مذاکره پساجنگ؛ وقتی گزینه‌های جنگی آمریکا به بن‌بست می‌رسد!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۶۳۴۷
دانشجو بررسی کرد؛

مذاکره پساجنگ؛ وقتی گزینه‌های جنگی آمریکا به بن‌بست می‌رسد!

وقتی جنگ جواب ندهد، دیپلماسی آغاز می‌شود؛ اما نه از موضع اقتدار. تجربه ماه‌های اخیر نشان می‌دهد آمریکا پس از شکست در آزمون‌های امنیتی و نظامی، به مذاکره به‌عنوان آخرین گزینه پناه آورده است.
مذاکره پساجنگ؛ وقتی گزینه‌های جنگی آمریکا به بن‌بست می‌رسد!

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ آمریکا در مواجهه با ایران، راهی را رفت که بار‌ها در تاریخ معاصر خود پیموده است: اول تهدید، بعد جنگ، و اگر نتیجه نداد، مذاکره. اما مسئله اینجاست که در این پرونده، حتی دو گزینه نخست نیز پیش از رسیدن به مقصد، به بن‌بست خوردند. نه جنگ خارجی توانست معادله را تغییر دهد و نه پروژه بی‌ثبات‌سازی داخلی به نتیجه رسید. دیپلماسی امروز آمریکا، نه انتخابی هوشمندانه، بلکه اعترافی ناگفته به شکست است.

 رؤیایی که به واقعیت نرسید

جنگ دوازده‌روزه، اگرچه از نظر زمانی محدود بود، اما از نظر پیام راهبردی بسیار بزرگ‌تر از اندازه‌اش عمل کرد. این جنگ نشان داد که تصور فرسایش توان ایران یا وادارسازی آن از مسیر نظامی، بیش از آنکه بر واقعیت تکیه داشته باشد، بر توهم استوار است. بازدارندگی ایران نه‌تنها حفظ شد، بلکه به‌گونه‌ای به نمایش درآمد که هرگونه تکرار چنین سناریویی را برای طرف مقابل پرهزینه‌تر از قبل می‌کند.

آمریکا و متحدانش دریافتند که جنگ دیگر آن ابزار تعیین‌کننده گذشته نیست. نه ضربه قاطع ممکن شد و نه دستاورد سیاسی حاصل آمد. نتیجه، عقب‌نشینی تدریجی از ادبیات نظامی و انتقال میدان تقابل به سطوح دیگر بود؛ انتقالی که خود نشانه شکست است، نه تغییر تاکتیک.

هم‌زمان با فشار خارجی، تلاش برای بی‌ثبات‌سازی داخلی نیز کلید خورد. حوادث تروریستی اخیر در داخل ایران، که به‌وضوح توسط تیم‌های سازمان‌یافته و هدایت‌شده رقم خورد، بخشی از همین راهبرد بود. این اقدامات نه واکنشی اجتماعی، بلکه عملیاتی امنیتی با هدف ایجاد ترس، شکاف و فروپاشی روانی جامعه بود.

اما این پروژه نیز بر پایه یک خطای قدیمی بنا شده بود: نادیده‌گرفتن تفاوت میان نارضایتی اجتماعی و فروپاشی امنیتی. جامعه ایران، برخلاف محاسبات طراحان خارجی، در برابر تروریسم نه منفعل شد و نه همراه؛ بلکه واکنشی معکوس نشان داد و انسجام در برابر تهدید بیرونی تقویت شد.

موساد در کنار تروریست‌های کف خیابان!

تمامی شواهد نشان می‌دهند که جنگ داخلی ساماندهی شده از سوی خارج مرزها با هدف تحمیل فشار بر ایران صورت گرفت.در آشوب‌های گذشته شاید باید با ذره‌بین و احتیاط به دنبال قدم‌های سرویس اطلاعاتی خارجی می‌گشتیم اما در حوادث تروریستی دی ماه دشمن هیچ ابایی از نشان دادن مشارکت خود نداشت و علنا اعلام می‌کرد که در کنار تروریست‌ها به کف خیابان آمده است.تا حدی که اکانت توئیتری موساد به فارسی توئیت می‌زند و خطاب به آشوب‌گران می‌گوید که به خیابان بیایید ما هم کنار شما هستیم.یا مریم رجوی سردمدار گروهک منحوس و تروریستی منافقین دستور همبستگی و حمایت از آشوب‌گران را می‌دهد.

دیپلماسی از سر اجبار؛ وقتی گزینه‌های جنگی آمریکا به بن‌بست می‌رسد!

 

شکست فشار ترکیبی؛ جمع‌بندی یک تجربه پرهزینه

وقتی جنگ خارجی نتیجه نداد و جنگ داخلی نیز عقیم ماند، راهی جز عقب‌نشینی تاکتیکی باقی نماند. دیپلماسی در چنین شرایطی آغاز شد؛ نه به‌عنوان نشانه حسن نیت، بلکه به‌عنوان آخرین ابزار برای مدیریت شکستی که دیگر قابل پنهان‌کردن نبود.

البته این به معنای تغییر بنیادین در رفتار آمریکا نیست. تجربه نشان داده است که واشنگتن ممکن است بار دیگر، در بزنگاه‌های مختلف، گزینه‌های فشار و حتی جنگ را بیازماید. اما واقعیت این است که زمین بازی عوض شده و هر بار تکرار این آزمون‌ها، تنها به تثبیت همان نتیجه قبلی منجر خواهد شد: شکست.

اعتراف غربی‌ها به توان موشکی ایران

روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در واکنش به تهدیدات علیه ایران با انتشار یک مقاله و اشاره به توان نظامی ایران نوشت، این کشور زرادخانه حاوی هزاران موشک در اختیار دارد و روش‌های تاکتیکی خود را برای به کار بردن این موشک‌ها تغییر داده است. ایران حدود ۲۰۰۰ موشک بالستیک میان‌برد دارد که قادر به رسیدن به اراضی اشغالی هستند و ذخایر قابل توجهی از موشک‌های کوتاه‌برد نیز در اختیار دارد.

بر اساس این گزارش، با وجود جنگ ۱۲ روزه، ایران همچنان قدرت نظامی لازم برای وارد آوردن خسارات واقعی به آمریکا و متحدانش در خاورمیانه را دارد. این کشور ذخایر قابل توجهی از موشک‌های کوتاه‌برد دارد که قادر به رسیدن به پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس و کشتی‌ها در تنگه هرمز هستند. ذخایر موشک‌های کروز ضدکشتی و قایق‌های اژدرافکن و همچنین پهپاد‌های این کشور نیز قابل توجه است.

مذاکره پساجنگ؛ وقتی گزینه‌های جنگی آمریکا به بن‌بست می‌رسد!

در این گزارش آمده است، هرگونه حمله‌ای از سوی آمریکا می‌تواند به سرعت تشدید شود. طبق گزارش شورای روابط خارجی آمریکا این کشور حدود بیست و چهار تأسیسات نظامی زمینی از ترکیه تا کویت، و حدود ۴۰ هزار نیرو در منطقه دارد.

تحلیلگران نظامی می‌گویند در صورت وقوع تجاوز نظامی، ایران احتمالاً مواضع آمریکا که نزدیک به سواحل این کشور هستند را نشانه خواهد گرفت تا از ذخایر عظیم موشک‌های کوتاه‌برد خود استفاده کند.

خبرنگار کانال ۱۵ عبری درباره موشک خرمشهر ۴ گفت: موشک بالستیک جدید ایران به نام "خرمشهر ۴"، موشکی بسیار پیشرفته است که در واقع پیشرفته‌ترین موشک در سری موشک‌های بالستیک است؛ این موشک دارای برد ۲۰۰۰ کیلومتر، سر جنگی سنگین به وزن ۱۵۰۰ کیلوگرم و با دقت بسیار بالا است.زمانی که ایرانی‌ها امروز این موشک را معرفی می‌کنند در واقع پیامی به آمریکا و اسرائیل ارسال می‌کنند که ما آماده نیستیم در مورد موشک‌های بالستیک مذاکره کنیم.

واقعیتی که نمی‌توان نادیده گرفت

امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که راهبرد فشار حداکثری—در همه اشکالش—کارآمدی خود را از دست داده است. نه جنگ خارجی، نه تروریسم داخلی و نه تهدید نظامی، هیچ‌کدام نتوانستند ایران را وادار به تسلیم کنند. اگر دیپلماسی قرار است شانسی برای موفقیت داشته باشد، تنها در صورتی است که آمریکا این واقعیت را بپذیرد؛ واقعیتی که سال‌هاست با هزینه‌های سنگین، بار‌ها و بار‌ها به آن یادآوری شده است.

آمریکا امروز به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌تواند شکست‌های پیاپی خود را پشت بازی با واژه‌ها پنهان کند. وقتی جنگ خارجی در شکل محدود و کنترل‌شده نتوانست ایران را از مسیر خود منحرف کند، و وقتی پروژه ناامن‌سازی داخلی با ابزار تروریسم سازمان‌یافته نیز به دیوار هوشیاری ملت و اقتدار امنیتی کشور خورد، بازگشت به دیپلماسی نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار شد.

آن‌ها آزمودند؛ هم در میدان نظامی و هم در میدان امنیتی. نتیجه اما یکی بود: ایران ایستاد و آمریکا عقب نشست. آنچه امروز «مذاکره» نامیده می‌شود، در واقع ادامه همان پروژه شکست‌خورده با ادبیاتی نرم‌تر است. تجربه به‌روشنی نشان داده هر بار که واشنگتن خیال تکرار سناریوی جنگ—چه سخت و چه نرم—را در سر پرورانده، دستاوردی جز هزینه بیشتر و عقب‌نشینی نداشته است.

پیام روشن است: ملتی که از جنگ نمی‌ترسد و از تروریسم عبور کرده، با تهدید و فریب و فشار از پا درنمی‌آید. اگر قرار است گفت‌وگویی شکل بگیرد، باید بر پایه پذیرش این واقعیت باشد، نه با رؤیای بازتولید نسخه‌هایی که بارها شکست آن‌ها اثبات شده است.

آمریکا می‌تواند دوباره امتحان کند؛
اما نتیجه، همان نتیجه خواهد بود.

پربازدیدترین آخرین اخبار