من عبادت ميكنم پس هستم
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»، رضا صفری؛ فردريش نيچه مي گفت: اگر كسي نسبت به «چرايي» زندگي توجيه باشد، با هر «چگونگي» آن، كنار خواهد آمد.
اجازه بدهيد همين ابتداي كار بگويم كه نيچه خودش نه با چرايي زندگي كنار آمد و نه با چگونگي اش. با چرايي زندگي كنار نيامد، چون در جهان او كسي نبود كه بتواند اين چرايي را برايش توجيه و تبيين كند.
او نمي دانست كه چرا زنده است. قلبش مي تپيد، گوش هايش مي شنيد، چشم هايش مي ديد، دست و پايش حركت مي كرد... اما هيچ كدام، براي ادامه كارشان از او اجازه نمي گرفتند. او زنده بود، بي آنكه خودش خواسته باشد؛ همين آزارش مي داد.او مي خواست ثابت كند كه در اين ميانه كسي است. اگر در به دنيا آمدنش اختياري نداشته، در از دنيا رفتن كه اختيار دارد!
نيچه براي اينكه خودش را به خودش ثابت كند بايد نشان مي داد كه اراده او لااقل در يك جا مؤثر است و نشان داد. لااقل به خيال خودش او درست در اولين سال قرن بيستم درحالي كه بسياري از دوستانش او را به اين بهانه كه مجنون و ديوانه است ترك كرده بودند، خودكشي كرد.
آيا او معناي زندگي و حتي مردنش را كشف كرده بود؟ و آيا براي يافتن فلسفه زندگي هيچ راه ديگري جز انتحار وجود ندارد؟ نيچه اشتباه مي كرد. اين مقدار مسلم است. او براي اثبات «من» خويش، اين «من» را نابود كرد. يعني در همان حال كه تلاش مي كرد براي نفس كشيدن خود معنايي دست و پا كند، نفس خود را قطع كرد.
اما در همان حال كه او چنين درگير مجادلات روحي اش بود، انسان هاي بسيار ديگري در زمين زندگي مي كردند كه هيچ نشاني از پوچي و بلاتكليفي در زندگي آنها وجود نداشت. مي دانستند كه چرا و چگونه بايد زندگي كنند.
چرا كساني چون نيچه در ميان انسان ها، در حكم استثنائاتي بر قاعده هستند؟ چرا همه ما مثل نيچه فكر نمي كنيم؟ ما معناي زندگي مان، فلسفه بودنمان را از كجا آورده ايم؟ ما چه چيزي داريم كه نيچه نداشت؟
بياييد كمي به عقب برگرديم. قرن هجدهم، دكارت مي گفت من مي انديشم، پس هستم. معناي زندگي نزد دكارت «فكر» بود. او خيلي زحمت كشيد تا اين معنا را فراهم كند. نزد دكارت هيچ موجود زنده اي وجود ندارد الا اينكه برخوردار از ذهن است و مي انديشد.
اكنون مقصود من اين نيست كه معلوم كنم، دكارت معناي زندگي را درست كشف كرده بود يا نه. درست يا غلط، او براي زندگي اش مبنايي داشت. مي دانست چرا زندگي مي كند و چرا بايد از اين به بعد به زندگي كردن ادامه بدهد.
خب. معناي زندگي ما به عنوان انسان مسلمان چيست؟ خداي متعال در قرآن مي فرمايد ما انسان و اجنه را نيافريديم الا براي عبادت. پس ما زنده ايم براي اينكه عبادت كنيم و هر لحظه كه كسي از ما عبادت كردن را فراموش كند، همان لحظه از دايره خلقت خارج مي شود و مي ميرد. اما مقصود از عبادت چيست؟ خود بيانديشيد تا بعد./انتهاي پيام/