سقوط در چاه پالودان و مومیکا؛ آیا علی کریمی به سرنوشت «مهرههای سوخته» قرآنسوزی دچار میشود؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، سقوط آزاد چهرههای مشهور به ورطه رادیکالیسم، پدیده جدیدی نیست، اما مورد اخیر علی کریمی نشاندهنده نوعی «فقدان استراتژی و سواد رسانهای» است. تهدید به قرآنسوزی، اقدامی که حتی در لیبرالترین جوامع غربی نیز به عنوان «نفرتپراکنی» (Hate Speech) شناخته میشود، نه تنها وجدان بیدار جامعه ایران را جریحهدار کرد، بلکه جبهه اپوزیسیون را در وضعیتی تدافعی و متناقض قرار داد.
شکاف در بدنه جریانهای معارض
واکنشها به سخنان کریمی آنقدر تند و کوبنده بود که «رضا پهلوی» را ناچار به صدور بیانیهای با ادبیات دینی کرد. این اقدام نشاندهنده چند واقعیت است:
ترس از ریزش: اتاق فکرهای اپوزیسیون به خوبی میدانند که توهین به قرآن، خط قرمز تودههای مردم ایران (فارغ از گرایش سیاسی) است.
انزوای هتاک: بیانیه پهلوی در واقع نوعی «برائت غیرمستقیم» از رفتارهای نسنجیده کریمی بود تا از سرایت آتش این خشم به کل جریان جلوگیری کند.
واکنش رسانههای بینالمللی و حقوقی
رسانههای معتبر جهان و نهادهای حقوق بشری، اقداماتی نظیر قرآنسوزی را نه نشانهی آزادی، بلکه ابزاری برای بازتولید خشونت میدانند. شورای حقوق بشر سازمان ملل در قطعنامههای اخیر خود، هتک حرمت به کتب مقدس را اقدامی در جهت ترویج نفرت مذهبی برشمرد.
بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند افرادی که به این روشها متوسل میشوند، به دلیل فقدان پایگاه اجتماعی، سعی دارند با «شوک درمانی» و رفتارهای انتحاری، خود را در صدر اخبار نگه دارند. علی کریمی هم در حال دم تکان دادن و نهایت دست و پا زدن است تا در این جولانگاه خودی نشان دهد.
سرنوشت عاملان و آمران قرآنسوزی در جهان
تاریخ نشان داده است که اقدام به قرآنسوزی نه تنها به اهداف سیاسی عاملان آن (مانند تضعیف اسلام) کمک نکرده، بلکه در بسیاری از موارد باعث انزوای شدید، فروپاشی زندگی شخصی و یا پایان تلخ آنها شده است.
۱. تری جونز (کیششیک آمریکایی)
او که یکی از پیشگامان این اقدام شنیع در سال ۲۰۱۰ بود، پس از موج جهانی خشم مسلمانان، به شدت منزوی شد. او از کلیسای خود اخراج شد، جریمههای سنگینی دریافت کرد و اکنون در گمنامی و ترس دائم از انتقام زندگی میکند.
۲. سلوان مومیکا (پناهجوی عراقی در سوئد)
کسی که بارها تحت حفاظت پلیس سوئد اقدام به قرآنسوزی کرد، با سرنوشت سختی روبهرو شد. او نه تنها نتوانست اقامت دائم خود را تثبیت کند، بلکه توسط دولت سوئد حکم اخراج دریافت کرد و در نهایت در کشورهای مختلف سرگردان شد. وی بارها از تنهایی مطلق و تهدیدات جانی شکایت کرده است.
۳. راسموس پالودان (سیاستمدار دانمارکی-سوئدی)
او که با هدف کسب قدرت سیاسی اقدام به این کار میکرد، نه تنها در انتخابات شکست خورد، بلکه اکنون با پروندههای قضایی متعددی روبهرو است و به دلیل ایجاد نفرتپراکنی، در بسیاری از جوامع اروپایی نیز به عنوان یک چهره منفور شناخته میشود.
۴. شارلی ابدو و دیگران
توهین به مقدسات در قالب هنر یا آزادی بیان نیز برای مسببان آن هزینههای سنگینی داشته است. از زندگی مخفیانه و تحت الحفظ گرفته تا حملات ناگهانی، سرنوشت کسانی که "نفرتپراکنی" را به جای "نقد" برگزیدند، همواره با ناامنی گره خورده است.
تحلیل روانشناختی و رسانهای رفتار کریمی
کارشناسان معتقدند علی کریمی به دلیل عدم برخورداری از دانش سیاسی و تاریخی، به مهرهای برای اجرای سناریوهای سوخته تبدیل شده است. او با این اقدام:
مشروعیت خود را از بین برد: حتی مخاطبانی که منتقد دولت بودند، توهین به کتاب آسمانی را برنتافتند.
در تله رادیکالیسم افتاد: او با این حرف، خود را در ردیف چهرههای منفوری همچون پالودان قرار داد که در ادبیات سیاسی جهان به عنوان «بیماران توجهطلب» شناخته میشوند.
نتیجهگیری: قرآن؛ سدی نفوذناپذیر
سرنوشت افرادی که در این گزارش ذکر شد، نشان میدهد که تعرض به ساحت قدسی قرآن کریم، نه تنها تزلزلی در جایگاه این کتاب ایجاد نکرده، بلکه همواره منجر به محو شدن هتاکان از صحنه روزگار و تاریخ شده است. عقبنشینی علی کریمی و توجیهات بعدی او، بیش از آنکه یک مانور سیاسی باشد، اعترافی ناخواسته به قدرت ایمان جامعه و پوچی شعارهای رادیکالی است که هیچ ریشهای در فرهنگ و خرد ایرانی ندارند.