قدرت از آن كيست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۲۹۰۱
تاثير سياست‌هاي ايران بر انتخابات آمريكا

قدرت از آن كيست؟

بايد به اين جمله معروف اشپيگل برگشت كه يك زماني ايالات متحده مي‌توانست تصميم بگيرد كه چه كسي در ايران بر مسند قدرت بنشيند، اما امروز در سال 2008 مردي در تهران (حضرت آيت الله خامنه اي) مي‌تواند سرنوشت انتخابات رياست‌جمهوري ايالات متحده را تعيين كند...

به گفته پدر نوواقع گرايي جهان، "کشورها و بازيگران سياست بين الملل آزاد نيستند که هر چه مي خواهند بکنند، بنابراين بخش مهمي از رفتار آنها تابع مقتضيات نظام بين الملل است؛ از اين رو سياست هاي كشورهاي مختلف در نظام بين الملل بر انتخابات آمريكا تاثيرات مستقيم و گوناگون دارد."

به اين دليل كه در حال حاضر آمريكا مدعي رهبري جهان است و در صدد است تا بر عملكرد كشورهاي مختلف تاثير بگذارد و در بسياري موارد آنها را دگرگون كند، در اين ميان مي توان از نوع رفتار آمريكا نسبت به روسيه و چين در چند ماه گذشته نام برد.

 آمريكا در پي آن است كه با گسترش ناتو به شرق، نفوذ به كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز و ايجاد پايگاه هاي نظامي در اين كشورها، ايجاد سپر موشكي در اروپاي شرقي و ... مرزهاي امنيتي خود را تا كنار مرزهاي خاكي روسيه گسترش داده و نفوذ سياسي اين كشور را در كشورهاي ديگر كم كند. اين مسئله را مي توان در برخورد با چين نيز مشاهده كرد؛ چين كشوري است كه از سال 1980 تغيير رويه داده و به سمت توسعه در فضاي بين الملل سوق پيدا كرده است.

كاخ سفيد در واكنش به اين عمل چين سعي مي كند تا ارتباط خود را به مناطق استقلال طلب اين كشور گسترش داده و مبادلات سياسي – نظامي خود را با چين تايپه (تايوان) و همچنين هند افزايش دهد. توافقات هسته اي آمريكا و هند را مي توان در همين راستا تحليل كرد.

مطمئناً افزايش قدرت نظامي – هسته اي هند در كنار دو كشور روسيه و چين مي تواند بسياري از مبادلات منطقه را در شرق تغيير داده و قدرت اين دو كشور ضد هژمون را به چالش بكشد.

چين و روسيه از اين لحاظ ضدهژمون هستند كه در برابر سياست هاي آمريكا تسليم نمي شوند و خود در نظام بين الملل به طور مستقل عمل مي كنند.

جنگ قفقاز و حمله روسيه به گرجستان و در پي آن اعلام استقلال منطقه آبخازيا از سوي دوماي روسيه يكي از نمونه هاي اين استقلال سياسي در فضاي آنارشيك بين الملل است كه بسياري از معادلات آمريكا را به هم ريخته است.

 اما اين تمام ماجرا نيست؛ جداي از چين و روسيه كه در پي استقلال سياسي در نظام بين الملل هستند، جمهوري اسلامي ايران از سال 57 به شكل جدي تري در اين مسير گام گذاشته است.

 ايران پس از انقلاب شكوهمند اسلامي تعريف خود را از حاكميت، حكومت و بازي هاي سياسي در نظام بين الملل تغيير داد و تبديل به قدرتي ضد هژمون در برابر مطالبات زيادي خواهانه ايالات متحده شد.

 به استثناي اين سه، از كمتر كشوري مي توان ياد كرد كه نام ضدهژمون به خود بگيرد.

 حال سوال اين است كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا، اين رفتار سياسي از سوي كشورهاي ضدهژمون چه تاثيري مي تواند بر اين كشور بگذارد؟

 در اين مقاله سعي شده از تاثيرگذاري ضدهژمونيك جمهوري اسلامي ايران صحبت شود.

 در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه جمهوري اسلامي ايران پس از تبديل شدن به كشوري ضدهژمون، با واكنش مستقيم و غير مستقيم آمريكا مواجه شد؛ اين در حالي است كه عملكرد ايران در نظام بين الملل تاثير شگرفي در رفتار سياسي – بين المللي و همچنين انتخابات متعدد آمريكا گذاشته است.

 نمونه آن را مي توان در ايام ابتدايي انقلاب اسلامي ديد؛ به گونه اي كه در واپسين روزهاي دوره رياست‌جمهوري «كارتر»، زماني كه وي مي‌كوشيد از ماجراي تسخير لانه جاسوسي به بهترين نحو استفاده كند و آن را به نفع خود و حزب دموكرات به پايان ببرد، هفته‌نامه اشپيگل با بيهوده خواندن آن نوشت: «يك زماني ايالات متحده مي‌توانست تصميم بگيرد كه چه كسي در ايران بر مسند قدرت بنشيند، اما امروز در سال 1980 مردي در تهران (امام خميني) مي‌تواند سرنوشت انتخابات رياست‌جمهوري ايالات متحده را تعيين كند.»

 بنابراين سياست هاي جمهوري اسلامي ايران از اولين روزهاي انقلاب با واكنش منفي آمريكا كه خود را تنها هژمون جهان مي دانست مواجه شد.

 اين در حالي است که پس از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي سابق، ايران به تنهايي به كشور ضدهژمون جهان تبديل شد كه در برابر يكه تازي هاي ناعادلانه آمريكا ايستادگي كرد و پس از آن، كشورهايي مثل چين و روسيه به اين جمع افزوده شدند. 

 از اين رو ايالت متحده آمريكا مدام در پي آن بود تا ايران از سر راه خود بردارد؛ به طوري كه اين مسئله را هميشه تكرار كرده و با مردم خود در ميان مي گذاشته است.

 به عنوان مثال طرح تئوري «همه چيز منهاي ايران» در منطقه باعث شده تا ايالات متحده درصدد برآيد تا با نفوذ در كشورهاي همسايه مانند كشورهاي حوزه خليج فارس، آسياي ميانه و قفقاز و همچنين منطقه شبه قاره، ايران را در جهان منزوي كند.

 حتي حمله به كشورهاي مسلمان افغانستان و عراق به استثناي مسائل و نيازمندي هاي اقتصادي در عرصه جهاني شدن، به اين بهانه بود حكومت جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير قرار دهد و به خيال خود با باز شدن مسيرهاي مورد نياز در شرق و غرب ايران نظام جمهوري اسلامي را برچيند.

 اما آنچه كه خود را نمايان كرد اين بود كه جمهوري اسلامي هر روز قدرتمندتر، مستقل تر، تاثيرگذارتر و پيروزتر شده و به قدرت ضدهژمونيك خود افزوده است.

اين قدرت را مي توان در تاثير گذاري آن و همچنين نفوذ در دل مردم مسلمان عراق، افغانستان و ديگر كشورهاي منطقه و جهان ديد؛ به گونه اي كه «اورتگا» قبل از انتخابات رياست جمهوري نيكاراگوئه آشكارا مي‌گويد كه با تكيه بر فرهنگ سياسي ايران، در برابر خوي استكباري آمريكا مي‌ايستد و با اين شعار به پيروزي مي‌رسد.

 «هوگو چاوز» نيز چند روز پيش از انتخابات رياست‌جمهوري با سفر به كشور ايران و اقامت چند روزه، شعارهاي عمده انتخاباتي خود را زياده‌خواهي‌هاي آمريكا مي داند و آنها را از طريق تريبون‌هاي تبليغات رسانه‌اي مستقر در ايران به گوش جهانيان و كشورش مي‌رساند.

 بنابراين نظام جمهوري اسلامي ايران با وجود فشارهاي بي وقفه آمريكا و همچنين تبليغات شديد رسانه اي عليه ايران، هر روز به موفقيت هاي داخلي و خارجي خود مي افزايد.

 در هر دوره انتخابات رياست جمهوري آمريكا، كانديداهاي هر دو كشور بايد بسياري از انرژي خود را مصروف اين مسئله كنند كه چرا نمي توانند در برابر جمهوري اسلامي ايران موفق شوند؟ چرا هرچه فشار بيشتري به اين كشور وارد مي شود به قدرت آن افزوده شده و ميزان نفوذ آن در ميان كشورهاي جهان افزايش مي يابد؟

 ناگفته نماند كه نوع عملكرد دو حزب و شيوهاي بازي سياسي آنها در نظام بين الملل متفاوت است.  از آنجا كه پايگاه اجتماعي حزب جمهوريخواه عمدتاً از نظاميان، صنعتگران، بانكداران، پيمانكاران و اعضاي ارشد ديوانسالاري آمريكا هستند، مدام علاقمند به استفاده از زور و اعمال اراده نسبت به كشورهاي هستند كه رفتاري ضدهژمون دارند.

 اما هيچ يك از كانديداها و رئيس جمهورهاي اين حزب در آمريكا نتوانسته اند به اين پرسش پاسخ دهند كه قدرت سخت و تهديدهاي نظامي چرا نمي تواند از روند افزايش قدرت ايران در نظام بين الملل جلوگيري كند؟ چرا مي توان افغانستان و عراق را اشغال كرد، اما نمي توان اين كار در برابر ايران انجام داد؟

 حتي كانديداها و روساي جمهور اين حزب مجبورند به تلاش در توجيه اين موضوع بپردازند كه چرا يك حزب در لبنان كه مورد حمايت سياسي و معنوي جمهوري اسلامي ايران است مي تواند رژيم صهيونيستي را پس از 33 روز به زانو درآورد؟ كاري كه مجموعه جهان عرب نتوانست انجام دهد.

 در برابر جمهوريخواهان، حزب دموكرات از پايگاه اجتماعي متفاوتي برخوردار است كه بايد از مديران بنگاه هاي خدماتي، وكلا، پزشكان، روزنامه نگاران و روشنفكران نام برد كه كمتر از زور بهره مي برند و بيشتر در صدد هستند تا از پرستيژ مبتني بر اقتدار سياسي در فضاي بين الملل استفاده كنند، بنابرابن كمتر به طبل جنگ مي كوبند، اما در عوض بيشتر سعي مي كنند از تحريم و فشارهاي ديپلماتيك استفاده كنند.

 پرسش ها همچنان باقي است و پاسخ ها بي اعتبار؛ كه راز قدرت يابي جمهوري اسلامي ايران در منطقه و جهان در چيست؟ و چرا آمريكا با برخورداري از امكانات بي شمار نمي تواند راه حلي براي اين مسئله بيابد؟

 اين مسئله باعث مي شود كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا، كانديداي هر حزب در توجيه رفتارهاي پيشين توپ ضعف را به زمين ديگري بيندازد و ديگران را اميدوار كند كه در آينده جلوي نفوذ جمهوري اسلامي ايران را بگيرد.

 بر اين اساس و به گفته «کنت والتز»، پدر نوواقع گرايي در روابط بين الملل مي توان بر اين واقعيت دست گذاشت که نظام بين الملل در حال تحولي اساسي است.

 بر اين اساس بايد با به اين جمله معروف اشپيگل برگشت كه يك زماني ايالات متحده مي‌توانست تصميم بگيرد كه چه كسي در ايران بر مسند قدرت بنشيند، اما امروز در سال 2008 آيت‌اللهي در تهران (حضرت آيت الله خامنه اي) مي‌تواند سرنوشت انتخابات رياست‌جمهوري ايالات متحده را تعيين كند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار