کد خبر:۱۱۸۶۷۵۲

آخر چه بود این مرگ نو؟ این مرگ عزرائیل‌کُش!

محمدمهدی سیار شاعر و ترانه‌سرا، غزل تازه‌ای برای شهید یحیی سنوار سرود.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، محمدمهدی سیار در سروده تازه خود غزلی برای شهید یحیی سنوار سروده است.

در ادامه مشروح متن این غزل را می‌خوانیم.


آخر چه بود این مرگ نو؟ این مرگ عزرائیل‌کُش!

نبض گلوی کیستی؟‌ای صور اسرافیل‌کُش؟

گرم نبردی تن به تن، رخ در رخ مرگی کهن

هایبلِ صورت‌بسته‌ای، در هیبتی قایبل‌کُش

لَم داده بر عرشی مگر؟! مابین جنات و نَهَر

عند ملیکِ مقتدر…‌ای آیه تأویل‌کُش

در ناگهان واپسین، صد معجزه در آستین

در چشم، خشمی آتشین، در کف عصایی نیل‌کُش

دیدی نمی‌مانَد نهان! دار و درفشت بود هان!

ریگی به کفشت بود هان! از ریگ‌های پیل‌کُش

این فصل را بی‌خواب کن، این نسل را بی‌تاب کن

میراث خود پرتاب کن؛ آن چوب اسرائیل‌کُش!

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار