آیین‌سازی به سبک ایرانی؛ چرا افطار در تهران با دبی متفاوت است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۳۶۱۸
گزارش|

آیین‌سازی به سبک ایرانی؛ چرا افطار در تهران با دبی متفاوت است؟

رمضان در ایران نوعی بازتولید فرهنگی خانواده است؛ گویی هر سال یک «یادآوری جمعی» اتفاق می‌افتد که خانواده هنوز هسته اصلی زیست ایرانی است و در حالی که ریتم پرشتاب زندگی مدرن و فشارهای اقتصادی، نهاد خانواده را در کلان‌شهرهای ایران به حاشیه رانده است، ماه رمضان همچون یک «مقاومت فرهنگی» قد علم می‌کند.
آیین‌سازی به سبک ایرانی؛ چرا افطار در تهران با دبی متفاوت است؟
حانیه اخلاقی

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، در حالی که ریتم پرشتاب زندگی مدرن و فشارهای اقتصادی، نهاد خانواده را در کلان‌شهرهای ایران به حاشیه رانده است، ماه رمضان همچون یک «مقاومت فرهنگی» قد علم می‌کند. این گزارش به بررسی تفاوت بنیادین تجربه رمضان در ایران —به عنوان آیینی خانواده‌محور— در مقایسه با الگوی گردشگری و تجاری کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌پردازد و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کند: آیا رمضان آخرین سنگر حفظ انسجام اجتماعی در ایران است؟


هویت آیین‌ساز ایرانی: فراتر از یک مصرف‌کننده

درباره مناسک مذهبی و دینی نیز این رفتار فرهنگی، به طرز شدیدتری وجود دارد. در محرم سوگواری صرفاً یک کنش احساسی فردی نیست. هیئت‌ها سازمان اجتماعی می‌سازند، نذر نوعی توزیع موازی منابع ایجاد می‌کند، و محله‌ها به واحدهای فعال همبستگی تبدیل می‌شوند. آیین در اینجا، زیرساخت اجتماعی تولید می‌کند

جامعه ایرانی به طور تاریخی تنها مصرف‌کننده مناسک نیست، بلکه یک «آیین‌ساز» هوشمند است که مفاهیم انتزاعی را به زیست روزمره پیوند می‌زند. در فرهنگ ایرانی، نوروز صرفاً یک تقویم نیست، بلکه بازتنظیم نمادین فضا و سلسله‌مراتب عاطفی است. این رفتار در مناسک مذهبی به شکلی غلیظ‌تر بروز می‌کند؛ به گونه‌ای که محرم به جای یک سوگ فردی، به زیرساختی برای تولید سازمان اجتماعی و همبستگی محله‌ای تبدیل می‌شود..

ماه رمضان هم برای فرهنگ ایرانی در همین منطق فهم می‌شود. روزه در تعریف فقهی، عملی فردی است؛ امساکی میان بنده و خدا. اما در ایران، این کنش فردی بلافاصله وارد مدار جمعی می‌شود. «سفره افطار» یک میز غذا نیست؛ یک نهاد کوچک اجتماعی است. هر شب، زمان مشخصی را برای باهم‌بودن تثبیت می‌کند؛ چیزی که در زندگی شهری به‌شدت کمیاب شده است.

رمضان و بازتولید خانواده در شهر

در کلان‌شهرهایی که ریتم زندگی با کار، دانشگاه، شیفت‌های درمانی و ترافیک تعریف می‌شود، زمان مشترک خانواده به حداقل رسیده است. داده‌های رسمی درباره کاهش دید و بازدیدهای نوروزی در سال‌های اخیر به‌ویژه در سال‌هایی که رمضان با نوروز هم‌زمان شد نشان می‌دهد بسیاری از آیین‌های سنتی خانوادگی در کلان‌شهرهای ایران تضعیف شده‌اند.

اما رمضان یک تفاوت کلیدی دارد: «زمان الزام‌آور مشترک».بسیاری از افراد شاغل تلاش می‌کنند افطار را در خانه باشند. حتی دانشجویان و کادر درمان که برنامه‌های فشرده دارند، اولویت نمادین‌شان افطار خانوادگی است. مهمانی‌های افطار و سحر، شب‌های قدر و احیا، خانواده گسترده را دوباره دور یک میز جمع می‌کند.

رمضان در ایران نوعی بازتولید فرهنگی خانواده است؛ گویی هر سال یک «یادآوری جمعی» اتفاق می‌افتد که خانواده هنوز هسته اصلی زیست ایرانی است.

رمضان در آن سوی منطقه

این البته در حالی است که در برخی کشورهای حوزه خلیج فارس، الگوی تجربه رمضان بیش از آن‌که «خانگی» باشد، «شهری و نمایشی» است؛ یعنی مناسک از خانه به فضای عمومی منتقل شده‌اند و بخش قابل‌توجهی از تجربه جمعی در خیابان، هتل، مال و کمپ‌های موقت شکل می‌گیرد.

بازخوانی یک آیین که تنیده به «زندگی» است، نه «مناسک»

برای مثال در قطر، به‌ویژه در دوحه، هتل‌های پنج‌ستاره و مجموعه‌های ساحلی هر سال «چادرهای رمضانی» برپا می‌کنند؛ فضاهایی بزرگ با دکور سنتی عربی، موسیقی زنده ملایم، بوفه‌های مفصل و ظرفیت صدها نفر. بسیاری از خانواده‌ها یا گروه‌های کاری، به‌جای افطار در خانه، میز رزرو می‌کنند. شرکت‌ها نیز افطارهای سازمانی برگزار می‌کنند که کارمندان را در محیطی رسمی یا نیمه‌رسمی گرد هم می‌آورد. در این الگو، افطار بیشتر یک رویداد اجتماعی-تجاری است تا یک دورهمی خصوصی.

در دبی نیز رمضان به بخشی از «اقتصاد رویداد» شهر تبدیل شده است. مراکز خرید بزرگ مانند Dubai Mall یا Mall of the Emirates تا نیمه‌شب فعال‌اند؛ برندها کمپین‌های ویژه رمضان دارند؛ رستوران‌ها منوی افطار با قیمت‌های مشخص ارائه می‌کنند؛ و در محوطه‌های روباز یا سواحل، چادرهای بزرگ با ظرفیت بالا برپا می‌شود. بسیاری از ساکنان ( به‌ویژه جمعیت مهاجر) افطار را در همین فضاها می‌گذرانند، نه در خانه.

بازخوانی یک آیین که تنیده به «زندگی» است، نه «مناسک»

حتی در برخی مناطق، خیابان‌ها با نورپردازی و المان‌های رمضانی آذین می‌شوند و جشنواره‌های شبانه برگزار می‌شود؛ چیزی شبیه کارناوال آرام و خانوادگی که تا سحر ادامه دارد. در اینجا، رمضان علاوه بر معنای عبادی، کارکرد گردشگری و سرگرمی هم پیدا می‌کند.

تفاوت اصلی در «کانون تجربه» است. در ایران، حتی اگر افطار بیرون برگزار شود، غالباً با محوریت دعوت‌های خانگی و شبکه خویشاوندی است. اما در بخشی از شهرهای خلیج فارس، کانون تجربه از خانه به فضاهای نیمه‌عمومی و تجاری منتقل شده است. افطار در رستوران لوکس یا چادر هتل، به یک انتخاب رایج و حتی پرستیژدار تبدیل می‌شود.

اما در ایران، با تمام غرب‌زدگی‌های فرهنگی کانون تجربه همچنان «خانه» است اگر شهر بزرگ شده باشد و ریتم زندگی تندتر. در ایران، افطار پیش از آن‌که یک رویداد اقتصادی یا شهری باشد، یک لحظه خانوادگی است. بسیاری از خانواده‌ها در کلان‌شهرهایی مثل تهران، مشهد یا اصفهان تلاش می‌کنند دست‌کم بخشی از شب‌های رمضان را دور یک سفره مشترک باشند. این تلاش خودش معنا دارد. ممکن است پدر خانواده مسیر طولانی‌تری را طی کند یا دانشجویی برنامه‌اش را جابه‌جا کند تا لحظه اذان در خانه باشد. «رسیدن به افطار» تبدیل به یک اولویت نمادین می‌شود.
 
بازخوانی یک آیین که تنیده به «زندگی» است، نه «مناسک»
 
خانواده در ماه رمضان، از منظر فرهنگی بازخوانی می‌شود. و این خاستگاه یک سوال مهم فرهنگی است که « آیا رمضان آخرین سنگر خانواده‌محوری در جامعه شهری ایران است؟»
 

بازسازی هسته مرکزی 

تفاوت اصلی در این است: در ایران، حتی با وجود شتاب مدرنیته، کانون تجربه همچنان «خانه» باقی مانده است. اما استفاده از واژه «سنگر» برای توصیف نقش رمضان در حفظ خانواده، حامل یک هشدار جدی است. اگر خانواده تنها در این بازه ۳۰ روزه به متن زندگی بازگردد و در ۱۱ ماه دیگر زیر چرخ‌دنده‌های فردگرایی و دغدغه‌های اقتصادی له شود، رمضان دیگر تنها یک آیین نیست؛ بلکه یک «مقاومت فرهنگی» در برابر فروپاشی پیوندهای اصیل است. ماه رمضان در ایران، آخرین تلاش برای حفظ مرکزیتی است که گویی در سایر عرصه‌ها در حال از دست رفتن است.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار