بصيرتي و كج فهمي عده اي از رجال سياسي و مذهبي است كه علي رغم اين همه نشانه هاي بارز از خيانت فتنه گران و گذشت بيش از يك سال از فتنه، باز هم صحبت از مشخص نبودن طرفين حق و باطل مي كنند و يا با سكوت خائنانه خود همچنان به جبهه باطل اميد مي بخشند تعدادي از اين افراد كه بعضاً سوابق و جايگاهي هم دارند در فتنه سال گذشته نه تنها پشت رهبري را خالي كردند بلكه در بعضي از موضع گيريهاي خود به كمك فتنه گران شتافتند تا كار به جايي كشيد كه رهبر انقلاب زبان به گلايه و شكايت از اين خواص گشوده و فرمودند: «سكوت كمك به فتنه است، خواص ساكت نباشند»، چرا كه در ميدان فتنه گناه سكوت خواص كمتر از گناه فتنه گران نيست و عذر بدتر از گناه اينكه بعضي از آقايان دليل مي آورند كه ما نمي دانيم كدام طرف حق و كدام طرف باطل است.
سئوال اين است كه چرا بايد بعضي رجال سياسي يا مذهبي، آنقدر بي بصيرت باشند كه با اين همه نشانههاي آشكار و همراهي استكبار جهاني با فتنه گران و تزريق ميلياردي دلارهاي آمريكايي به آنها باز هم نفهمند كه جبهه باطل كدام طرف و جبهه حق كدام طرف است؟ و پايان سخن اينكه آقاياني كه در بحبوحه فتنه ساكت بوده و جرات دفاع از ولايت و ارزشهاي انقلاب را نداشتند امروزه به گونهاي رفتار مي كنند كه گويا اينها نبودند كه خون به دل ولي فقيه كردند و گويا همين آقايان نبودند كه موجب اشكهاي غريبانه ولايت در خطبههاي نماز جمعه شدند و اكنون كه فضاي عمومي كشور به بركت مديريت مثال زدني رهبري و پشتيباني مردم در آرامش قرار دارد سكوت كنندگان ديروز بدانند ملت بزرگ ايران خيانت آنها را كمتر از فتنه گران نمي دانند و اگر با بزرگواري همچنان احترام آنها را برخود فرض دانستهاند به اين اميد است كه گمان مي كنند آنها به اشتباه خود پي بردهاند و اگر غير از اين باشد و ملت احساس كند اين آقايان سياسي و مذهبي همچنان به سكوت خفت بار خود، آگاهانه و به خاطر منافع دنيايي ادامه مي دهند در 9 دي ديگر تومار آنها را با بقيه فتنه گران در هم خواهند پيچيد و آن روز هرگز دير نخواهد بود.
براي آخرين بار با صداي رسا اعلام مي كنيم ملت بزرگ ايران با تمام قدرت پشت سر رهبري و در ركاب ولايت فقيه ايستاده است و اگر روزي امر بين دفاع از ولايت و حمايت از بعضي رجال سياسي و مذهبي جمع شود بدون شك ملت بزرگ ايران در ركاب ولايت فقيه خواهد ايستاد و براي فتنه گران، سكوت كنندگان و سياست بازان دوزيست در هر مقامي كه باشند پشيزي ارزش قائل نخواهد شد چرا كه در ميدان عمل همه مردم ايران خواصند و ما را به خواص بي بصيرت نيازي نيست. و السلام.
محمود قاسمي، مسئول سازمان بسيج دانشجويي استان همدان/
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰