«رقص باد»، فیلمی با رگه های خیالی که در دام واقعیت گرفتار می شود
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، کارگردان اثر رقص باد سید جواد حسینی ، فیلمساز تازه کار است که پیش از این دستیار کارگردان و کارگردان دوم بوده است.
وی از این فیلم به عنوان پروژهای در ژانر رئالیسم جادویی یاد میکند؛ ژانری که هدفش گره زدن واقعیت با عناصر خیال در بستری از دنیای واقعی است. با این حال، به نظر میرسد اجرای این ایده با چالشهای عملی مواجه شده است.
ایده اصلی داستان، بازگشت یک پدر است که بر اساس کهن الگوی پدر قهرمان شکل گرفته ما در فیلم با پدری مواجه هستیم که زندگی جوانی خود را به طور کامل تجربه نکرده، فرصتی برای زیستن دوباره آن مییابد. او با سقوط هواپیمای امارات به داستان وارد میشود و پس از عروسی دخترش در پایان جنگ دوازدهروزه، دوباره به دریا بازمیگردد. کارگردان از جنگ به عنوان عنصری برای ایجاد تجانس در روایت استفاده کرده است.
فیلم کاملاً با بودجه شخصی ساخته شده و فضای آن قرار بود مینیمال باشد. در اجرا نیز از شلوغیهای بصری پرهیز شده؛ رنگها ساده و به دور از پیچیدگی هستند و این سادگی در خدمت پیشبرد داستان قرار گرفته است. وفاداری به سکوت و خلق فضای شاعرانه نیز از ویژگیهای بارز اثر است تا جایی که قابهای فیلم شبیه نقاشی توصیف شدهاند. لوکیشن و حتی شخصیتها همگی خیالی هستند و کل فیلم در یک سفر خیالی پیش میرود. عناصر نمادینی مانند ساعت که در صحنههای مرتبط با شخصیت «یونس» همیشه بر روی زمان ۱۰:۲۴ (زمان سقوط هواپیما) ثابت مانده، به این فضاسازی کمک میکنند.
با این حال، به نظر میرسد مرز بین واقعیت و خیال در فیلم آنقدر کمرنگ و پیشروی داستان آنقدر کُند است که تماشاگر به سختی میتواند در جریان تماشا، ماهیت رئالیسم جادویی اثر را درک کند. در نهایت، بیننده تنها در پایان فیلم و از طریق دیالوگها متوجه این موضوع میشود.
این امر میتواند نشاندهنده ناکارآمدی نسبی تلاش برای خلق یک اثر قوی در این ژانر باشد.