ترجمه «داریوش و پارس ها» به چاپ چهارم رسید
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجو، کتاب «داریوش و پارس ها؛ تاریخ فرهنگ ایران در دوره هخامنشیان» نوشته والتر هینتس با ترجمه عبدالرحمن صدریه به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ چهارم رسیده است.
والتر هینتس نویسنده آلمانی کتاب میگوید این اثرش تلاشی برای تالیف تاریخ فرهنگ ایران در دوره هخامنشیان بوده و برای دانشمندان نوشته نشده است. به این ترتیب مخاطبانش صرفا افرادی هستند که به تاریخ فرهنگ شرق عالم علاقه دارند و به همین دلیل جز در بخشهای مشخصی از کتاب، از ذکر منبع و ماخذ و نقل حاشیهها خودداری کرده است.
«داریوش و پارس ها» نتیجه ۳۵ سال تحقیق و بررسی تاریخی است و نویسنده اش میگوید بین ملتهایی که تاریخ جهان را ساختهاند، پارسها مقام و جایگاه بارزی دارند. والتر هینتس معتقد است تاثیر آن چه ایرانیان در دوران هخامنشیان انجام داده و آفریدند، تا امروز بر چشمان تیزبین تاریخ دنیا نمایان است. این نویسنده آلمانی از کارل یاسپرس فیلسوف هموطن خود نقل قول میکند که گفته در قرن ششم پیش از میلاد، انسانی برخاست که تا امروز با او زندگی میکنیم. اطراف محور این عصر، در ایران ارابه زرتشت، کوروش و داریوش در گردش بود؛ در هند بودا تاثیرگذاری میکرد و در چین لائوتسه و کنفوسیوس زندگی میکردند. هینتس میگوید عصر مورد اشاره کارل یاسپرس، مقطعی از تاریخ است که انوار روحانی زمین را روشن ساختند و او تلاش کرده در کتابش، نشان دهد این نور، تا چه حد از ایران برخاسته است.
والتر هینتس ایران شناس آلمانی و متخصص زبان و خطهای ایلامی و ایران باستان، متولد ۱۹۰۶ و درگذشته به سال ۱۹۹۲ است. او «داریوش و پارس ها» را سال ۱۹۷۶ نوشت.
کتاب مورد اشاره، دربرگیرنده ۷ فصل اصلی است که از این قرارند: «سندی بر دروازه آسیا»، «از دریاچه آبی به سوی انزن [اَنشان، انزان]»، «زرتشت پیامبر»، «کوروش بانی کشوری جهانی»، «داریوش در راه قدرت»، «تمامی جهان آرام است» و «شخصیت داریوش».
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
خواجه پیر، بگه پاته، خواجه سرای کوروش، ظاهرا در حرمسرا را بر مهاجمان گشوده است. گئوماته که از هیاهو وحشت زده شده بود با پایه کرسی مطلا، به دفاع از خود برخاست. در تاریکی حجره، آشفتگی ایجاد شد. هرودوت گزارش میکند که گئوبروه مغ را بغل کرده و محکم میگیرد. او داریوش را میخواند و از او میخواهد که او را بکشد و داریوش پاسخ میدهد «می ترسم به تو اصابت کند!» «فرو بر، حتی اگر به من اصابت کند!...» داریوش شمشیر کوتاه خود را فرو میبرد و خوشبختانه تنها مغ را مورد اصابت قرار میدهد.
در حقیقت وینده فرناه ضربه کشنده را بر مغ وارد کرد، ولی داستانی که هرودوت شرح میدهد حاکی از وفاداری و از خودگذشتگی است که برای گئوبروه قایل بودهاند. ترتیبی که داریوش در نبشته بیستون در معرفی هم عهدان خود رعایت کرده نمایانگر دقیق درجه شش هم عهد و خدمات آنها در کشتن مغ است.
در مرتبه اول پادشاه به عنوان دلیر بزرگ وینده فرناه و در مرتبه دوم هوتانه و سپس در مرتبه سوم پدرزنش گئوبره را مینامد؛ و از آن پس به ترتیب ویدرنه و بگه بوخشه و اردی منیش نامیده میشوند. داریوش برای جبران خدمات وینده فرناش، او را به مقام کماندار خود منصوب میکند. این بالاترین مقام درباری است که احتمالا در آن زمان خاص او ایجاد شده و برتر از مقام گئوبره، نیزه دار، بوده است.
چاپ چهارم این کتاب با ۳۴۰ صفحه مصور رنگی و شمارگان ۵۰۰ نسخه عرضه شده است.