هلیکوپتر معروف چینوک آمریکا، از کدام هلیکوپتر روسی کپی شد ؟
وقتی صحبت از هلیکوپترهای ترابری سنگین به میان میآید، کمتر کسی است که تصویر نمادین بوئینگ CH-47 شینوک (Chinook) با دو روتور اصلی قدرتمندش را به خاطر نیاورد.
این پرنده، ستون فقرات ترابری عمودپرواز ارتش آمریکا و بسیاری از متحدانش برای دههها بوده و حضورش در فیلمهای هالیوودی و اخبار جنگی، آن را به یک شمایل جهانی تبدیل کرده است. اما یک سوال تاریخی جذاب وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده: آیا این طراحی منحصربهفرد، ابداع خالص آمریکاییها بود؟
تاریخ هوانوردی شوروی، ما را با یک رقیب فراموششده به نام یاک-۲۴ آشنا میکند؛ هلیکوپتری که به دلیل شباهت ظاهری و عملکردی خیرهکنندهاش، لقب «چینوک روسی» را یدک میکشد و سالها پیش از اولین پرواز چینوک، آسمان را درنوردیده بود.
تولد یک غول در شرق، چینوک شرقی که زودتر از نسخه یانکی پرواز کرد

در سال ۱۹۵۵، در حالی که جهان درگیر بازسازی پس از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد بود، دفتر طراحی یاکولوف در اتحاد جماهیر شوروی از یک دستاورد انقلابی رونمایی کرد: هلیکوپتر یاک-۲۴. این پرنده که به سرعت به دلیل شکل بدنهاش لقب واگن پرنده را گرفت، پاسخی بود به نیاز فوری ارتش سرخ برای جابجایی سریع نیرو و تجهیزات سنگین در گستره وسیع جغرافیایی شوروی.
یاک-۲۴ یک غول واقعی برای زمان خود بود. با بدنهای کشیده و جعبهای شکل که توسط دو روتور غولپیکر در ابتدا و انتهای آن به پرواز درمیآمد، این هلیکوپتر توانایی حمل ۵۰ سرباز کاملاً مسلح یا تا ۵ تن بار را داشت.

این ظرفیت، آن را به یکی از قدرتمندترین بالگردهای ترابری جهان در دهه ۱۹۵۰ تبدیل میکرد. طراحی دو روتور خلافگرد ، گشتاور چرخشی را خنثی میکرد و نیاز به روتور دم را از بین میبرد، در نتیجه تمام نیروی موتور صرف بلند کردن وزن میشد؛ یک مزیت کلیدی برای یک وسیله ترابری سنگین.
تکامل موازی، نه یک کپیبرداری آشکار

در نگاه اول، شباهت یاک-۲۴ و چینوک (که اولین پرواز خود را در سال ۱۹۶۱، یعنی شش سال بعد انجام داد) آنقدر زیاد است که فرضیه کپیبرداری را مطرح میکند. اما حقیقت پیچیدهتر و جالبتر است. مهندسان در سراسر جهان با یک چالش فیزیکی یکسان روبرو بودند: چگونه یک هلیکوپتر پایدار و قدرتمند برای حمل بارهای سنگین بسازیم؟
طراحی دو روتور پشت سر هم، یکی از کارآمدترین راهحلهای مهندسی برای این چالش بود. در واقع، این ایده پیش از هر دو، توسط مهندس آمریکایی فرانک پیاسکیبا هلیکوپترهایی مانند H-21موز پرنده در دهه ۱۹۴۰ مطرح و اجرا شده بود.
بیشتر بخوانید:
نگاهی به موز پرنده، عجیب ترین بالگرد جهان/ پیاسکی اچ-۲۱ بالگردی که طراحی آن از موز الهام گرفته شده بود!
بنابراین، به جای یک کپیبرداری مستقیم، ما شاهد پدیده تکامل موازی هستیم. مهندسان یاکولوف و بوئینگ، با الهام از یک مفهوم آیرودینامیکی مشترک، به راهحلهای مشابهی رسیدند. هر دو تیم دریافتند که این پیکربندی، بهترین تعادل را بین قدرت، پایداری و فضای بار داخلی فراهم میکند.

نقطه ضعف بزرگ یاک 24 روسی، پیچیدگی فنی و سرنوشت متفاوت

با وجود شروع امیدوارکننده، یاک-۲۴ هرگز به موفقیتی در مقیاس چینوک دست نیافت. دلیل اصلی این ناکامی، همانطور که در اسناد فنی آن زمان نیز مشهود است، پیچیدگی فنی بسیار بالا و مشکلات ناشی از آن بود. هماهنگ کردن دو موتور قدرتمند و دو روتور عظیم از طریق یک گیربکس و شفت انتقال نیروی طولانی، ارتعاشات شدیدی در بدنه ایجاد میکرد. نسخههای اولیه با مشکلات جدی در موتورها و خستگی سازه دست و پنجه نرم میکردند. این پیچیدگی، نگهداری و اطمینانپذیری «واگن پرنده» را به یک چالش دائمی برای خدمه فنی شوروی تبدیل کرده بود.
در مقابل، مهندسان بوئینگ با داشتن زمان بیشتر و تجربه حاصل از طرحهای اولیه پیاسکی، توانستند بر بسیاری از این چالشها غلبه کنند و چینوک را به یک پلتفرم به مراتب قابل اعتمادتر و بالغتر تبدیل نمایند.
برتری در قطب و یک خداحافظی شرافتمندانه

با این حال، یاک-۲۴ یک برتری ویژه داشت: عملکرد استثنایی در شرایط آب و هوایی فوقالعاده سرد. این هلیکوپتر که ذاتاً برای عملیات در سیبری و مناطق قطبی روسیه طراحی شده بود، در محیطهای برودتی، کارایی بالاتری نسبت به همتایان غربی خود نشان داد و توانایی عملیات در مناطقی را داشت که بسیاری از بالگردهای دیگر زمینگیر میشدند.
اما در نهایت، ارتش شوروی باید یک انتخاب استراتژیک میکرد. با تولید حدود ۱۰۰ فروند از یاک-۲۴، مسیر توسعه آن متوقف شد. فرماندهان نظامی شوروی، طرح بالگرد میل می-۶ (Mil Mi-6) را که توسط دفتر طراحی رقیب (میل) توسعه یافته بود، گزینهای مناسبتر و آیندهدارتر تشخیص دادند. می-۶، یک غول تکروتور، سادهتر، قدرتمندتر و دارای پتانسیل توسعه بیشتری بود و بعدها راه را برای پدرجد خود، میل می-۲۶ (Mi-26)، بزرگترین هلیکوپتر جهان، هموار کرد.

در نهایت، یاک-۲۴ کپی چینوک نبود؛برادر بزرگتر و کمتر خوششانس آن بود که در سوی دیگر پرده آهنین متولد شد. داستان آن، روایتی جذاب از تکامل موازی در مهندسی است که نشان میدهد چگونه ذهنهای بزرگ، برای حل مشکلات مشابه، به راهحلهای یکسان میرسند. گرچه واگن پرنده در سایه موفقیت جهانی چینوک و ظهور غولهای خانواده میل محو شد، اما همچنان به عنوان یک فصل مهم و جسورانه در تاریخ هوانوردی و شاهدی بر نبوغ مهندسی شوروی باقی مانده است.