مذاکرات مسلح؛ ایران دست به ماشه چشم به میز مذاکره !
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۵۵۴۳
گزارش|

مذاکرات مسلح؛ ایران دست به ماشه چشم به میز مذاکره !

ایران در شرایطی به آغاز دور تازه‌ای از گفت‌و‌گو چراغ سبز نشان داده است که "دست به ماشه " ایستاده و هم زمان "چشم به میز مذاکره" دارد؛ معادله‌ای که نشان می‌دهد تهران مذاکره را می‌پذیرد، اما نه زیر سایه ناو‌های امریکایی.
مذاکرات مسلح؛ ایران دست به ماشه چشم به میز مذاکره !

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ پس از افزایش احتمال تنش در منطقه در نتیجه تصعید امکان شکل‌گیری جنگ بین ایران و آمریکا، برخی کشور‌های منطقه دست به میانجی‌گری زده و از ایران تقاضا کردند تا باری دیگر پای میز مذاکره حاضرشود .

همچنین مسعود پزشکیان، رئیس جمهورکشورمان اجازه آغاز دور جدیدی از مذاکره را به سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه صادر کرد، اما این مجوز مشروط به برخی شروط لازم است که در ابتدا آمریکا باید به آنها عمل کند.

پزشکیان در طی توییتی این شروط را مطرح کرد که شامل «فضای مناسب و عاری از تهدید» و همچنین «به دور از توقعات بی‌منطق» می‌باشد. حال باید اذعان کرد که اکنون توپ در زمین آمریکاست و این کشور باید حسن نیت خود را برای مذاکره و تداوم روند آن نشان بدهد. ضمن آنکه باز هم به دلیل غیرقابل اعتماد بودن آمریکا می‌بایست دست ایران و نیرو‌های مسلح آن همچنان بر روی ماشه قرار داشته باشد.

مجوز مذاکره با پیش‌شرط‌های آن؛ مذاکرات جدید و مخاطرات جدیدتوپ در زمین آمریکا؛ اعلام آمادگی ایران برای هر دو گزینه جنگ و دیپلماسیمذاکرات مسلح؛ ایالات متحده باید «حسن نیت» نشان بدهد!

مذاکره در شرایط تهدید؟

ایالات متحده، همانند دور پیشین مذاکرات که در فروردین ماه آغاز شده بود، باز هم از تاکتیک «دیپلماسی اجبارآمیز» استفاده کرده است. در واقع این کشور با گسیل ناو‌های دریایی و نیرو‌های نظامی خود به منطقه، از «دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار» بهره برده که در تاریخ دیپلماسی و روابط بین‌الملل هم دارای سابقه‌ای طولانی بوده است.

این روش در قرون ۱۸ و ۱۹ و حتى قرن بیستم در موارد زیادى به کار گرفته شده که از شاخص‌ترین آن مى‌توان به جنگ تریاک دون پاسیفیکو، جنگ انگلیس و زنگبار، محاصره هرات در زمان محمدشاه قاجار و قضیه اقادیر (۱۹۱۱) و جدیدترین آن حملات آمریکا و ناتو به بالکان علیه حکومت میلوسوویچ اشاره کرد.

حال سوال اینجاست که با وجود چنین شرایطی، آیا دستور مذاکره با پیش‌شرط «فضای مناسب و عاری از تهدید» همخوانی خواهد داشت؟ به تعبیری می‌توان گفت که وقتی آمریکایی‌ها «چماق» بر دست در اطراف ایران پرسه می‌زنند و تهدید به جنگ می‌کنند، چگونه می‌توان توقع داشت که ایران نیز تصمیم به تداوم رویکرد دیپلماتیک گرفته و به وعده‌های آمریکای غیرقابل اعتماد اعتنا کند؟

مجوز مذاکره با پیش‌شرط‌های آن؛ مذاکرات جدید و مخاطرات جدیدتوپ در زمین آمریکا؛ اعلام آمادگی ایران برای هر دو گزینه جنگ و دیپلماسیمذاکرات مسلح؛ ایالات متحده باید «حسن نیت» نشان بدهد!

وقتی رئیس جمهور آمریکا پیش از هماهنگی‌ها برای مذاکره به تهدید می‌پردازد که «ناو‌های ما در خاورمیانه هستند» و با ادبیات تهدید آمیز می گوید: «در غیر این صورت [یعنی عدم توافق]شاید اتفاقات بدی بیفتد، خواهیم دید که چه خواهد شد!». پس چگونه می‌توان از ایران توقع داشت که مذاکره را گزینه‌ای عقلانی ببیند؟

قدم اول مذاکره، آن هم پس از تجربه پیشین مذاکره ایران و آمریکا که در میانه‌ی آن ایران توسط اسرائیل و آمریکا مورد حمله  نظامی قرار گرفت، این است که آمریکایی‌ها تمایل خود را به مذاکره از موضعی برابر و با پذیرش خطوط قرمز ایران نشان بدهند. وگرنه مذاکره به مقصود خوش‌خیالانه تسلیم ایران هرگز محقق نخواهد شد و نتیجه‌ای جز «جنگ منطقه‌ای» و هزینه‌های خسارت‌ بار برای آمریکا و کشور‌های منطقه نخواهد داشت.

توقعات مذاکره‌ ناپذیر

هر چند ایالات متحده آمریکا بار‌ها همانند تجربه مذاکرات پیشین، درخواست‌های خود را تغییر داده، اما باز هم تا کنون شروطی را برای مذاکره مطرح کرده که ایران قصدی برای پذیرش آن نخواهد داشت. به عنوان مثال به گزارش برخی منابع این کشور شروطی مانند «برچیدن غنی‌سازی هسته‌ای»، «خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد»، «قطع حمایت از متحدین منطقه‌ای» و همچنین «کاهش برد موشک‌های دفاعی» را مطرح کرده که هر سه از خطوط قرمز ایران بوده‌اند.

از طرفی این شروط از سوی اسرائیل هم مطرح است و فی‌الواقع آمریکا نه‌تنها امکان مذاکره مستقل را ندارد بلکه باید رضایت متحد صهیونیستی خود را هم به دست بیاورد. سفر ویتکاف به تل‌آویو خود نمودی از همین ماجراست.

جالب است اسرائیل هیوم به نقل از منابع آگاه بیان کرده: «شرایطی که نتانیاهو به ویتکاف ارائه خواهد داد شامل این موارد است: توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران، توقف برنامه موشک‌های بالستیک ایران و پایان دادن به تأمین مالی متحدانش در منطقه توسط ایران.»

این در صورتی است که مقامات ایران این توقعات زیاده‌خواهانه را نپذیرفته و در رابطه با آن نیز امکان مذاکره نخواهند داشت.

علی شمخانی، نماینده مقام معظم رهبری در شورای دفاع  در گفتگو با تلویزیون المیادین تاکید می کند : «اولا که قرار نیست اورانیومی از کشور خارج شود، دوما غنی‌سازی نهایتا تا ۲۰ ٪ کاهشی می‌شود در غیر اینصورت توافق حاصل نمی‌شود.».

کد ویدیو

از سوی دیگر اسرائیل هیوم  با تاکید دوباره رژیم صهیونیستی بر شروط ۳گانه در مذاکرات ایران و آمریکا تصریح می کند: «این شروط خطوط قرمز اسرائیل هستند و قابل مذاکره نیستند. دولت آمریکا با این شرایط موافق است و کاملاً از آنها حمایت می‌کند.»

 با این شرایط و همچنین عدم اراده آمریکا برای مذاکره از موضعی برابر و عدم امکان مذاکره مستقلانه از سوی آمریکا، چگونه می‌توان انتظار داشت که ایران از خطوط قرمز خود که گذشتن از آنها امنیت و بقای ایران اسلامی را به خطر خواهد انداخت، عدول کرده و تداوم مذاکره را با این شرایط بپذیرد؟

آنچه که پیداست نشان می‌دهد مشابه تجربه‌های گذشته از روابط ایران و آمریکا همانند مذاکرات الجزایر(۱۳۵۹) تا توافق برجام و خروج رئیس جمهور فعلی آمریکا ترامپ از این توافق ونیز مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه، این آمریکاست که تمایلی به دیپلماسی صادقانه نداشته و با رفتن زیر یوغ تل‌ آویوهرگونه پتانسیل مذاکره را با خطر مواجه کرده است.

مذاکره و دست ایران بر ماشه

با این وجود شواهد نشان می‌دهد که با میانجی‌گری‌های کشور‌ها منطقه، بناست تا روزنه و پیش‌زمینه‌ای برای مذاکرات دوباره ایران و آمریکا فراهم شود، اما تداوم این مذاکرات به موضع آمریکایی‌ها، پذیرش خطوط قرمز ایران و درخواست‌های مطروحه‌ی آنها منوط خواهد بود.

اگر همانگونه که پزشکیان و مقامات ایران بیان کردند، توقعات آمریکا زیاده‌خواهانه و بیش از سقف پذیرش ایران باشد، آمریکا باز هم میز مذاکره را نابود کرده و خطر جنگ را پدید خواهد آورد.

بالاخص که این بار مقامات ایران دریافته‌اند می‌بایست دستورکار «مذاکره مسلح» را در پیش بگیرند همچنین به موازات اقدامات دیپلماتیک، دست خود را از ماشه جدا نکنند. این موضوع نیز از آن جهت ضروری است که در صورت شکست رویکرد دیپلماسی، احتمال آغاز جنگ افزایش خواهد یافت و نتیجتا همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند، جنگ احتمالی آینده، «جنگ منطقه‌ای» خواهد بود.

مجوز مذاکره با پیش‌شرط‌های آن؛ مذاکرات جدید و مخاطرات جدیدتوپ در زمین آمریکا؛ اعلام آمادگی ایران برای هر دو گزینه جنگ و دیپلماسیمذاکرات مسلح؛ ایالات متحده باید «حسن نیت» نشان بدهد!

جنگی که دیگر همانند گذشته محدود به ایران نبوده و سراسر منطقه را به اشکال مختلف دربرخواهد گرفت. این موضوع برای خود آمریکایی‌ها نیز عیان شده است. به همین دلیل نیز همان گونه که مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی در امور راهبردی بیان کرده: «ترامپ خود به‌خوبی می‌داند چهارشنبه‌شب دو هفته پیش، تا کجا جلو رفت و بعد عقب‌نشینی کرد. آنچه آن شب برقرار بود به‌نحو قوی‌تری برقرار است.»

در حقیقت این آمریکاست که اکنون می‌بایست هزینه-فایده کرده و ورای خواسته‌های تل‌آویو به هزینه‌های جنگ بیاندیشد. جنگ اگرچه برای ایران هزینه‌های خواهد داشت، اما برای آمریکا و تمامی شرکای منطقه‌ای آن نیز بی‌هزینه نخواهد بود.

جفری ساکس، کارشناس و تحلیلگر آمریکایی در این زمینه اذعان کرده است: «جنگ با ایران زیان‌بار خواهد بود. ایران کشوری با توان موشکی بسیار گسترده و مردمی مصمم است. ترامپ باید به نصیحت کشور‌های منطقه گوش دهد. ایران به‌خودی خود قدرتمند است و دوستان قدرتمندی نیز دارد. آمریکا و اسرائیل در حال بازی با آتش هستند.»

پربازدیدترین آخرین اخبار