اعتراض دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه کاشان نسبت به تبعیض در برنامههای دانشجویی

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه کاشان نسبت به ولخرجیهای بی هدف دانشگاه و تبعیض علیه برنامههای دانشجویی اعتراض کرد.
در متن اعتراض این دانشجو آمده است: ابتدا اجازه دهید روز بزرگ دانشجو و ایام ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر را تبریک بگوییم، به امید آنکه مادرانمان همیشه لبخند بر لب داشته باشند و مسئولان هم کمی از صداقت و دلسوزی مادران یاد بگیرند، چون این روزها نه از دلسوزی خبری هست، نه از صداقت!
شاید تعریف دانشجو برای مسئولین، نیاز به رسم شکل داشته باشد.
آقایان حق دارند فراموش کنند، آن قدر درگیر حواشی شدهاند، که گاهی فراموش میکنند دانشجویانی هم در این دانشگاه حضور دارند که دانشگاه به حضور آنان زنده است.
اما برویم سر اصل ماجرا، جشن پنجاهسالگی دانشگاهی که پنجاهویک سالش شده! یعنی دانشگاهی که حتی در حساب و عدد، دقیق نیست ولی در برگزاری جشن، خیلی هم جدی است!
جشنی مجلل، مخصوص اساتید و کارکنان، با خواننده معروف، نورپردازی خیرهکننده، صندلیهای اجارهای و وعده شام.
تبریک! اما سؤال اینجاست: چرا وقتی نوبت به دانشجو میرسد، این همه تجمل ناگهان تبخیر میشود؟! چرا دانشجو باید به یک کیک و آبمیوه و مـــوز راضی شود؟! مگر دانشجو بخش فراموششده دانشگاه است؟! مگر در این پنجاه و یک سال، همین دانشجوها نبودند که کلاسها را زنده نگه داشتند؟!
وقتی میپرسیم این همه هزینه جشنها از کجا آمده، مسئولین ما جواب میدهند: «خَیِّر داشتهایم!»
واقعاً؟!
خَیِّر برای جشن؟!
کاش یک روز هم «خَیِّر تجهیزات آموزشی» پیدا میشد که میکروسکوپهای زنگزده را عوض کند یا تجهیزات آزمایشگاهی فرسوده را تعمیر کنند، یا «خَیِّر خوابگاه» که سردوشهای خراب را تعمیر کند، یا «خَیِّر سلف خواهران» که بوی نامطبوع همیشهگی کنار آبخوری را مطبوع کند!
نه خیرها پیدا میشوند، نه مسئولین پاسخگو هستند؛ فقط جشنها باشکوهتر میشوند، و امکانات هر روز فرسودهتر!
دانشجویی که چند روز تعطیلی به خاطر آلودگی هوا داشته، بعد از بازگشت حتی یک لیموناد در سلف نصیبش نشد، لیمونادی که چندین بار سرمان را گرم کرده است. چه صداهایی که با همین لیموناد خاموش شد. مگر خواستنِ امکانات کوچک خلاف قانون است؟
شاید بهتر است بدانید که با سنگ اندازیهای بعضی مسئولین همین جشنی که شما قدم رنجه فرمودید را به مرز کنسلی کشاندند، اما برگزار کنندگان این جشن مسممتر از اینها هستند، که نگذارند جشن کنسل شود.
همین هفته گذشته، چند تشکل، زحمت برگزاری جشن روز دانشجو را به خاطر دل دانشجویان به گردن کشیدند.
تعطیلی آمد.
گفتیم بعد از تعطیلی. اما وقتی تعطیلیها تمام شد، آقایان گفتند ابلاغیه آمده که برای گرفتن جشن روز دانشجو تا جمعه فرصت دارید! بعد از آن ممنوع است.
انگار «روز دانشجو» برای مسئولان دانشگاه فقط در تقویم معنی دارد، نه در عمل!
اما همین مسئولان، برای «جشن پنجاهسالگی با یک سال تأخیر»، هیچ ابلاغیهای ندیدند، هیچ ممنوعیتی نبود و حتی هیچ آلودگی هوایی هم مانع نشد برگزاری آن نشد!
چرا وقتی پای تجلیل از خودشان وسط است، درها باز میشود، بودجهها فعال میشود، خیرها پیدا میشوند، ولی وقتی نوبت به دانشجو میرسد، همه ناگهان گرفتار بخشنامه و دستورالعمل میشوند؟!
دانشگاه باید خانه علم و عدالت باشد، نه نمایشگاه تبعیض!
دانشگاه باید جایی باشد که احترام دانشجو، نه در شعار، بلکه در #عمل دیده شود.
ما معترض به برگزاری جشن برای کارمندان و اساتید محترم نیستیم، زیرا دانشگاه را موظف میدانیم که برای کارمندان خود نیز جشن و یا برنامهای برگزار کند، بلکه اعتراض ما نسبت به سوءمدیریتی مسئولان است، یک هفته گوش عالم از نیم قرن شدن دانشگاه کر شد، خب! نتیجه؟
اینهمه هزینه، چه بازدهای برای دانشجو داشت؟ چه مشکلی از آن حل کرد؟ به کدام یک از دغدغههای دانشجو پرداخته شد؟
به معنای واقعی کلمه هیچ
جز ایجاد خلسهای دو سه ساعته چیزی آید ما نشد.
اعتراض ما تنها به جشن اساتید و کارکنان نیست، اعتراض ما به خاطر خستگی آن صد نفری است که روز جشن پنجاه سالگی مجبور شدند جشن را ایستاده تماشا کنند. چرا که سالن پر شده بود!
با یک حساب سر انگشتی درمییابیم که تعداد دانشجویان خیلی بیشتر از اساتید است. اما چرا برای جشن دانشجویان یک تالار ۴۵۰ نفری را انتخاب کردند و برای جشن اساتید و کارکنان سالن بزرگ پویش را؟
ایراد دیگری که هست، این است که همین چند هفته پیش، تعمیر تالار فیض را آغاز کردند.
مسئولین محترم، آیا بهتر نبود این کار را به تابستان یا تعطیلی بین دو ترم موکول کنید که برنامهای در دانشگاه نباشد؟!
در شرایطی که رئیس جمهور محترم از کسری بودجه سخن میگفتند.
دانشگاه پنجاهسالگیاش را جشن گرفت، اما بهنظر میرسد پنجاهسالِ دیگر هم باید بگذرد تا «دانشجو» در این دانشگاه، واقعاً دیده شود. واقعا شنیده شود.
ما که برای علم آمدهایم، نه برای سکوت و نه برای نمایش. ما مطالبه میکنیم، چون حق داریم!
آقایان مسئول، وقت آن نرسیده که پنبهها را از گوش خود در بیاورید!
تا وقتی عدالت در همین دانشگاه برقرار نشود، صدایمان را بلندتر خواهیم کرد، با خنده، با انتقاد و با حرف حق.