غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت...
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۰۷۹۶۱
نقد و بررسی فیلم «عصر جمعه» اثر مونا زندی

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت...

فیلم «عصر جمعه» در یک ارزیابی کلی و با در نظر داشتن اینکه اولین تجربه کارگردانی مونا زندی در حوزه فیلم بلند داستانی، اثری خوب و قابل دفاع است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فیلم «عصر جمعه» به عنوان اولین اثر مونا زندی پس از پنج سال اکران شد و بالاخره فرصتی برای محک نقد و بررسی منتقدانه برای این فیلم فراهم گشت.
 
فیلم «عصر جمعه» در یک ارزیابی کلی و با در نظر داشتن اینکه اولین تجربه کارگردانی مونا زندی در حوزه فیلم بلند داستانی است اثری خوب  و قابل دفاع است.
 
فیلم توانسته با بهره مندی از یک فیلمنامه متناسب و یک کارگردانی حساب شده ریتم کلی خود را در طول روایت تقریبا حفظ کند و ما شاهد یک فیلم خوش ریتم و دوست داشتنی باشیم.
 
و این نکته در جایی اهمیت بیشتری پیدا می کند که توجه کنیم به این مسئله که داستان ملتهب و فضای تلخ فیلم استعداد زیادی برای فرو غلتیدن به وادی فیلم های دم دستی و کپی های نازل امروزی از فیلم هندی های نخ نما شده را دارد به علاوه اینکه در فیلمنامه اساسا موقعیت هایی اینچنینی که به شدت ریسک فیلم را از این لحاظ بالا می برد وجود دارد و اینکه فیلم عصر جمعه توانسته تا پایان ریتم خود را بر اساس یک روایت جذاب و با میزانسن های خوب حفظ کند و در عین حال هم داستانش را به درستی تعریف کند و هم به دام فیلم هندی های مد روز نیفتد و هم به یک ملودرام نخ نما شده کلیشه ای تبدیل نشود به خوبی گویای این نکته است که هم مقتضیات فیلمنامه و هم مهمتر از آن کارگردانی فیلم درک این نکته را داشته و تمهیداتی برای ایجاد و حفظ فضای کنونی فیلم تعبیه کرده و بر آن پای فشرده و ایستادگی کرده است.
 
«عصر جمعه» داستان تلخ جدایی است و حدیث درد ندانه رنج بی کسی و فقر. تلخی روزگار بی همدمی و فراق اشا و یار و در عین حال قصه عصیان نسلی که در این روزگار بر هویت از دست رفته خود بی آنکه شاید بداند مویه می کند و فقدان آن را به گریه می نشیند.
 
«عصر جمعه» قصه روزگار قشری است که نه در بند قشری گری های مالوف و مشهور می ماند و نه متعلق به یک طیف خاص است که حدیث درد مندی از ورای این دسته بندی های نامربوط و مبتذل و نخ نما شده قصه انسانیت انسان است در هر قوم و قبیله و قشر و مسلکی.
 
«عصر جمعه» با روایتی سینمایی و میزانسنی خوب و زیبا به تصویرگری این موقعیت کوشیده و همانطور که اشاره شد ریسک چنین فضایی در عین استعدادهای مثبت و منفی اش ان هم در سینمای امروز ایران ریسک بالایی است.
 
و شاید همین نکته که فیلم پنج سال به محاق عدم اکران رفت و نتوانست به مخاطب عرضه شود و با او به تعامل نشیند با اینکه هیچ نکته یا ایراد ممیزی هم بر فیلم وارد نبود گویای یکی از زوایای ریسکی باشد که امثال «عصر جمعه» و کارگردانش با آن روبرو هستند.
 
بی تردید فیلم «عصر جمعه» در سنجش با آثار امروز ایران. با در نظر داشتن اینکه اولین تجربه کارگردان آن است فیلمی در خور و ارزشمند و متعلق به سینمای نجیب و متمایل به روند کیفی و استاندارد سازی در محصولات سینمایی امروز ایران است.
 
نکته مهمی که در عصر جمعه به جدیت باید در آن تامل کرد و مورد توجه قرار داد همین ریتم خوب و میزانسن متناسب و دوست داشتنی فیلم است. چیزی که سینمای امروز ایران بیش از پیش بدان نیازمند است. هرچه نزدیک تر شدن فیلم ها به سطحی از استاندارد کیفی به لحاظ قصه گویی و فرم یعنی یک ساختار منسجم و در هم تنیده که اصل سینما و سینمای اصیل را پدید می آورند و آن را از نسخه های جعلی آن باز می شناسانند./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار