کد خبر:۱۰۹۵۷۸
تاملاتی در فلسفه وجودی جشنواره فیلم فجر - 1
جشنوارهای برای «بودن»!
جشنواره فیلم فجر یکی از نوادر روزگار است؛ آن هم در چند حوزه و مرتبه متناقض و حیرت آور.
جشنواره فيلم فجر که شاید عبارت مهمانی یا محفل یا گعده یا چیزهایی از این دست برایش مناسب تر باشد تا جشنواره آن هم بین المللی(؟)، به طرزی باور نکردنی بی نظم، و در عین حال منظم و به نوعی قضا و قدری است.
انگار همه چیزش از پیش تعیین شده و در عین حال هیچ چیز از پیش تعیین شده ای ندارد.
به طرز مثال زدنی و حیرت آوری هم شلخته است، اساسا مصداق تام و تمام واژه «شلخته»، جشنواره فیلم فجر است؛ یک جشنواره شلوغ، ملتهب و بی رمق که در بسیاری از موارد حالتی عمیقا عبث و بی هویت به خود می گیرد و فقط به درد به هیجان آمدن بسیاری از مدعوین فرهیخته اش می خورد که از دیدن بازیگر مورد علاقه شان در فاصله چند متری خود، بشدت و حدت ذوق کرده و عنقریب است که از دست بروند.
جشنواره ای که با برگزاري جلسات بی رمقي به عنوان مجلس ختم فیلم ها به انحاي مختلف عریضه خالیش را پر می کند و اگر هم جلسه ای به دلیل دست دادن حالت جنون به منتقدان بیچاره که فیلم مزخرف و ابلهانه و توهین آمیزی مثل «زمهریر» را تحمل کرده اند، پرشور می شود، البته هیچ ربطی به ماهیت متناقض و برنامه ریزی مدیران آن ندارد؛ ابدا!
جشنواره فیلم فجر مطلقا از برنامه ریزی مفید بویی نبرده و همه چیز آن بر اساس سیستم قضا و قدر، تعارف، آزمون و خطا، خطا و خطا، تکرار خطا، شلوغی، انبوه بودن همه چیز از فیلم ها گرفته تا بخش ها تا تعداد سیمرغ ها تا سخنرانی های افتتاحیه و اختتامیه تا ... شکل می گیرد و وام می يابد.
رسم نانوشته ای که طبق آن هر فیلمی که منتقدان پسندیدند باید توسط هیئت داوران بایکوت شود و هر فیلم سفارشی یا اثر بد حائز ارزش هایی خاص، سیمرغ ها را بگیرد و سیمرغ ها مثل شرکت سهامی یا نذر یا رفاقت صمیمی و قدیمی یا این نکته اخلاقی که دل هیچ کسی نشکند و چیزهایی از این دست هویت جشنواره فیلم فجر را تشکیل می دهد.
جشنواره ای با این مختصات چرا باید هر سال بنابر سنت دریغ از پارسال تکرار شود؟ براستی چرا؟!/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰