«زخم خیابان»؛ روایت نوجوان ایرانی در میانهی فریب و آگاهی

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، کتاب زخم خیابان نوشتهی مهدی کرد فیروزجایی در نشستی با محوریت مفهوم رسانه، هویت و مسئولیت اجتماعی نوجوانان با حضور جمعی از صاحبنظران حوزه ادبیات و رسانه در قم بررسی شد.
مدیر انتشارات معارف: «زخم خیابان» حقیقت را بدون ترس نشان میدهد
ابتدای جلسه مهدی محمدی صومعه، مدیر انتشارات معارف، در سخنانی به اهمیت پرداختن به موضوع نوجوان در ادبیات معاصر ایران پرداخت و گفت: نوجوان امروز در خط مقدم جنگ رسانهای و شناختی قرار دارد. اگر ما برای او حرفی نداشته باشیم، دیگران خواهند داشت. اگر از طریق داستان نتوانیم حقیقت را به او نشان دهیم، روایت دروغ، ذهن او را تسخیر میکند.
محمدی با اشاره به انگیزهی نشر معارف برای چاپ کتاب «زخم خیابان» افزود: ما دنبال کارهای شعاری نیستیم. این کتاب سعی کرده واقعیت را بدون ترس نشان دهد. نوجوانی که در اثر هیجان و احساسات پاکش وارد خیابان میشود، اما کمکم درمییابد که پشت شعارها، دستهایی پنهان است. همین لحظهی کشف، همان زخم بیداری است که باید دربارهاش نوشت.
او در ادامه با اشاره به دشواری مسیر انتشار کتاب گفت: تأخیر در صدور مجوز و سختگیریهای غیرضروری در بررسی محتوا، یکی از موانع جریانسازی فرهنگی در کشور است. ما نیاز داریم از فضای ترس عبور کنیم و اجازه بدهیم نویسنده صادقانه روایت کند، نه آنچه را که انتظار داریم، بلکه آنچه را که دیده و حس کرده است.
از مشاهده تا نوشتن «زخم خیابان»
در ادامه، مهدی کرد فیروزجایی، نویسندهی کتاب، دربارهی شکلگیری ایده و روند نگارش اثر توضیح داد و گفت: آن روزها در دانشگاه، شاهد صحنههایی بودم که از ذهنم پاک نمیشود؛ شعارها، عصبانیتها و چهرههایی که دنبال معنا بودند. از خودم میپرسیدم: اگر یک نوجوان در این فضا باشد چه میفهمد؟ از کجا حقیقت را تشخیص میدهد؟ همین سؤال هستهی اصلی کتاب شد.
کرد فیروزجایی توضیح داد: برای نوشتن این اثر با چند نوجوان که در جریان ناآرامیهای ۱۴۰۱ حضور داشتند گفتوگو کرده و تلاش کردم لحن، زبان و احساس واقعی آنان را در داستان بازتاب دهد.
وی ادامه داد: شخصیت اصلی رمان من نه ضدقهرمان است و نه قهرمان. او انسانی است که میخواهد بفهمد و این فهم، دردی دارد؛ همان زخمی که خیابان بر دلش میگذارد.
نویسنده با اشاره به استقبال مخاطبان نوجوان از چاپ اول کتاب، ابراز امیدواری کرد که چنین آثاری بتوانند پلی باشند میان نسلها تا گفتوگویی واقعی دربارهی حقیقت و فریب شکل گیرد.
این کتاب میخواهد بگوید در میان هیاهوی رسانهای، هنوز میتوان شنید و اندیشید
در بخش بعد، سیده عذرا موسوی، منتقد و کارشناس فرهنگی، به تحلیل محتوایی و ساختاری کتاب پرداخت و گفت: زخم خیابان دو خط روایی دارد؛ یکی نوجوانی به نام شروین که از شنیدن خبر تلخ دربارهی دوستش دچار خشم میشود و به خیابان میرود، و دیگری نوجوانی به نام منصور که در شهر دیگری با بحران عاطفی و اجتماعی روبهروست. این دو روایت بهنوعی دو چهره از یک نسلاند: نسلی که میان احساس و اندیشه سرگردان است.
موسوی با تأکید بر جنبهی تربیتی و رسانهای اثر افزود: نویسنده با زبان نرم و بیقضاوت خود، نشان میدهد که نوجوان در بسیاری مواقع قربانی سوءبرداشت و هیجانزدگی رسانهای میشود. او نه گناهکار است و نه معصوم، بلکه انسانی است که نیاز به هدایت دارد.
وی در پایان گفت: زخم خیابان داستانی است دربارهی فهمیدن، نه محکوم کردن. کتابی که میخواهد بگوید در میانهی شعارها، هنوز میتوان شنید و اندیشید.
حقیقت پشت تصویرها
در ادامهی برنامه، سیدرضا موسوی واعظ، راوی و پژوهشگر اجتماعی، سخنان خود را با نگاهی روایتمحور آغاز کرد و گفت: هر خیابان زخمی دارد، اما بعضی زخمها فقط جسم را نمیدرد، بلکه ذهن و روح جامعه را میشکافد. زخم خیابان ۱۴۰۱، زخم فهم بود؛ زخم شتاب در قضاوت و اعتماد به تصویرهایی که از بیرون تزریق میشد.
او با اشاره به نقش فضای مجازی در تحریک هیجانات جمعی نوجوانان افزود: رسانه امروز نه فقط خبر را میسازد، بلکه احساس را هم مدیریت میکند. اگر ادبیات نتواند بهموقع با زبان خودش پاسخ دهد، رسانهی دشمن با تصویرهای ساختگی ذهن نوجوان ما را تسخیر میکند.
موسوی واعظ از نویسنده و ناشر تقدیر کرد که در قالب داستان، به مسئلهای چنین حساس و چندوجهی پرداختهاند و تأکید کرد: ادبیات متعهد میتواند نقش مهمی در بازسازی اعتماد و هویت نسل جدید ایفا کند.
در پایان، سیده مارال بابایی مجری کارشناس نشست از کتاب «زخم خیابان» به عنوان «روایتی از بلوغ فکری نسل تازهی ایران» یاد کرد و گفت: نوجوانان ما باید بدانند که حقیقت را در سکوت و تفکر میتوان یافت، نه در هیاهوی خیابان. کتاب زخم خیابان فرصتی برای تأمل است، نه داوری.
درباره کتاب
کتاب «زخم خیابان»، داستان دو نوجوان را روایت میکند که در فضای ملتهب جامعه با مسئلهی هویت، حقیقت و فریب رسانهای روبهرو میشوند. نویسنده با زبانی ساده و روایتمحور، به دغدغههای نسلی میپردازد که در میانهی جنگ رسانه و واقعیت، در جستوجوی راه خود است. این رمان، به قلم مهدی کرد فیروزجایی در انتشارات معارف منتشر شده است.
این کتاب را میتوان نمونهای موفق در پیوند ادبیات با مسائل اجتماعی روز دانست؛ جایی که ادبیات نه در مقام تبلیغ، بلکه در جایگاه گفتوگو و فهم متقابل، میان نسلها و روایتها پل میزند.