کد خبر:۱۰۷۴۵۱
ياداشت//
تحلیل شعارهای اغتشاشگران بعد از انتخابات
اغتشاشات بعد از انتخابات 88، نه پاسخ به تقلب در انتخابات و نه اصلا اعتقاد رهبران به بروز تقلب در انتخابات بوده، بلکه هدف دشمنان، جبران شکستها و ناکامیهای خود در سیاستهای استعماری جهان و سرنگونی نظام بوده است.
غلامرضا ملک علیپور، مدیر علمی پژوهشی سازمان بسیج دانشجویی استان گیلان؛ تحلیل شعارهای اغتشاشگران بعد از انتخابات و مخصوصاً جریان شناسی و ریشه یابی آنها می تواند ما را به عوامل و ایده های پشت صحنه این امر رهنمون سازد.
برای تحلیل مسائل بعد از انتخابات 88 و از جمله اقدام اغتشاشگران اساسی ترین سوال این است که آیا این اقدامات، اعتراض به نتیجه انتخابات و شکست کاندیدی و پیروزی رقیبی است؟ آیا این اقدامات برونداد هیجانات منفی شکست در انتخابات است؟ اگر بستری غیر از عرصه انتخابات فراهم شود ممکن است عنصر اغتشاشات و آشوب طلبی مجددا ظهور و بروز نماید؟ به عبارت دیگر ممکن است حوادثی اینچنینی در انقلاب اسلامی در آینده نیز تکرار شود.
برای پاسخ به این سوالات با تحلیل محتوا در شعارها بعضی از اهداف پشت پرده مسائل سال قبل بررسی و واکاوی شده و نتیجه گیری آن در واقع راهکاری برای جلوگیری از تکرار حوادث اینچنینی است.
مهمترین شعارهای اغتشاشگران در سال قبل عبارتند از: مرگ بر چین، مرگ بر روسیه، استقلال آزادی جمهوری ایرانی، مرگ بر جمهوری اسلامی، نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، مرگ بر اصل ولایت فقیه.
برای تحلیل محتوای این شعارها به چند آدرس و اقدام تاریخی و نقش عوامل خارجی و داخلی مراجعه می كنيم، از جمله در سال 1354 (1975) نقشه پنج ضلعی حمله اعراب به اسرائیل(در قالب جنگ شش روزه) متشکل از مصر، عراق، سوریه, اردن، یمن با رهبری جمال عبدالناصر و در قالب جنبش پان عربیسم، حمایت از فلسطین عربی و مقابله با اسرائیل غاصب تعریف شد.
پیروزی در این جنگ، می توانست اسرائیل را از منطقه حذف یا در شرایط بسیار بحرانی قرار دهد به نحوی که مجبور به سازش با کشورهای منطقه شود و از قامت یک مدعی تشکیل اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات به اسرائیل بدون نقشه جغرافیایی به اسرائیل کوچک تبدیل شود.
پیروزی یا شکست اسرائیل یک امر حیاتی برای غرب بود چون حضور اسرائیل در منطقه یعنی حاکمیت ناامنی فراگیر، یعنی حاکمیت آمادگی دائم کشورهای منطقه برای جنگ، یعنی ایجاد ناامنی و ایجاد فضای دشمنی و عداوت منطقه ای و این امر به اقتصاد آمریکا و غرب که بیش از 40 درصد این اقتصاد وابسته به تولید و فروش تسلیحات و ادوات نظامی است کمک شایانی می كند و بودجه کشورهای منطقه را به جای در راه توسعه و پیشرفت، مصروف خرید تسلیحات و ادوات كند و وابستگی را تداوم بخشد.
آمریکا و غرب ابتدا سعی کردند برای برهم زدن نقشه پنج ضلعی حمله اعراب به اسرائیل، بین عراق و سوریه جنگ ایجاد كنند و به دلیل آمادگی هیچ یک از دو طرف، وساطت جمال عبدالناصر به عنوان رهبر هر دو جهان عرب، ائتلاف موقت این دو برای حمله علیه اسرائیل و وابسته بودن به بلوک شرق(کمونیزم) تلاش غرب را ناکام گذاشت.
بنا بر اين از شاه و ایران که ژاندارم نظامی آمریکا در منطقه بوده، استفاده كرده به بهانه اختلافات مرزی و در آستانه حمله اعراب به اسرائیل، شاه جنگ علیه عراق را شروع؛ عراق را از همراهی با اعراب ناکام، کشورهای عربی و از جمله مصر و سوریه و الجزایر را درگیر این جنگ و انحراف از موضوع اصلی كرد.
بنا بر اين تا یارگیری و آرایش مجدد نیروها، اسرائیل ضربه خودش را وارد كرده، و بر اعراب پیروز شد و اعراب منزوی و منزوی تر شدند.
کرانه های باختری و جنوب لبنان نیز به دست اسرائیل افتاد و تا انقلاب اسلامی ایران هر گونه تعرض علیه اسرائیل تبدیل به یک کابوس شد.
این حادثه تاریخی چه درسی به ما می دهد؟ تقریبا همه کارشناسان دنیا معتقدند ایران مهمترین و قدرتمندترین کشور اسلامی منطقه است. ایران مانع نفوذ آمریکا در منطقه و پیروزی شیرین در جنگ آمریکا علیه عراق و افغانستان شده است.
ایران مانع اجرایی شدن نقشه راه ، قرارداد صلح اسلو و قرارداد سازش مادرید، اجرایی شدن طرح خاور میانه بزرگ و خاور میانه جدید و در یک جمله مانع اجرایی شدن سیاست های استعماری در منطقه شده است، نه اینکه زمینه ساز تشکیل اسرائیل از نیل تا فرات نشده است، بلکه اسرائیل شکست ناپذیر را با جمعیت سربازان ایدئولوژیک و انقلابی خود در جنوب لبنان (حزب الله) و در نوار غزه (حماس) به اسرائیل شکست پذیر و اسرائیل علاقه مند تشکیل دولت اسرائیل در محدوده دیوار حایل ( منطقه اشغالی قبل از 1967) تبدیل كرده است.
اجرای طرح های آمریکا در غرب منطقه، تامین مستمر انرژی و مواد خام غرب در منطقه ، تسخیر بازار فروش و صدور خدمات در منطقه پر جمعیت خاور میانه و البته به عقب نشینی ایران و کاهش تاثیر گذاری و آسیب پذیری رهبری ایران بر منطقه منتهی می شود.
این امر رخ نمی دهد مگر با شکستن ائتلاف های ایران در منطقه، کاهش مشروعیت، محبوبیت و نفوذ ایران در منطقه و تلاش برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به هرمون منطقه.
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک کمونیسم ، برخی کشورها برای ممانعت از حاکمیت لیبرالیسم و تبدیل جهان به دهکده جهانی (دهکده آمریکایی) ائتلاف نانوشته ای را رقم زدند. از جمله در شرق مثلث قدرتی علیه نظم نوین جهانی آمریکا شکل گرفت که در یک راس آن قدرت اقتصادی چین، در راس دیگر آن قدرت نظامی روسیه و در راس سوم آن قدرت ایدئولوژیک و معنوی ایران قرار دارد.
شعار مرگ بر چین و روسیه و شکست این ائتلاف و مثلث قدرت ، ایران را در رقابت با غرب تبدیل به یک نقطه می کرد، برای اینکه مبارزه با یک نقطه نیز منجر به پیروزی شود ، بايد قدرت ایدئولوژیک ایران حذف یا کمرنگ می شد.
ایدئولوژی و معنویت در لبنان و فلسطین حزب الله و حماس را به دژهای پولادین در قبال اسرائیل قرار داده و باعث پیروزی آنان شد.
حذف یا تضعیف ایران به عنوان پشتیبان لبنان و غزه، شکست های اسرائیل را در جنگ های 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه تبدیل به پیروزی می كرد، بنابراين اشعار مرگ بر چین و روسیه، ایران را تبدیل به یک نقطه در مقابل آمریکا كرد.
شعار مرگ بر جمهوری اسلامی و استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی و تشکیل جمهوری ایرانی تحقق اهدافشان شده و قدرت ایدئولوژیک حذف یا کمرنگ مي شود و ایران از تبدیل شدن به هژمون منطقه جامانده و نفوذ ایران کمرنگ و آسیب پذیر شده، پشتیبان مهم معنوی حزب الله و حماس حذف می شود و این آغاز دور جدید پیروزی ها و پیشروی های اسرائیل و استعمار غرب در منطقه می گردید.
در سال 1995و بعد از شکست طرح های آمریکا و غرب در منطقه در راستای حمایت از اسرائیل از جمله خنثی شدن قرارداد اسلو و مادرید و تشکیل جنبش دفاع از ملت مظلوم فلسطین و برگزاری کنفرانس حمایت از مردم مظلوم فلسطین در ایران با حضور نخبگان ، اندیشمندان و مبارزان جهان اسلام و حتی آزادی خواهان غرب ، کنفرانسی در تل آویو متشکل از شخصیت های سیاسی، اجرایی و دانشگاهی در حمایت از اسرائیل و حل معضل اسرائیل تشکیل شد و از جمله سخنرانان و دعوت شوندگان این کنفرانس، فوکویا از شخصیت های نظریه پرداز جامعه آمريکا و جهان ، نویسنده کتاب معروف پایان تاریخ و وابسته به دستگاه های جاسوسی آمریکا در حوزه نظریه پردازی حضور داشتند.
ایشان عامل مهم شکل گیری جنبش های مقاومت اسلامی در منطقه را ایران و اندیشه های سیاسی شیعه تشریح می كنند.
وی در تبیین استدلال خود ، علت زنده بودن و پویا ماندن شیعه را در طول تاریخ، وابسته به دو بال سرخ و سبز می داند و می گوید شیعه همچون پرنده در حال پرواز در اعصار تاریخ است که دارای دو بال سرخ و سبز و یک سر و مرکز رهبری است.
بال سرخ شیعه ، ریشه در نهضت عاشورای حسینی و حادثه کربلا و بال سبز شیعه متاثر از نهضت انتظار مهدوی است. شیعه هرچه بیشتر کشته می دهد به تأسی از پیشوای خودشان ،(امام حسین (ع)) مقاومتر شده و با امید به تشکیل حکومت مهدوی عدالت محور و برچیننده ظلم و ستم ، سختی ها را امیدوارانه تحمل می كند.
آن عاملی که در طول تاریخ شیعه ، این دو بال را متوازن و در خدمت به یکدیگر به پرواز در آورده است اصل امامت و ولایت فقیه است که در فقه سیاسی شیعه بر آن تاکید زیادی شده است. بال سرخ و سبز از پرواز باز نخواهند ماند؛ مگر راس فرماندهی (اصل ولایت فقیه) حذف شود. بنابراین، برای پیروزی اسرائیل و شکست مقاومت های اسلامی منطقه چاره ای نداریم؛ مگر حذف حکومت شیعی ایران و حکومت شیعه ایران حذف نخواهد شد، مگر با حذف اصل ولایت فقیه.
با این نقشه تاریخی خیلی سخت نیست که تحلیل كنيم كه چرا غرب با اصل ولایت فقیه مخالف است و چرا در حوادثی مثل 18 تیر 87 یا اغتشاشات بعد از انتخابات 88، شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه یا مرگ بر جمهوری اسلامی به عنوان شعار اصلی ضد انقلاب داخل و خارج مطرح می شود.
نتیجه اینکه، اغتشاشات بعد از انتخابات 88 همچون 18 تیر 87 ، نه پاسخ به هیجانات و نه پاسخ به تقلب در انتخابات و نه اصلا اعتقاد رهبران به بروز تقلب در انتخابات بوده، بلکه فرصت مناسب ضدانقلاب داخل و خارج و دشمنان اصلی انقلاب اسلامی ایران برای انتقام از این نظام، جبران شکست ها و ناکامی های خود در سیاست های استعماری جهان و سرنگونی نظام بوده است.
آگاهی بخشی ، تعمیق بصیرت و معنویت، آشنا بودن به مبانی و تجربه های تاریخی و تطبیق مکرر آن با مسائل و مستحدثات کنونی ، توسط همه مردم خاصه نخبگان و فرماندهان و افسران جنگ نرم ، می تواند از تکرار حوادث این چنینی جلوگیری كند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰