کد خبر:۱۲۹۳۵۰
اشعار امام خميني (ره) نجواي عاشقانه با محبوب بود
اشعار امام نجواي عاشقانه و بي تابي است كه در خلوت تنهايي با به كارگيري كلمات، راز دل دردمند را با محبوب باز گفته و با معبود به راز و نياز پرداخته است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، نوشتن در باب اشعار امام خمینی (ره) از این باب دشوار است که ایشان شعر را نه از برای شعر که برای بیان عقاید و افکار والای خویش و آن هم، بهگاه ضرورت و نیاز؛ میسرودند و شناخت این اشعار و تأویل آن میسر نیست مگر آشنایی با فلسفه و اندیشه ایشان تا تفسیری در خور ارائه شود.
در این باب چه سندی مناسبتر از کلام ایشان که میفرمایند: «باید بحق بگویم که نه در جوانی، که فصل شعر و شعور است و اکنون سپری شده، و نه در فصل پیری، که آن را هم پشت سر گذاشتهام، و نه در حال ارذل العمر، که اکنون با آن دست به گریبانم، قدرت شعرگویی نداشتم.» و این «قدرت»؛ البته به معنای توانایی شعر سرودن نیست، بلکه به یک اعتبار این معنا را به ذهن متبادر میکند که شعر سرودن دغدغهای برای بیان افکار والاست و ایشان از سرودن شعر مراد دیگری غیر از بهرخ کشیدن توان بهکارگیری صناعات ادبی در اثر ادبی است.
گريز از قيد و بند براي رسيدن به معنا از ويژگي بارز اشعار امام (ره) بود
نخستین ویژگی اشعار ایشان گریز از قید و بند فرم برای رسیدن به معناست. به بیان دیگر در اشعار حضرت امام (ره) اگرچه ما به قوالب شعری بر میخوریم که با قاعدهمندی از آن استفاده شده است اما اساساً مسئله اصلی حضرت امام در بیان اشعار؛ تنها ذکر اندیشهای است که خود را موظف میدانند با هر ابزاری اعم از شعر؛ فلسفه؛ سخنرانی و …. ابراز دارند.
دومین ویژگی استفاده از نمادهایی است که شعر فارسی در بستر تاریخی خود آنها را به مخاطب عرضه کرده و ذهن مخاطب با آنها آشناست. در معرفی این نمادها آثار فراوانی منتشر شده که دفتر نشر آثار حضرت امام (ره) هم پژوهشی در این باب را منتشر کرده است؛ اما در نگاهی گذرا و در پژوهشی دیگر بخشی از این نمادها آمده است که به برخی از آنها در این نوشتار اشاره میشود:
یکی از اصطلاحاتی که ارباب معرفت در سخنان خویش آوردهاند و حضرت امام (ره) هم در آثار خود به کرات به آن اشاره فرمودهاند «رخ» است؛ «رخ» در معنایی سمبولیک و استعاری در این اشعار به کار رفته است.
اصطلاح دیگر که در اشعار به تکرار آمده «زلف» است، که گفتهاند کنایه از مرتبه امکانیه از کلیات و جزئیات و معقولات و محسوسات و ارواح و اجسام و جواهر و اعراض است.
دیگر از مصطلحات عرفانی «خال» است، که عبارت است از نقطه وحدت حقیقی؛ و مراد وحدت ذات است و در اشعار حضرت امام (ره) اشاراتی به آن شده است.
البته ذکر این نکته ضروری است که تمام این استعارات و گاه نمادها در خدمت اندیشهای است که نمایانگر فلسفه و جایگاه فکری حضرت امام است.
اصطلاح دیگر «لب» است، که گفتهاند مقصود از آن کلام است؛ و نیز اشاره به «نَفَس رحمانی» است که افاضه وجود بر اعیان میکند.
«چشم» اصطلاح دیگر است، که گفتهاند اشارت به شهود حق است اعیان و استعدادات را؛ و از آن شهود به صفت «بصر» تعبیر میکنند. اصطلاح دیگر «می و شراب» است، که مراد از آن غلبات عشق است و اصطلاح دیگر «ابرو» است، که مراد از آن صفات الهی است که حاجب ذاتند و عالم وجود از صفات رونق و بهاء و جمال میگیرد.
اینها اندکی از نمادهاست که در پژوهشی مبسوط گرد آمدهاند و مقایسهای نیز با اشعار دیگر شاعران و شعر حضرت امام (ره ) و رویکرد این دو اثر به آن نماد هم مورد معرفی قرار گرفته است.
تنوع و تفاوت در استفاده از قوالب در اشعار امام خميني بسيار بود
ویژگی دیگر اشعار حضرت روحالله تنوع در استفاده از قوالب است. حضرت امام (ره) با اینکه میتوانستند در یک قالب شعری اندیشههای خود را بیان نمایند؛ اما با تنوع و تفاوت در استفاده از قوالب؛ هر آنچه را میاندیشیدند در قالبی خاص به بیان آن میپرداختند؛ اعم از غزل؛ قصیده، مسمط و … .
رعایت و شناخت فطری موسیقی کلام یا همان وزن عروضی نیز در آثار امام جایگاه خود را دارد. حضرت امام (ره) از موهبتهای فراوانی برخوردار بودند که در این عرصه شناخت عروض شعر را میتوان از این دست دانست. شناخت وزن عروضی و کاربرد آن در شعر را بسیاری از قدما در شعر و ادب فطری دانستهاند و اینکه نمیتوان و یا بهسختی میشود وزن را یاد گرفت و بهکار بست. اما در مورد اشعار حضرت امام (ره) بدیهی است که اوزان به راحتی در کلام ایشان جاری شده و معنا را در خود تنیده است.
طبیعی است که پرداختن به اشعار حضرت امام (ره) و معنا شناسی آن فرصتی بسیار بیشتر از این مجال میطلبد؛ چرا كه اندیشه والای ایشان را باید در سطر سطر این اشعار واکاوی و جستجو کرد./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰