اسماعیل کوثری: زمان سربازی در باشگاه ابومسلم خراسان فوتبال بازی میکردم / از سال 1342 مسائل سیاسی برای ما اهمیت ویژه ای پیدا کرد / ۶ ماه پیش از انقلاب اسلامی، کمیته را تشکیل دادیم+ فیلم
اسماعیل کوثری، نماینده مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با SNNTV اظهار داشت: به غیر از درس خواندن در جوانی فوتبال حرفهای بازی میکردم و در تیم جوانان تاج شاگرد رایکوف بودم.
وی افزود: در زمان جوانی من ورزش و فوتبال آرزوی بزرگ ما بود؛ بچه منطقه جنوب شرق تهران و محله دولاب بودم و خیلی به فوتبال علاقه داشتم، زیرا هم سلامت جسم در ورزش بود و هم سلامت روح و روان.
کوثری یادآور شد: برای تیم ملی جوانان شرکت کردم، اما انتخاب نشدم و برداشتم این بود به خاطر مسائل ایدئولوژیک انتخاب نشدم.
اگر جلسات کمیسیون نباشد در زمین خاکی محلمان فوتبال بازی میکنم / استقلالی هستم!
نماینده مجلس افزود: سربازی سرخس افتادم و به تیم فوتبال ابومسلم رفتم و در مسابقات کشوری شرکت میکردم.
کوثری یادآور شد: برای رشته تربیت بدنی تست دادم و قبول نشدم، اما بعد از جنگ در دانشگاه امام حسین (ع) در رشته جغرافیای سیاسی ادامه تحصیل دادم.
وی تصریح کرد: کماکان ورزشی هستم و اگر جلسات کمیسیون نباشد در زمین خاکی محلمان فوتبال بازی میکنم؛ با برخی از دوستانم ۶۰ سالی میشود که فوتبال بازی میکنم
کوثری افزود: تاجی سابق و استقلالی فعلی هستم.
روایت سردار کوثری از پیوستنش به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / واژه سپاه را اولین بار امام و شهید بهشتی مطرح کردند
نماینده مجلس در ادامه گفت: هیئتها در زمان پیش از انقلاب مانند الان نبود و معمولا برای جلوگیری از مزاحمت شهربانی نیمه شبها برگزار میشد؛ زیارت عاشورا را که میخواندیم همیشه میگفتیم کاش سال ۶۱ هجری ما هم بودیم و سیدالشهدا را یاری میکردیم.
وی افزود: از سال ۱۳۵۶ با شهادت آقا مصطفی فرزند امام ما نیز در تظاهرات شرکت میکردیم
کوثری تصریح کرد: مشهد در خوابگاه زندگی میکردم و در تیم ابومسلم فیکس بودم؛ ارتباط با گروه توحیدی صف داشتم، ۶ ماه پیش از انقلاب اسلامی کمیته را تشکیل دادیم
این نماینده مجلس یادآور شد: واژه سپاه را امام و شهید بهشتی مطرح کردند و در قانون اساسی نیز تصویب شد.
سردار کوثری: فعالیت سپاهیام از اتفاقات سقوط پاوه آغاز شد
سردار کوثری، گفت: «ضدانقلاب فعالیتش زیاد شد و در تیرماه ۱۳۵۸ اتفاقات سقوط پاوه افتاد و ما از کمیتهها جمع شدیم و به پادگان ولیعصر آمدیم، حتی اسلحه را از خودمان آوردیم.»
وی افزود: «سپاه تازه تشکیل شده بود و سازماندهی نداشت و بچهها با انگیزه الهی و ملی خودشان جمع شدند. من از سال ۱۳۵۸ وارد سپاه شدم و تا سال ۱۳۸۶ نیز در سپاه بودم و بعد برای دور هشتم انتخابات مجلس وارد مجلس شدم.»
سردار کوثری خاطرنشان کرد: «به پاوه نرفتیم زیرا اوین آن زمان خطرناکتر بود و برخی ساواکیها در آنجا زندانی بودند.»
سردار کوثری: در سال ۱۳۵۸ فقط یک خیابان مهاباد دست انقلابیها بود
نماینده مجلس شورای اسلامی، گفت: «سال ۱۳۵۸ بعد از یک ماه که در اوین بودیم، به مهاباد رفتیم که آن زمان سقوط کرده بود؛ طوری شده بود که تیپ ۲ لشگر آذربایجان را غارت کرده بودند.»
وی افزود: «ما با اسکورت وارد مهاباد شدیم و آن زمان فقط یک خیابان دست انقلابیها مانده بود و تانک و نفربر دموکراتها را روی کوههای مهاباد میدیدیم. در مهاباد آموزش میدادم و آسیب دیدگی دستم در همان زمان رخ داد.»
سردار کوثری ادامه داد: «بعد از مهاباد وارد آزادسازی سنندج شدیم؛ آن زمان سنندج دست کومله و دموکرات بود.»
سردار کوثری: پنج روز قبل از جنگ ایران و عراق به پادگان ولیعصر برگشتم
سردار کوثری، نماینده مجلس شورای اسلامی، گفت: «بعد از سنندج، پنج روز مانده به جنگ به پادگان ولیعصر برگشتم و به علت آسیب دیدگی دست وارد دفتر فرماندهی کل سپاه شدم؛ آن زمان فرمانده سپاه آقا مرتضی رضایی بود و محسن رضایی مسئول اطلاعات.»
وی افزود: «گزارشاتی داشتیم که عراقیها آرایش حمله میگیرند و این گزارشها را به شورای عالی دفاع و آقای بنیصدر میدادیم، اما اصلاً توجهی نمیکردند. بنیصدر به تمسخر میگفت سپاهیها نمیدانند جنگ چیست!»
سردار کوثری ادامه داد: «روز ۳۱ شهریور یک پیرزن تماس گرفت و گفت فرودگاه مهرآباد بمباران شده است؛ سراسر منطقه غرب کشور مورد تهاجم هوایی قرار گرفت. تهاجم زمینی همزمان با تهاجم هوایی آغاز شد و فردای آن روز یعنی اول مهر، نیروی هوایی ارتش با ۱۴۰ فروند جنگنده به عراق حمله کرد.»
سردار کوثری: سقوط قصرشیرین به دلیل اشتباه در تشخیص تانکها بود
سردار کوثری، درباره شبهات پیرامون سقوط قصرشیرین گفت: «عراقیها از مرز خسروی به سمت قصرشیرین و سرپل ذهاب آمدند. هر کاری کردند نتوانستند وارد قصرشیرین شوند و از پشت وارد قصرشیرین شدند و برخی تانکها وارد سرپل ذهاب شدند، اما مردم، ارتش و سپاه مقاومت کردند.»
وی افزود: «تانکهایی که به طرف قصرشیرین رفتند، مردم فکر کردند تانکهای خودمان است و اینگونه شد که قصرشیرین سقوط کرد. برخی میگفتند مردم قصرشیرین هلهله کردند، در صورتی که مردم خیال میکردند تانک ارتش خودمان است و در مقابل دشمن مقاومت کردند.»
سردار کوثری: عملیات فتح المبین در دنیا بیسابقه است
سردار کوثری، گفت: «از عملیات طریق القدس سه تیپ تشکیل شد و عملیات فتح المبین دو تا سه برابر طریق القدس وسعت داشت؛ این عملیات در آخر سال ۱۳۶۰ آغاز شد.»
وی افزود: «شهید همت، شهید متوسلیان و حاج محمود شهبازی عملیات محمد رسولالله را موفقیتآمیز انجام داده بودند و تشویقی به حج تمتع رفتند. آقا محسن رضایی از این سه نفر خواستند تیپ تشکیل دهند و در عرض ۴۳ روز تیپ دهگردانه تشکیل شد و عملیات فتح المبین انجام شد.»
سردار کوثری ادامه داد: «یک ماه بعد عملیات بیتالمقدس با وسعت سه برابری عملیات فتح المبین انجام شد، در حالی که حتی لباس کافی برای بسیجیها نداشتیم.»
سردار کوثری: حاج احمد متوسلیان پیش از اعزام به لبنان روحیهای بینظیر داشت
سردار کوثری، گفت: «بعد از آزادسازی خرمشهر، دشمن به وحشت افتاد و کشورهای عربی توطئه کردند. اسرائیل ناگهان به جنوب لبنان حمله کرد و در سه روز به بیروت رسید.»
وی افزود: «جنوب لبنان شیعهنشین بود و سازمان امل توسط شهید امام موسی صدر و شهید چمران تشکیل شده بود؛ حاج احمد متوسلیان در آن زمان تصمیم به استقرار تیپ در لبنان گرفت تا با اسرائیل مبارزه کند.»
سردار کوثری ادامه داد: «حاج احمد متوسلیان را دیدم که پیش امام و حضرت آقا (در زمان ریاست جمهوری) رفته بودند و پس از آن برای مقابله با حمله اسرائیل نقشهای پهن کردند. روحیهای که از حاج احمد متوسلیان میشناسم نشان میدهد که احتمالا همان سال ۱۳۶۱ ایشان به شهادت رسیدهاند.»
سردار کوثری: شهید همت با روحیهای خدایی به شهادت رسید
نماینده مجلس شورای اسلامی، گفت: «یک هفته قبل از شهادت شهید همت در عملیات خیبر به شدت زخمی شده بودم. شهید همت با روحیهای خدایی شهادت را طلب کرد و گفت از بچه بسیجیهایی که مزدشان را میگیرند خجالت میکشم.»
وی افزود: «یک هفته بعد که در بیمارستان نجمیه تهران بستری بودم، جنازه شهید همت را آوردند؛ نصف صورتش با گلوله تانک از بین رفته بود. وقتی شهید همت را دیدم گفتم دعایی که کردی خداوند زود اجابت کرد.»
سردار کوثری: عملیات کربلای ۴ کوتاه شد اما موفقیت کربلای ۵ منجر به قطعنامه ۵۹۸ شد
سردار کوثری، گفت: «عملیات کربلای ۴ در اصل طراحی شده بود که از جزایر به خط کشور عراق برویم؛ این عملیات ایذایی نبود و قرار بود تا پشت بصره هم پیش برویم، اما دشمن متوجه شد و نگذاشت از خط رد شویم.»
وی افزود: «عملیات کربلای ۴ به خاطر ناقص بودن تنها ۶ ساعت بیشتر طول نکشید. مردم بصره علیه صدام بودند و علاقهمند بودند نیروهای ما آنجا حاضر شوند.»
سردار کوثری ادامه داد: «دو هفته پس از عملیات کربلای ۴، هنر فرماندهی این بود که عملیات کربلای ۵ آغاز شد که موفقیتآمیز بود و همین موفقیت باعث نوشته شدن قطعنامه ۵۹۸ شد.»