کد خبر:۱۱۸۰۳۱
سینمای ایران در سالی که گذشت-10
واقعا جشنواره یعنی «گزارش یک جشن»؟!
فیلم گزارش یک جشن ساخته ابراهیم حاتمی کیا از جهت ساختاری ضعیف و ادامه ای بر فیلمسازی کارگردان در حیطه ای بود که شناخت و درک و حتی اطلاعات درستی درباره آن ندارد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ یکی از مهم ترین وقایع سینمایی کشور و یا به عبارت دیگر مهم ترین واقعه سینمایی کشور که در روزهای پایانی سال برگزار می شود و در سال 89 نیز در اثنای بهمن ماه و با التهاب و حواشی و بی نظمی فوق العاده ای برگزار شد جشنواره بین المللی فیلم فجر بود.
مرور و آسیب شناسی این جشنواره و فیلمهایش می تواند نقطه پایانی خاطرات سینمایی سال گذشته را در فضایی شفاف تر رقم بزند.
فیلم گزارش یک جشن ساخته ابراهیم حاتمی کیا از جهت ساختاری ضعیف و ادامه ای بر فیلمسازی کارگردان در حیطه ای بود که شناخت و درک و حتی اطلاعات درستی درباره آن ندارد.
یک فیلم پر از شعار و بیانیه و نماد و به صورتی متراکم حاوی ادا و اطوارهای توهم آمیز کارگردان که نهایتا به معجونی در هم جوش منتهی شده و دافعه ای عجیب در مخاطب تدارک می بیند که نمی تواند فیلم وآدمها و قصه اش را باور کند.
فیلمی که بیش از آنکه سینما باشد منبر وعظ و خطابه و دادگاهی است که کارگردان برای عده ای تدارک دیده تا در فیلمش به محاکمه انها بپردازد.
ظاهرا آقای حاتمی کیا سینما را با دادگاه اشتباه گرفته و فراموش کرده که سینما قصه و فرم است نه شعار و ادا.
برخلاف انچه عده ای می گوید فیلم حتی موضع گیری کارگردان نسبت به وقایع اخیر هم نیست بلکه نشانه دیگری از همان فرصت طلبی همیشگی و اثری خنثی است که بازهم یکی به نعل می زند و یکی به میخ و وقتی این را با نازل بودن فیلم به لحاظ سینمایی و بی ارزشی بصری اش تلفیق کنیم نتیجه تا حدی وخیم می شود.
فیلم خیابان های آرام ساخته کمال تبریزی چندش اورترین فیلم در حوزه مسایل سیاسی اخیر بود.
یک فیلم عمیقا بی سر و ته که انباشت نمادها و استعاره ها در کنار فیلمنامه ابلهانه و بازیهای سنبل شده و شخصیتهای جعلی و قصه بی مزه و بی خاصیت اش نتیجه کار را چیزی در میانه کاریکاتور و فانتزی و بلاهت کرده بود.
فیلم خیابانهای آرام انقدر بد ریتم و بی در و پیکر بود که اصلا نتوانست کوچکترین باوری را در مخاطب نسبت به آنچه دارد روی پرده می بیند به وجود بیاورد.
فیلمی که واقعا باید به شکل رقت انگیز و فاجعه باری تا آخر تحملش کرد یا نکرد و عطایش را به لقایش بخشید.
هر دو فیلم گزارش یک جشن و خیابان های آرام دچار یک نوع ابهام و تیرگی هستند و گرچه مشخص است که در دفاع از جنبش سبز ساخته شده اند و نمادها و سنبل پردازی هایشان از همین امر خبر می دهد اما در نهایت به بیانی الکن منتهی می شوند که نمی تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و او را دچار تشویش و دافعه می کند.
برخلاف فیلم پایان نامه که مخالف و منتقد جنبش سبز است و گرچه از ساختاری ضعیف رنج می برد و معجونی از ایرادهای فنی و بیانی و حتی محتوایی است اما نوعی صراحت و رودررویی صادقانه میان فیلمساز و مخاطب در آن حس می شود که در این زمان و زمانه غنیمت است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰