اوباما، وارث تاريکي‌ها
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۴۵۵

اوباما، وارث تاريکي‌ها

جورج بوش طي دو دوره حاکميت بر کاخ سفيد به گونه‌اي عمل کرد که اکنون در ذهن اکثر مردم آمريکا، نتيجه فعاليت‌هاي او چيزي جز تاريکي و سياهي نبوده و مرد شماره يک آينده اين کشور راه سخت و دشواري براي حل مشکلات و خرابي‌هاي ناشي از سياست‌هاي بوش در سطح داخلي و بين‌المللي در پيش دارد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو» به نقل از العالم، نومحافظه کاران آمريکا که با فرستادن بوش به کاخ سفيد طي دو دوره گذشته بيش از هر زمان ديگري در تاريخ کشورشان بر طبل جنگ کوبيدند، با راه انداختن دو جنگ عراق و افغانستان و قبل از آن واقعه يازدهم سپتامبر به گونه اي عمل کردند که آثار تلخ و منفي آن تا ساليان طولاني اين کشور را تحت تاثير قرار خواهد داد.

صفاتي مانند بدترين و خطرناکترين، از جمله صفاتي است که مورخان و صاحبنظران بين المللي به جورج بوش، رئيس جمهور دو دوره گذشته آمريکا داده اند.

در آماري که اخيرا در هفته نامه اشپيگل منتشر شد، 61 مورخ جهان بوش را بدترين رئيس جمهور در طول تاريخ روساي جمهوري آمريکا اعلام کردند.

براساس همين گزارش، 107 مورخ از ميان 109 مورخ، بوش را شکست خورده و ناموفق توصيف کردند.

«اندرو برنارد»، تهيه کننده معروف فيلم در آمريکا پس از آنکه پيروزي باراک اوباما قطعي شد با حضور در بين جمعيت شادمان در ميدان تايمز نيويورک گفت: اين پيروزي لحظه اي شگفت آور و تاريخي براي آمريکاست، من در طول هشت سال گذشته شاهد زمان هاي تاريکي بوده ام.

سياه پوستان عقيده دارند که اين پيروزي براي آنان معناي زيادي دارد و مهمترين نتيجه آن اين است که سياهان که از فرايند سياسي آمريکا کنار گذاشته شده بودند اکنون دوباره برگشته اند.

براي آمريکاي مدعي بزرگترين دمکراسي جهان اين چندان خوشايند نيست که بتوان تعداد سياهپوستان صاحب منصب آن را با انگشتان دست شمرد و شايد به همين دليل است که پس از پيروزي اوباما، يک سياهپوست در برابر دوربين هاي تلويزيوني فرياد زد: الان مي توانم بگويم آمريکا وطن من است.

تا پيش از راه يافتن باراک اوباما به کاخ سفيد واشنگتن، تنها سه سياه‌پوست توانستند در عرصه سياست آمريکا يک مقام عالي را به خود اختصاص دهند؛ در سال 1972 «شرلي چزوم» به عنوان نخستين سياه‌پوست به کنگره راه يافت، در سال 1982 «کالين پاول» ابتدا به رياست ستاد ارتش و سپس به وزارت امورخارجه منصوب شد و در سال 2005 «کاندوليزا رايس» به عنوان نخستين زن سياه پوست، اداره سياست خارجي آمريکا را به دست گرفت.

بسياري از صاحبنظران پيروزي اوباما در انتخابات رياست جمهوري آمريکا را پديده اي تاريخي و سرنوشت ساز توصيف مي کنند و با به کاربردن تعبيرهايي مانند از بردگي تا ورود به کاخ سفيد در واقع بر اين نکته تاکيد دارند که حافظه تاريخي سياهان و سفيدها در آمريکا مملو از بي عدالتي ها و ظلم و ستم به سياهپوستان است.

صاحبنظران پيش از برگزاري انتخابات حتي از امکان ترور باراک اوباما براي جلوگيري از به قدرت رسيدن او سخن گفتند، اما به هر حال چهل و چهارمين دوره حاکميت بر کاخ سفيد براي سياهپوست 47 ساله به دليل چالش هاي فراوان داخلي و بين المللي از جمله بحران شديد اقتصادي، جنگ عراق و افغانستان و تحت فشار قرار گرفتن رژيم صهونيستي در منطقه خاورميانه دوره آساني نخواهد بود.

در حالي که تا چند هفته قبل مسائل خارجي و امنيت ملي هنوز نقطه ضعف مبارزات انتخاباتي سناتور اوباما تلقي مي شد، شدت گيري بي سابقه بحران در بازارهاي مالي آمريکا در کمي بيش از شش هفته پيش معضلات داخلي و اقتصادي را در صدر اولويت هاي راي دهندگان آمريکايي قرار داد و آشکارا به مبارزات انتخاباتي سناتور اوباما کمک کرد.

پيروزي باراک اوباما، نامزد حزب دمکرات اگر چه در نظرسنجي ها پيش بيني شده بود، اما ساختار حاکميت آمريکا و تبعيض تاريخي درباره سياهان اين کشور، امکان ورود يک سياهپوست به کاخ سفيد را ضعيف نشان مي داد.

سياه‌پوستان كه نزديک به 14 درصد جمعيت 300 ميليون نفري ايالات متحده آمريکا را تشکيل مي‌دهند، اکنون براي تغيير در وضع خود چشم اميد به باراک اوباما دوخته اند؛ آنان از نسل 500 هزار تن از نياکانشان هستند که در فاصله سال‌هاي 1619 تا 1808 ميلادي برخلاف خواست خود به عنوان برده از آفريقا به آمريکاي شمالي انتقال يافتند.

بر اين اساس ورود يک سياه در سال 2009 به کاخ سفيد امکاني نيست که بي مقدمه و بدون هزينه براي اين جمعيت فراهم شده باشد.

سياهان اين كشور تاريخي طولاني از برده داري و تبعيض را پشت سرخود دارند و اگر چه عمر برده داري در سرزمينشان بسر آمده است، اما تبعيض ها همچنان کم و بيش پابرجاست.

پس از نزديک به 400 سال رنج و مبارزه در سال 1808 ميلادي، ورود برده به آمريکا ممنوع شد، اما برده‌‌داري در ايالات جنوبي همچنان ادامه يافت.

اين تضاد، سرانجام در آوريل1861 به جنگ‌هاي داخلي آمريکا انجاميد و ايالت‌هاي آزاد شمالي را در برابر ايالت‌هاي برده‌دار جنوبي قرارداد.

روز اول ژانويه سال 1863 در ميانه‌ جنگ، ابراهام لينکلن همه بردگان ايالات جنوبي را آزاد اعلام کرد؛ دو سال بعد با امضاي سيزدهمين متمم قانون اساسي، برده دراي در سراسر ايالات متحده آمريکا به لحاظ رسمي پايان يافت.

اما پايان برده‌داري با پايان تبعيض نژادي همراه نبود، رنگين‌پوستان همچنان از طريق جدايي نژادي و آموزش بدتر مورد تبعيض قرار مي‌گرفتند.

گروه‌هاي بزرگي از سياهان در آرزوي شانسي بهتر از مناطق کشاورزي جنوب به ايالت‌هاي شمالي مهاجرت کردند و آمريکا را با پديده «مهاجرت داخلي» روبرو ساختند، اما در شمال نيز اغلب سياهان فرصت اشتغال نمي‌يافتند و مجبور بودند همچنان در محلاتي شبيه گتو، جدا از سفيد پوستان در شرايطي همچنان نابرابر و سخت زندگي کنند.

در سال‌هاي پايان دهه 50 و آغاز دهه 60 ميلادي، آفروآمريکايي‌ها، تحت رهبري دکتر مارتين لوترکينگ مبارزات خود را براي پايان دادن به تبعيض نژادي و کسب برابري حقوقي گسترش دادند.

وجه غالب اين مبارزات، نافرماني مدني بدور از خشونت بود؛ با اين همه قتل مالکولم ايکس و مارتين لوترکينگ در آغاز نيمه دوم قرن بيستم و قيام سياه پوستان لس‌‌آنجلس در سال 1992 که 50 قرباني برجاي نهاد، تجربه‌هاي دردناکي بود که سياه‌پوستان مجبور به تحمل آن شدند.

اوباما؛ راه دشوار تا کاخ سفيد

باراک اوباما اولين رئيس‌جمهور سياه‌پوست ايالات متحده آمريکا در تاريخ 4 آگوست 1961 از مادري سفيد پوست از ايالت کانزاس آمريکا و پدري کنيايي در هونولولو مركز ايالت هاوايي متولد شد.

پدرش دانشجوي سياهپوست کنيايي در دوران تحصيل در دانشگاه هاوايي با مادر باراک که دانشجوي سفيد پوستي از اهالي کانزاس آمريکا بود، آشنا شده بود.

اوباما در اولين کتاب خود به نام «روياهايي از پدرم؛ رواياتي از نژاد و ميراث» که اولين بار در سال 1995 به چاپ رسيد، در بيان تمايز ظاهري ميان والدينش پدر خود را به «سياهي شفق» و مادرش را به «سفيدي برف» توصيف کرده است.

«نايانگ اوما کوگلو»، پدر اوباما و «آن دانهام»، مادر وي هنگامي که اوباما دو سال داشت از يکديگر جدا شدند؛ پدر اوباما ابتدا به دانشگاه هاروارد رفت و سپس به کنيا بازگشت و تنها يک بار پيش از مرگ خود در يک تصادف رانندگي در سال 1982 فرزندش را ديد؛ مادر اوباما در سال 1967 با دانشجويي اندونزيايي به نام «لولو سو ئته رو» ازدواج کرد و در سال 1967 به همرا خانواده به اندونزي رفتند؛ اوباما تا 10 سالگي در مدرسه اي در جاکارتا تحصيل کرده و سپس به هاوايي بازگشت و در آنجا با پدر بزرگ و مادر بزرگ مادري خود زندگي کرد.

باراک در سال 1979 از دبيرستان فارغ التحصيل شد و بعد از آن به لوس آنجلس رفت؛ وي در کتاب خود اعتراف کرده در دوران دبيرستان کوکايين و ماريجوانا مصرف مي‌کرده است.

در اين ميان مادر اوباما در سال 1972 براي چندين ماه به هاوايا بازگشت و سپس براي تکميل پايان نامه دکتري خود به اندونزي رفت؛ «آن دانهام»در سال 1995 بر اثر سرطان رحم درگذشت.

باراك اوباما بعد از گرفتن ليسانس در رشته علوم سياسي با تخصص روابط بين الملل در سال 1985 از دانشگاه کلمبيا در نيويورک، در گروه تحقيقات اجتماعي در نيويورک و همکاري هاي بين المللي تجاري مشغول به کار شد؛ در سال 1988 به شيکاگو رفت و به عنوان سازمانده انجمن هاي محلي در محلات فقير نشين اين شهر بزرگ کار کرد.

پس از سه سال باراک در امتحان ورودي دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شرکت کرد و قبول شد؛ پس از گذراندن سال اول، بر مبناي نمرات و ارزشيابي از نوشته هايش، به سمت ويراستار نشريه حقوقي دانشگاه هاروارد که از معتبرترين نشريات حقوقي آمريکاست برگزيده شد و در سال 1990 به رياست نشريه رسيد.

اوباما فارغ‌التحصيل رشته حقوق از دانشگاه هاي هاروارد کار خود را به عنوان وکيل حقوق مدني آغاز کرد؛ وي همچنين در دانشگاه حقوق شيکاگو از سال 1992 تا 2004 حقوق مدني و قانون اساسي تدريس مي‌کرد.

در سال 1992 با هم‌دانشگاهي خود در هاروراد «ميشل رابينسون» ازدواج کرد؛ وي صاحب دو دختر به نام هاي «ناتاشا» و «مايلا آن» است.

اوباما در سال 2004 در انتخابات سنا از ايالت ايلينويز وارد سناي آمريکا شد؛ در دوران حضور خود در سنا براي قانوني کردن قوانيني در زمينه کمک‌هاي انتخاباتي، تغييرات جوي، مبارزه با تروريسم هسته‌اي تلاش کرد.

در تابستان سال 2004 و در جريان کنوانسيون حزب دموکرات در بوستون (ماساچوست) که به انتخاب رسمي جان کري به عنوان نامزد آن حزب در انتخابات رياست جمهوري انجاميد، از باراک اوباما خواسته شد سخنراني کليدي آن کنوانسيون را نوشته و ارائه دهد.

اوباما در اين سخنراني از ضرورت پيشگيري راه و رسم جديدي براي حزب دموکرات سخن گفت؛ شيوايي اجراي آن سخنراني باعث شد تنها سناتور سياه پوست آمريکايي در آن زمان بشدت طرف توجه دستگاه هاي ارتباط جمعي قرار گيرد؛ وي در سال  2006 کتاب «جسارت اميد» را منتشر کرد.

اوباما در فوريه سال 2007 خود را به عنوان نامزد انتخابات رياست‌جمهوري معرفي کرد و پس از 16 ماه مبارزه انتخاباتي حزبي و شکست هيلاري کلينتون، نامزد رسمي دموکرات ها براي رياست جمهوري شد.

سناتور اوباما مبارزات انتخاباتي خود را با دو شعار زيربنايي «اميد» و «تغيير» آغاز کرد و هنگامي که در سوم ژانويه سال جاري در انتخابات آيووا به پيروزي رسيد، با تکيه بر اين دو شعار موضوع سخنراني پيروزي خود را پايان دادن به شکاف هاي اجتماعي ميان آمريکاييان قرار داد.

باراک اوباما در جريان 21 ماه مبارزات انتخاباتي گوهر اتکا به نفس و تجليات رهبري خود را بيش از پيش صيقل داد و مسافرت هاي او به اروپا و عراق و افغانستان نيز با هدف نمايش هر چه مبسوط تر اين صفات طراحي و اجرا شد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار