کد خبر:۱۱۷۵۶۲
یوسف گم گشته
هان! به پیراهنت ـ ای یوسف گم گشته ـ قسم / که به زیبایی پایان تو، آغاز نبود / عشق، وقتی که شب حمله به دل پاتک زد / هیچ جا بازتر از سینه سرباز نبود.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
تو رفتی و پس از آن، دردها عمیق شدند
و غصه ها همه جا با دلم رفیق شدند
به جا نمانده در این کوچه ها دلی که نسوخت
تمام پنجره ها طعمه حریق شدند
نسیمی آمد و کم کم ز یاد آنها برد
چه غنچه ها که جوانمرگ، از این طریق شدند!
و روی اسم تو بر کوچه ها غبار گرفت
برای گفتن تو، واژه ها رقیق شدند
همیشه عقربه ها محو یکدگر بودند
کدام ثانیه بر روی تو دقیق شدند؟!
آهای قوم به ساحل نشسته! این گل ها
فقط برای نجات شما غریق شدند
هیچ کس مثل تو در صنعت ایجاز نبود
چفیه و کفش و پلاک تو به اهواز نبود
اثری از تو و خاکستر پرواز نبود
آفرین بر غزل سوخته پیکر تو!
هیچ کس مثل تو در صنعت ایجاز نبود
آنقدر سوخته بودی که در آغوش زمین
نوبهارم! اثر از برگ گل ناز نبود
هان! به پیراهنت ـ ای یوسف گم گشته ـ قسم
که به زیبایی پایان تو، آغاز نبود
عشق، وقتی که شب حمله به دل پاتک زد
هیچ جا بازتر از سینه سرباز نبود
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰