بررسی خانواده موشک اسکاد، پدر موشک های جهان/ چرا اسکاد محبوب ترین موشک جهان شد؟
به گزارش خبرنگار دانش و فناوری گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، در تاریخ پر فراز و نشیب فناوری نظامی، کمتر سلاحی به اندازه موشک اسکاد توانسته است تأثیرگذار، فراگیر و نمادین باشد.
این موشک بالستیک تاکتیکی، که نامش تداعیگر تصاویری از بحرانهای جنگ سرد و درگیریهای خاورمیانه است، یک پدیده استراتژیک بود که معادلات قدرت را در سطح جهانی بازتعریف کرد.
اسکاد، با وجود دقت پایین و فناوری نسبتاً ابتداییاش، به دلیل سادگی، هزینه پایین و سیاستهای دوران جنگ سرد، به محبوبیتی بیبدیل دست یافت و لقب محبوبترین موشک جهان را از آن خود کرد.
در ادامه به بررسی تبارشناسی خانواده اسکاد، دلایل نفوذ جهانی آن و میراث ماندگاری میپردازیم که آن را به پدر موشکهای جهان تبدیل کرده است.
تبارشناسی یک افسانه، از خاکسترهای جنگ جهانی دوم

داستان اسکاد از ویرانههای آلمان نازی آغاز میشود. پس از پایان جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی، همانند ایالات متحده، به سرعت برای به دست آوردن فناوری پیشرفته موشکی آلمان، به ویژه موشک V-2، اولین موشک بالستیک جهان، وارد عمل شد. مهندسان و طرحهای آلمانی به شوروی منتقل شدند و پایههای برنامه موشکی این کشور را بنا نهادند.
اولین گام، کپیبرداری مستقیم از V-2 تحت عنوان موشک R-1 بود. اما این سرآغاز راه بود. مهندسان شوروی به رهبری سرگئی کارالیوف، به دنبال طراحی موشکی کارآمدتر و قابلاطمینانتر بودند. نتیجه این تلاشها، موشک R-11 بود که در سال ۱۹۵۳ اولین پرواز خود را انجام داد و ناتو نام کد Scud-A را بر آن نهاد.
این موشک با استفاده از سوخت مایع با قابلیت نگهداری بهتر و طراحی سادهتر، یک جهش بزرگ محسوب میشد. اما ستاره واقعی این خانواده، نسخه بهبودیافته آن، یعنی R-17 یا Scud-B بود که در دهه ۱۹۶۰ وارد خدمت شد. این نسخه با برد ۳۰۰ کیلومتر و سرجنگی یک تنی، به ستون فقرات زرادخانه موشکی تاکتیکی شوروی و بعدها، دهها کشور دیگر تبدیل شد.
راز محبوبیت، چرا اسکاد به یک پدیده جهانی تبدیل شد؟

محبوبیت اسکاد نه در پیچیدگی فنی، بلکه در مجموعهای از ویژگیهای استراتژیک و اقتصادی نهفته بود که آن را به گزینهای ایدهآل برای بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهای در حال توسعه، تبدیل کرد.
۱. سلاح استراتژیک جنگ سرد: در دوران دوقطبی، مسکو از صادرات تسلیحات به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ و حمایت از متحدان خود استفاده میکرد. اسکاد به عنوان یک کالای صادراتی استراتژیک به کشورهای بلوک شرق، دولتهای خاورمیانه مانند مصر، سوریه، عراق و لیبی و دیگر متحدان در سراسر جهان عرضه شد. این موشک به این کشورها قابلیتی را میداد که پیش از آن در انحصار قدرتهای بزرگ بود: توانایی حمله به اهداف در عمق خاک دشمن.

۲. نیروی هوایی فقرا: برای کشورهایی که فاقد نیروی هوایی مدرن و پرهزینه برای رقابت با دشمنان منطقهای یا قدرتهای غربی بودند، اسکاد یک جایگزین مقرونبهصرفه و کارآمد بود. یک گردان موشکی اسکاد میتوانست نقش یک اسکادران بمبافکن استراتژیک را ایفا کند و بدون به خطر انداختن خلبانان و هواپیماهای گرانقیمت، شهرها، پایگاههای نظامی و زیرساختهای حیاتی دشمن را تهدید کند. این ویژگی به آن لقب نیروی هوایی فقرا را داد.

۳. سادگی و قابلیت تکثیر: برخلاف موشکهای بالستیک پیچیدهتر، اسکاد از طراحی نسبتاً سادهای برخوردار بود. این سادگی، نگهداری، عملیاتی کردن و مهمتر از همه، مهندسی معکوس آن را آسان میکرد. همین ویژگی باعث شد تا کشورهایی مانند کره شمالی، ایران، پاکستان و عراق بتوانند با الگوبرداری از اسکاد، برنامههای موشکی بومی خود را پایهگذاری کنند. این موشک عملاً به یک کتاب درسی باز برای کشورهای نوظهور در عرصه موشکی تبدیل شد.

۴. سلاح وحشت و تأثیر روانی: شاید مهمترین کارکرد اسکاد، نظامی نبود، بلکه روانی بود.
جنگ شهرها در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق، اوج استفاده از این استراتژی بود. عراق که استراتژی جنگ شهرها را در پیش گرفته بود به واسطه زرادخانه موشکی اسکاد و نیروی هوایی خود ضربات سختی به مردم بی دفاع وارد کرد. به همین منظور ایران مجبور به توسعه متقابل توان موشکی شد و حملات متقابل ایران به تاسیسات نظامی عراق، دست صدام را در جنگ شهرها کوتاه کرد .

میراث ماندگار، پدرخوانده زرادخانههای مدرن

امروزه، اسکاد-B یک موشک منسوخ به حساب میآید. سامانههای پدافند هوایی مدرن مانند پاتریوت و گنبد آهنین، تهدید آن را تا حد زیادی کاهش دادهاند و موشکهای جدیدتر با سوخت جامد، دقت بالا و قابلیتهای پنهانکاری جای آن را گرفتهاند. با این حال، میراث اسکاد قدرتمندتر از همیشه باقی است.
تأثیر واقعی اسکاد در فرزندان آن نهفته است. برنامه موشکی کره شمالی با خانواده موشکهای هواسونگ، برنامه موشکی ایران با سری موشکهای شهاب و برنامه موشکی پاکستان با سری غوری، همگی ریشههای عمیقی در فناوری اسکاد دارند. این کشورها با مهندسی معکوس و ارتقاء اسکاد، توانستند به بردهای بیشتر، دقت بالاتر و قابلیت حمل کلاهکهای متنوع دست یابند. به عبارت دیگر، اسکاد دروازه ورود این کشورها به باشگاه قدرتهای موشکی بود.

موشک اسکاد، بیش از یک قطعه فلز و مواد منفجره بود. این موشک نمادی از انتقال قدرت استراتژیک از ابرقدرتها به بازیگران منطقهای بود. این سلاح نشان داد که برای تأثیرگذاری در صحنه جهانی، نیازی به پیشرفتهترین فناوری نیست؛ گاهی یک سلاح به اندازه کافی خوب، ارزان و در دسترس، میتواند تاریخ را تغییر دهد.
اگرچه دوران عملیاتی اسکاد به پایان خود نزدیک میشود، اما دیانای آن در زرادخانههای موشکی سراسر جهان زنده است و دکترین استفاده از آن به عنوان یک ابزار بازدارندگی و فشار سیاسی، همچنان در راهبردهای نظامی بسیاری از کشورها به کار گرفته میشود. به همین دلیل است که اسکاد، با تمام نواقصش، شایسته عنوان پدر موشکهای جهان و تأثیرگذارترین موشک بالستیک تاریخ است.