جزایر سه‌گانه؛ حاکمیت غیرقابل مذاکره ایران در قلب خلیج فارس
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۴۶۲۹۳
یادداشت|

جزایر سه‌گانه؛ حاکمیت غیرقابل مذاکره ایران در قلب خلیج فارس

جزایر سه‌گانه ایران، شامل ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، در قلب خلیج فارس و در مجاورت تنگه هرمز قرار دارند؛ تنگه‌ای که به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی و تجارت جهانی شناخته می‌شود.

 به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، جزایر سه‌گانه ایران، شامل ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، در قلب خلیج فارس و در مجاورت تنگه هرمز قرار دارند؛ تنگه‌ای که به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی و تجارت جهانی شناخته می‌شود. اهمیت این جزایر صرفاً به موقعیت جغرافیایی آنها محدود نیست، بلکه این جزایر بخشی از هویت تاریخی، سیاسی و امنیتی ایران به شمار می‌آیند. با این حال، در سال‌های اخیر و به‌ویژه اخیراً، امارات متحده عربی بار دیگر با طرح ادعای مالکیت و پیشنهاد «مذاکره»، تلاش کرده است این موضوع را از یک مسئله حاکمیتی به یک اختلاف قابل گفت‌و‌گو تبدیل کند؛ رویکردی که در ذات خود محل اشکال جدی است.

از منظر حقوق بین‌الملل اصل حاکمیت سرزمینی یکی از بنیادی‌ترین اصول نظم بین‌المللی است. پذیرش مذاکره بر سر سرزمینی که به‌طور تاریخی، حقوقی و عملی تحت حاکمیت یک دولت قرار دارد، به‌معنای پذیرش ضمنی وجود اختلاف و حتی شائبه «اشغال» است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که پیشنهاد مذاکره از سوی امارات معنا پیدا می‌کند؛ زیرا نشستن پای میز مذاکره نه برای حل یک اختلاف واقعی بلکه برای تضعیف جایگاه حقوقی ایران و ایجاد یک پرونده ساختگی در افکار عمومی و نهاد‌های بین‌المللی است.

جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک به دلیل نزدیکی به تنگه هرمز، نقش مستقیمی در امنیت ملی و اقتصادی ایران دارند. کنترل این جزایر به معنای اشراف بر مسیر‌های اصلی کشتیرانی و انتقال انرژی است و هرگونه تردید در مالکیت آنها می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را به زیان ایران تغییر دهد. از این رو طرح ادعا‌های جدید را باید نه صرفاً یک منازعه حقوقی، بلکه بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی و تلاش برای بازتعریف موازنه قدرت در خلیج فارس دانست.

در بعد حقوقی، اسناد تاریخی متعددی مالکیت ایران بر این جزایر را تأیید می‌کنند؛ از نقشه‌ها و مکاتبات رسمی دوران صفوی و قاجار گرفته تا اسناد مربوط به دوره معاصر. استمرار اعمال حاکمیت ایران بر این جزایر نیز یکی از مهم‌ترین دلایل حقوقی است که هرگونه ادعای مقابل را بی‌اعتبار می‌کند. بر این اساس ادعا‌های مطرح‌شده نه‌تنها فاقد پشتوانه حقوقی‌اند بلکه با اصول تثبیت‌شده حقوق بین‌الملل نیز در تعارض آشکار قرار دارند.

با این حال اتکای صرف به حقانیت تاریخی کافی نیست. ایران ناگزیر است در برابر جنگ روایت‌ها و تحرکات دیپلماتیک، رویکردی فعال و پیش‌دستانه اتخاذ کند. استفاده هدفمند از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل، پاسخ مستند به فضاسازی‌های رسانه‌ای و تبیین مستمر مواضع ایران در محافل منطقه‌ای و جهانی، بخشی از این راهبرد است. در همین چارچوب، تشکیل یک نهاد حقوقی متمرکز برای پیگیری منسجم مسائل مرتبط با جزایر سه‌گانه می‌تواند خلأ‌های موجود را پوشش دهد و هماهنگی میان دستگاه‌های حقوقی، دیپلماتیک و رسانه‌ای را افزایش دهد.

در نهایت، باید تأکید کرد که جزایر سه‌گانه موضوع مذاکره نیستند. هرگونه گفت‌و‌گو درباره این جزایر، نه نشانه حسن نیت، بلکه عقب‌نشینی از یک اصل بنیادین یعنی حاکمیت ملی تلقی می‌شود. پاسخ ایران به این ادعا‌ها باید روشن، قاطع و مبتنی بر حقوق بین‌الملل باشد: جزایر سه‌گانه بخش جدایی‌ناپذیر از سرزمین ایران‌اند و این واقعیت، نه با فشار سیاسی تغییر می‌کند و نه با پیشنهاد مذاکره.

پربازدیدترین آخرین اخبار