از واقعیت تا حقیقت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۰۹۰

از واقعیت تا حقیقت

حجت‌الاسلام علی اکبر دلدار از نویسندگان چهارمحال‌وبختیاری در مقاله‌ای با عنوان «از واقیت تا حقیقت»، نگاه برخی از دست اندرکاران کشور به پدیده بی‌حجابی و بدحجابی در جامعه را تسامح آلود خوانده و به نقد این پدیده پرداخته است.  
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از شهرکرد، در مقاله حجت‌الاسلام علی اکبر دلدار، نماینده ولی فقیه در سپاه شهرکرد و از نویسندگان استان چهارمحال‌وبختیاری در مقاله‌ای با عنوان «از واقیت تا حقیقت» آمده است: حجاب از ضروریات دین اسلام و مبتنی بر فلسفه تعالی و تکامل نفوس انسانی است، نگرش مبتنی بر اعتقاد به قوانین خلقت می تواند در تعامل اجتماعی و تقید اخلاقی مسیر صحیح را ارائه کند؛ اما در مقابل نگرش سطحی با معیارهای اجتماعی صرف، انسان را از حقیقت ارزشها دور می سازد.
 
پدیده بی حجابی و بد حجابی که این روزها به شدت مورد اعتراض مؤمنان قرار گرفته است به جای بازگشت کامل به ارزشها با نگاهی مسامحه گرانه و غیر علمی، پدیده موجود را ناچیز می شمارند؛ اما آنچه در سیره اهل بیت مشهود است؛ نگاهی عمیق، پایه ای و اساسی به موضوع است.
 
موضوع پوشش از ضروریات دین اسلام و از شعائر ارزشمند تمام ادیان الهی است. ضرورت اصل پوشش فارغ از مقدار آن به تناسب مکان و زمان، یک امر قراردادی و اعتباری نیست که قابل خدشه باشد؛ بلکه مبتنی بر خواست فطری است؛ همانگونه که در سوره نساء آمده است، پدر و مادر همه انسانها آدم و حوا(ع) وقتی در مقام مجازات الهی به خاطر تخلف از امر خدا از بهشت خارج شدند، پوشش آنها کنار رفت و آنها احساس خجالت و شرمندگی کردند.
 
 
امور فطری، منشاء فلسفی  محکمی دارند که در خلقت انسان توسط رب العالمین ایجاد گردیده است، در مورد پوشش که شامل مردان وزنان می شود نیز با تدبّر در آیات و روایات مربوطه متوجه فلسفه متعالی آن می شویم که شاخصی انکار ناپذیر برای حیات حقیقی انسان است و تخلف از آن و گرایش به برهنگی انسان را در حیوانیت و طبیعت غرق می کند.
 
و از آنجاکه ذلت در حیوانیت است و برهنگی، مظهری از آن می باشد؛ پیوسته دشمنان در صدد ایجاد محیطی با فرهنگ برهنگی بوده اند و طبق شواهد تاریخی یکی از عوامل پیروزی آنها و استثمار انسانها، تحمیل فضای شهوانی بوده است و امروز هم ما در تیررس دشمن مجهز به ابزارهای رسانه ای مختلف جهان هستیم.
 
اما نکته مهم اینجاست که آنها از آثار زیانبار بد حجابی و بی حجابی آگاهند و ما به همان مقدار از برکات رعایت پوشش غافل هستیم و امروز که به شکل سازمان یافته به آنها مبتلا شده ایم، شایسته است به مسئله با نگاه عمیق انسان شناسی و جامعه شناسی و روانشناسی نگاه کنیم؛ نه از حوزه محدود مسئولیت اجتماعی.
 
این نوشتار نقدی به نگاه تسامح آلود برخی از دست اندرکاران به پدیده بد حجابی است.
 
مدتی است بد حجابی و یا به تعبیری بهتر (با حفظ حرمت کلمات) بی حجابی، تبدیل به یک مسئله اجتماعی و فرهنگی شده و مؤمنان غیرتمند ایرانی را به اعتراض و عکس العمل مسوولانه وا داشته است و در سطح رسانه ها و محافل مختلف در حال طرح و نقد و بررسی است و هر کس بنا به دانش دینی یا موقعیت شغلی یا جایگاه معنوی یا آسیب دیدگی و شاید رضایت به این امر اظهار نظر می کند و یا اقداماتی در حال صورت گرفتن می باشد؛ اما چرا؟
 
پاسخ دقیق به این سوال، اعماق و لایه های موضوع را به شفافیت نشان می دهد و باید ها و نباید های حقیقی را عیان می سازد و این مهم  به دیدگاه جامعه چه در سطح مردم و چه در سطح مسوولین به مسئله حجاب بر می گردد که سه دیدگاه معرفتی به موضوع قابل تصور است.
 
1- حجاب، واجب الهی و پوشش، مرضی رضای حق است و نباید به هیچ عنوان واجب الهی ترک و حرام الهی صورت گیرد و این دیدگاه و تقید و تأمل فارغ از فلسفه اوامر الهی است؛ یعنی ولو فائده مورد نظر شارع (فلسفه احکام) قابل فهم و تعلم برای ما نباشد، نفس اطاعت تقرب می آورد و ترک واجب الهی موجب عذاب است.
 
این نگاه عمیق معرفتی در قلیلی از مؤمنان وجود دارد، اولیاء الهی رمز موفقیتشان در چنین  تلقی از شعائر دینی است و برایشان فرقی نمی کند درسال 1358باشند یا 1390یا بعد از آن و البته این گروه به فلسفه اعمال نیز توجه خاص دارند.
 
2. نگاه متأثرانه و بازگشت معترضانه و اظهار تنفر از آنچه بدان میل داشتند، زمانی که آسیبهای جدی بی عفتی و فحشاء آن ها را تهدید نمود، لب به اعتراض می گشایند و دادستانی می کنند و این دیدگاهی سطحی نسبت به حجاب است.
 
3. دیدگاه میانه که نه به عمق معرفت دسته اول است، نه لاابالی گری و مسامحه کاری دسته دوم؛ بلکه نگاه آنها به شعائر الهی فلسفی است؛ به این معنا که در انجام منهیات مولی، فساد و نقصان و در انجام مأموریت الهی صلاح و خیر است و هر زمان امور دینی مورد بی توجهی قرار گیرد، باید منتظر تبعات منفی آن بود و لذا هر از گاهی اعتراض می نمایند و خواهان اصلاح هستند.
 
این دسته بندی به ما کمک می کند تا ماهیت عکس العمل مسئولین و مردم نسبت به پدیده بد حجابی که بعضأ تأمّل برانگیز و اعجاب آور است، با دقت بیشتر تحلیل شود، بویژه که این روزها با نشستن پای سخن برخی از آنها تازه می فهمیم حکایت از چه قرار است و این اعترافات ناخواسته و اقرار با بیان حال است.
 
از بیانات واقعی برخی از دست اندرکاران درباره واقعه بد حجابی موجود چه نتیجه ایی می گیریم؟
 
با بیان گهربار امیر المؤمنین حضرت علی(ع) شروع می کنم که فرمودند: هرگاه پیش آمد ناگواری روی داد، ثروت را فدای جان کنید و چنانچه امری پدید آمد که مجبور به حفظ جان یا فدا کردن دین شدید، جان را فدای دین کنید. بدانید نابود شده کسی است که دینش نابود شده باشد (اصول کافی ج 1 ص216) .
 
قبل از بیان جایگاه عفاف و حجاب و خواص انهدامی بی حجابی و بی عفتی در هر مقیاسش که لازمه اثبات مدعا در این نوشتار است به ماهیت و علت برخی اظهارات تسامحی و شاید هم جاهلانه اشاره می کنیم.
 
واقعیت این است که برخی به جای مراقبت از حیثیت اسلام و نظام اسلامی، به دفاع از حیثیت خود می پردازند و گویا در طی سالها بین شخص آنها و حیثیت فلان سازمان گره خورده است و تثبیت شده است و از آنجا که پرِ پیکانِ نقد به سازمان او هم مربوط می شود، ظاهراً به دفاع از سازمان و واقعاً به دفاع از خود می پردازند.
 
برخی نیز در یک فضای کاذب علمی و کارشناس نمایی خود را برای رعیّت و همطرازان خود شیرین می کنند. حال یا حادثه را نمی بینند یا نمی فهمند یا نمی خواهند بپذیرند یا قبول دارند؛ اما به صلاح خودشان نمی دانند که بدان اقرار کنند (هر چند به نظر عقلا این اقرار ضمنی است)
 
در اینجا به اختصار علل این اهمال ها اشاره می کنیم:
 
1. بی اطلاعی از تأثیرات سوء برخی ناهنجاری ها اجتماعی (مثلاً بد حجابی)
2. عدم تهذیب روحی و اخلاقی و ارزشی که حساسیت و غیرت را نسبت به هنجارهای هماهنگ با فطرت را از بین می برد و دنیا را آب ببرد و آنها را خواب، تناهی قبل از نهی ندارند.
3. عدم علم به ابعاد روانی و اخلاقی و ارزش وجودی انسانها
4. نداشتن همت عالی و شجاعت و ارداۀ قوی و طبعاً راهکار مناسب جهت جبران نقائص 
5. نگرش سطحی و رو بنایی و غفلت از عوامل زیر بنایی
6. نقد گریزی که از خود برتر بینی انسان نشأت می گیرد و انسان را از واقعیات موجودی دور می سازد.
 
به هر حال علت تحلیل غلط و انکار حقایق هر چه باشد، نتیجه آن نا خوشایند است.
 
برخی از ایشان خطر بی حجابی را به شکل حجیم آن خطرناک می دانند!. در این قسمت تسامحاً با نظر آنها همراه می شویم که می گویند حجم یا مقدار بدحجابی بسیار پایین است، حال یا به انگیزه (مثبت) سیاسی که بزرگنمائی از معضلات نشود تا مبادا دشمن بهره برداری کند یا با انگیزه های دیگر؛ اما به هر حال فعلاً قول ایشان را می پذیریم که مثلاً چون این مقدار که ظهور و بروز دارند، بزرگنمائی می شود و ...؛ اما باز هم حجت ما بر علیه ایشان باقی است که مگر این حجم  قبلاً کمتر نبوده است و امروز بیشترشده است؟!
 
مگر همین حجم قلیل، آسیب های جدی نرم افزاری به جمعیت کثیر مؤمنان وارد نساخته اند؟!
مگر پیوسته یک نفر زن بد حجاب یا بی حجاب در یک روستا یا یک شهر فضا را تخریب نکرده است؟
مگر همین تعداد کم فضای سمعی بصری جامعه را آلوده نساخته اند؟
آیا این مقدار کم فقط تعداشان قلیل است یا قدرتشان در تأثیر گذاری نیز قلیل وضعیف است؟
اگر اینان قلیل اند و اثر آنها نیز محدود است، پس تقاضای کالاهای غربی یا نامتناسب با فرهنگ ایمانی جامعه، از طرف چه کسی صورت می پذیرد!؟
چه کسی حساسیت مؤمنان به ارزشها را با یک نمایش روانی خطرناک و منفی از بین می برد؟
آیا حجم جمعیتی آنها  که هر کدام نماینده موفق شیطان در عرصه ایمان است و دل مؤمنان را حداقل در حد توجه بصری (ناخواسته) با خود همراه می کنند،کم است؟
آیا این تعداد را می توان چون قسمت گندیدۀ سیب جدا کرد و از پیکره جامعه دور ساخت یا اینکه این ها به اشکال گوناگون مثل سرپرستی خانواده، مادری و.... آثار وضعی خودشان را خواهند گذاشت؟
آیا عرضه متراکم کالاهای متناسب با ایشان در فروشگاه های مختلف بازار (اعم از لباس، لوازم زینتی و....) و ایجاد محدودیت برای مؤمنان و متدینین، نشانه کم وضعیف بودن آنهاست؟
 
البته شاید بد حجابی و بی حجابی را به نیمه برهنگی تفسیر کنند! بعد در این صورت می توان ادعا کرد در دانشگاه های ما اصلاً بد حجابی وجود ندارد یا کمتر از 5% است!!).
آیا اصلاً آنها کفار خارجی هستند یا مؤمنانی که ما مسئول حفظ و هدایت و تعلیم آنها هستیم؟
 
نکته مهمی که لازم است بدان اشاره کنیم تا انگ تندروی یا جنجال طلبی متوجه ما نشود؛ این است که ما قبول داریم به کاربردن برخی اصطلاحات با توجه به تعریفی که عرف جامعه از آن دارد و شاید تأثیر روانی منفی داشته باشد، مانند کلمه (بحران) پرهیز نمود؛ اما نتیجه این توجه، وارونه جلوه دادن واقعیات نیست؛ چرا که ما می خواهیم برنامه ریزی کنیم و بدون ملاحظه واقعیات چگونه می توان تدبیر لازم را اتخاذ نمود؟ و همچنین در صورت بهره برداری منافقان داخلی از فضا، باید با تدبیر به اداره امور حقیقت آن است که  از واقعیت حاکم بر جامعه در بین مردم تا حقیقتی که توسط اهل بیت(ع) به شکل قول و عمل ما به رسیده، فاصله بسیار است و بدون شک ترسیم چشم انداز بلند برای جامعه به  مقایسه با ملل دیگر که راه را گم کرده اند نیست؛ بلکه به  تطبیق با اخلاق علوی و فاطمی(ع) است. (و بدون شک حق ما در تعالی علمی و معنوی بیش از اینهاست که بحثی مفصل است) واقعیات ادارۀ انسان و جامعه باید مبتنی بر معرفت کامل و دقیق از زوایای وجود انسان ها باشد.
 
لذا شایسته است برای تصویر درست  مدعا  نگاهی به پوشش از منظر اسلام بیندازیم که در اینجا برخی روایات را پیرامون پوشش (ستر) و تبعات نقصان در پوشش جهت استشهاد می آوریم و قضاوت را به خواننده محترم واگذار می کنیم.
 
پوشش از نامحرمان:
 
1. تحف العقول: علی (ع)به فرزندش امام حسن(ع): برای اینکه چشم زنان به نامحرمان نیفتد، آنان را در پرده نگه دار. زیرا هرچه بیشتر در پرده باشند، برای تو و آنها بهتر است و بیرون رفتن آنها بدتر از این نیست که اشخاص نامطمئن را بر آنان وارد کنی، اگر توانی کاری کنی که مردی جز تو نشناسند، این کار را بکن (معنای این حدیث اثبات پرده نشینی نیست؛ بلکه با حفظ جایگاه زن، مدیران را برآن می دارد تا محیط امنی برای زنها ایجاد کنند که بحث در این موضوع مجال دیگری می طلبد).
2. تنبیه الخواطر(ج 2 ص78): زنان خود را موقعی که بیرون می آورید با پوشش حفظ کنید.
 
بی حجابی مظهر بی حیایی:
 
1. حضرت علی (ع): علت پاکدامنی حیاست.(غررالحکم ص 340)
2. امام صادق (ع): ایمان ندارد کسی که حیا ندارد (الکافی ج 2-ص 106).
3. رسول خدا (ص): وقتی حیا نداشتی هرکاری می خواهی بکن (الرضا ج2 –ص 56)
 
بی حجابی زمینه نگا ه های آلوده:
 
1. مسیح (ع): هرگاه زنی خود را خوشبو کند و بیرون رود تابویش به مشام دیگران رسد، زنا کار است و هر چشمی که او را بنگرد زناکار است (تنبیه الخواطر ج1ص28).
2. مسیح (ع): نباید به زنی که به تو تعلق ندارد، نگاه کنی؛ چون تا زمانی که چشم خود را نگه داری، مرتکب زنا نشوی. اگر توانی حتی به جامۀ زن نامحرم هم نگاه نکنی، چنین کن (تنبیه الخواطر ج1ص62).
3. پیامبر اسلام(ص): برای هر عضوی از انسان بهره ایی از زنا نوشته شده است که لاجرم به آن می رسد مثلاً زنای چشم نگاه کردن است و زنای پا..... (کنز العمال13026).
4. امام  رضا(ع): نگاه کردن به موی زنان به این علت حرام شده است که باعث تحریک مردها می شود و این به فساد و ارتکاب اعمال حرام و ناشایست منجر می شود(عیون الخبار رضاج 2ص 97).
5. رسول خدا (ص): نگاه اول از آن توست، نگاه دوم به زیان توست و نگاه سوم مایه هلاکت توست.
6. امام صادق (ع): نگاه بعد از نگاه، بذر شهوت را در دل می کارد و این خود برای به فتنه کشاندن صاحبش کافی است (الفقیه ج3ص474-4658).
7. رسول خدا(ص): انبیاء گذشته گفتند زنا نکنید و من می گویم نگاه نکنید.
 
بی حجابی زنان زمینه ظهور شیطان:
 
1. رسول خدا(ص): ابلیس را لشکری بزرگتر از زنان و خشم نیست (کافی ج5ص515). (زنان در عین حال که از شأن و مقامی والاتر از مرد برخور دارند؛ اما با عملکرد غیر اخلاقی مثل بد حجابی به قویترین لشکر شیطان تبدیل می شوند).
2. امام صادق (ع): نگاه آلوده، تیری است از تیرهای زهر آلود ابلیس (الفقیه ج4ص18-ش 4969).
3. علی (ع): چشم ها دام شیطانند(غررالحکم ص950).
 
و صدها  روایت از این قبیل که نکاتی قابل توجه و حیاتی را به انسان گوشزد می کنند:
 
1. اسلام در مقام نهی، مکلفین را متهم نمی کند؛ بلکه خطر را به آنها گوشزد می کند و انبیا عظام و امامان معصوم (ع) نیز به بهانۀ عصمتشان هرگز در این زمینه ها وارد نشدند؛ (نفرمودند که چون ما خود را ساخته ایم، پس نگاه می کنیم)
2. علت ذکر روایات با صبغۀ انذاری بدان جهت بود که این نوشتار در مقام نقد است.
3. روایات از علم کامل به ماهیت انسان صادر گردیده؛ یعنی انسان شناسی در تمام ابعادش (نه اجتهاد شخصی فلاسفه غرب)
4. کسی ادعا نکند در فضای آزاد جامعه زنان می توانند به هر شکلی بگردند و مردان هم نگاه کنند؛ زیرا که این سلب آزادی و ایجاد فضای گناه است (که در جای خود قابل اثبات است).
5. حجاب تنها حفظ بشره (پوست) و مو نیست؛ بلکه بالنسبة شامل سخن، نوع لباس، نوع راه رفتن و ......نیز می شود و لذا جواز پوشیدن مانتو کلیت ندارد.
6. عدم پوشش مناسب تنها یک معضل اجتماعی کوچک نیست که بتوان با محدودیت سخت افزاری بساط آن را برچید؛ بلکه دین مرتکبین آن و دیگران را منهدم می کند.
7. زنان به همان اندازه که قدرتمند و مستعد رشد و کمال فراتر از مردان هستند، زمینه تباهی را نیز دارا هستند.
8. پوشش تنها مختص زنان نیست؛ اما از آنجا که عدم پوشش در آنها مفاسد فراوان دارد، این موضوع به نحو تغلیب دربارۀ آنها مطرح است.
 
نتیجه
 
موضوع مورد بحث را با حقایق آن باید تحلیل نمود نه تفسیر شخصی؛ اما نگاه سطحی نگری و ساده انگاری موضوع به همین جا ختم نمی شود و در مقام ارایه راهکار نیز همین منطق حاکم خواهد شد.
 
دایره نفوذ بی حجابی و بدحجابی بسیار است و ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی دارد که تجارب تلخ آن فراوان و مشهود است که در این مجال فرصت پرداختن به آنها نمی باشد، و لذا شایسته نیست از کسانی که رسالت مرزبانی شعائر الهی به آنها سپرده شده با سهله و سمحۀ بی جا و غفلت از کنار ارزش ها بگذرند، مگر غیر از این است که آیات شریفۀ قرآن پایه های محکم تمدن بزرگ انسانی را محصول اخلاق، عفاف و تقوی می دانند.
 
چگونه می توان شاهد زمینه های فحشا و آلودگی جوان بود و انتظار رشد معنوی را داشت؟ امید است با اجرای احکام فردی و اجتماعی اسلام و در پاسخ به اعتماد مردم بویژه در فضای زیبا و شعارهی عدالت محورانه دولت دهم و عنایت ویژه رئیس جمهور محترم به مبانی و ارزش های دینی، مسئولان محترم، امانتداری نموده تا شاهد شکوفایی جامعه بشری باشیم.
 
امید است همه چیز را در حفظ ارزش های دینی خدا کنیم و با پرهیز از نمایشهای دانشمند مآبانه، با جدّیت و قدرت تمام که از اعتماد ملت به نظام و پشتیبانی آنها و فرامین رهبری نشأت می گیرد، به فکر حفظ اسلام باشیم./انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار