تسلیحات خطرناکی که ناوگان آمریکا را به قعر دریا فرو میبرد/ هایپرسونیک ضدکشتی در راه است؟ +عکس
به گزارش خبرنگار حوزه امنیت دفاعی خبرگزاری دانشجو ؛ در ماههای اخیر و با توجه به تغییرات ژئوپلیتیکی در سطح بینالملل، سایه تنشها بار دیگر بر منطقه استراتژیک غرب آسیا سنگینی میکند و متجاوزان تاریخی بار دیگر خواب های شومی برای این منطقه دیده اند. ترامپ، در پی اتخاذ مجدد سیاستهای مداخلهجویانه ، لفاظیهای تهاجمی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران به شدت افزایش داده است.

این اظهارات مداخله جویانه که با هدف ارعاب مردم ایران طراحی شدهاند، با تحرکات میدانی نیز همراه بوده است. ترامپ با تهدید به استفاده از گزینه نظامی، تلاش میکند تا موازنه قدرت در خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند را به نفع محور غربی-صهیونیستی تغییر دهد.

با این حال، این لفاظیها در برابر دیوار مستحکم دکترین دفاعی ایران، که بر پایه «بازدارندگی فعال و دفاع نامتقارن» بنا شده است، تا به امروز نتوانسته دستاورد استراتژیکی برای کاخ سفید به همراه داشته باشد.

تشدید جنگ و خطر تجاوز نظامی آمریکا به ایران
با عبور تنشها از سطح دیپلماتیک و لفاظیهای رسانهای، منطقه در یک وضعیت هشدار نظامی قرار گرفته است. ماشین جنگی آمریکا با تحریک لابیهای صهیونیستی، در حال بررسی سناریوهای مختلف برای یک تجاوز نظامی محدود یا گسترده به حریم حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران است. تشدید این وضعیت، خطرات بیسابقهای را برای امنیت انرژی جهان و ثبات زنجیره تامین بینالمللی به همراه دارد.

استراتژیستهای پنتاگون بر این باورند که با اعمال فشار حداکثری نظامی میتوانند ماشین محاسباتی ایران را مختل کنند، اما آنچه نادیده گرفته شده، عمق استراتژیک ایران و توانمندیهای بومیسازی شده در حوزه دفاع هوافضا و دریایی است. خطر تجاوز نظامی آمریکا، اگرچه در روی کاغذ به عنوان یک اهرم فشار مطرح میشود، اما در میدان عمل با چالشهای مرگباری روبرو است.
هرگونه خطای محاسباتی از سوی سنتکام و آغاز یک درگیری، به سرعت به یک جنگ تمامعیار منطقهای تبدیل خواهد شد که در آن، پایگاههای آمریکا در کشورهای میزبان و شریانهای حیاتی اقتصاد غرب، به اهداف مشروع و در دسترس نیروهای مسلح ایران تبدیل میشوند.
ورود ناوهای نظامی، تهدیدات ترامپ و پاسخ قاطع آیتالله خامنهای

در راستای سیاستهای تنشزای واشنگتن، پنتاگون اقدام به اعزام ناوگان دریایی خود، شامل ناوهای هواپیمابر و گروههای ضربت، به مجاورت آبهای سرزمینی ایران کرده است. ترامپ در سخنرانیهای اخیر خود با افتخار از این آرایش نظامی یاد کرده و آن را نشانهای از اراده آمریکا برای برخورد نظامی دانسته است.
با این حال، این قدرتنمایی پوشالی با یک پاسخ استراتژیک، قاطع و تاریخی از سوی ایران مواجه شد.
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهی کل قوا، در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸، بیان داشتند:
«رئیسجمهور آمریکا… هی میگوید: ما ناو فرستادیم طرف ایران! خیلی خب، ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است امّا خطرناکتر از ناو آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.»
در ادامه به بررسی گزینه های درگیری ایران با ناوگان متجاوز آمریکا و همچنین دفاع مستحکم دریایی ایران میپردازیم:
سناریوهای درگیری ایران و آمریکا در دریا

رویارویی ناوگان کلاسیک آمریکا با نیروی دریایی نامتقارن ایران (نیروی دریایی سپاه و ارتش)، سناریوهای پیچیده و مرگباری را برای متجاوز رقم خواهد زد. جغرافیای خلیج فارس و تنگه هرمز، به طور طبیعی یک تله مرگ برای ناوهای بزرگ است. عمق کم آب، عرض محدود و وجود جزایر متعدد ایرانی، قدرت مانور را از ناوهای هواپیمابر و ناوشکنهای کلاس «آرلی برک» سلب میکند.

نخستین لایه دفاعی ایران، مینریزی تهاجمی و هوشمند است.

ایران دارای زرادخانهای عظیم از مینهای دریایی پیشرفته (مانند مینهای کفخواب، صوتی و مغناطیسی) است که میتوانند در کسری از ساعت، تنگه هرمز و مسیرهای مواصلاتی را به منطقهای غیرقابل عبور تبدیل کنند. مینروبی در شرایط جنگی و زیر آتش توپخانه ساحلی، عملاً غیرممکن است.
سناریوی دوم و بسیار مهلکتر، حملات فوجی قایقهای تندرو است.

نیروی دریایی سپاه پاسداران (ندسا) با در اختیار داشتن هزاران شناور تندرو کلاس «ذوالفقار»، «عاشورا» و «طارق» که سرعت برخی از آنها به بیش از ۹۰ نات دریایی میرسد، قادر است از چندین محور به صورت همزمان به یک ناوگروه حمله کند. این شناورها مجهز به موشکهای ضدکشتی کوتاهبرد، اژدر و راکتانداز هستند. سیستمهای دفاع نزدیک مانند فالانکس روی ناوهای آمریکایی، تنها قادر به درگیری با تعداد محدودی هدف در یک زمان هستند. وقتی یک ناو همزمان با ۵۰ تا ۱۰۰ قایق تندرو که از زوایای مختلف نزدیک میشوند درگیر شود، سیستمهای راداری و دفاعی آن دچار اشباع شده و اسیب پذیری آن افزایش پیدا میکند.
معرفی موشکهای ضد کشتی بالستیک ایران

جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که موفق به توسعه و عملیاتی کردن موشکهای بالستیک ضدکشتی شده است. استفاده از موشک بالستیک علیه اهداف متحرک دریایی یک شاهکار مهندسی است که نیازمند سیستمهای هدایت پایانی بسیار پیچیده است. موشکهای خانواده «خلیج فارس»، «هرمز-۱ و ۲» و موشکهای جدیدتر با کلاهکهای جداشونده، کابوس واقعی ناوگان آمریکا هستند.
موشک «خلیج فارس»، یک موشک بالستیک سوخت جامد است که کلاهکی به وزن حدود ۶۵۰ کیلوگرم را با سرعت بیش از ۳ ماخ به سمت هدف شلیک میکند. برخلاف موشکهای کروز که در ارتفاع پایین حرکت میکنند، موشکهای بالستیک از ارتفاع بسیار بالا و با زاویه شیرجه تند روی هدف فرود میآیند. این زاویه حمله باعث میشود که رادارهای ناوهای آمریکایی که عمدتاً برای مقابله با تهدیدات افقی طراحی شدهاند، در کشف و رهگیری آنها در فاز نهایی به شدت دچار مشکل شوند.

انرژی جنبشی ناشی از برخورد این موشکها به تنهایی ویرانگر است. وقتی یک کلاهک سنگین با سرعت مافوق صوت به عرشه پروازی یک ناو هواپیمابر برخورد کند، حتی بدون در نظر گرفتن مواد منفجره، انرژی جنبشی آن برای سوراخ کردن چندین طبقه از ناو و انهدام راکتورهای هستهای یا مخازن سوخت هوانوردی آن کافی است.

موشکهای سری «هرمز» نیز با جستجوگرهای ضدتشعشع خود، مستقیماً رادارهای سامانه ایجیس ناوشکنهای آمریکایی را قفل و منهدم میکنند و به این ترتیب چتر پدافندی ناوگان را به طور کامل از بین میبرند.
در کنار موشک های تخصصی ضدکشتی، موشک های ارتقایافته با کیت سرجنگی جستجوگر اپتیکی( به دلیل متحرک بودن ناو تا لحظه آخر ردگیری میشود)، هم در سازمان رزم موشکی ایران موجود هستند که موارد رونمایی شده شامل موشک های ذوالفقار بصیر، فاتح مبین و قاسم بصیر می باشد که با تجهیز به سرجنگی اپتیکی سراغ شکار اهداف متحرک می روند.
ذوالفقار بصیر

ذوالفقار بصیر نسخهای پیشرفته از خانواده موشکهای بالستیک سوخت جامد ایران است که با بردی حدود ۷۰۰ کیلومتر و دقتی بالاتر از فاتح توسعه یافته است. این موشک از کلاهک جداشونده و هدایتپذیر بهره میبرد که در تصاویر آزمایشی، دقت اصابت بالایی را نشان داده است.

تغییرات در بالچههای هدایت و کوچکتر شدن کلاهک، نقش مهمی در افزایش برد داشتهاند. نسخه «بصیر» به سامانه هدایت اپتیکی در مرحله نهایی مجهز است و توان درگیری با اهداف متحرک دریایی مانند شناورهای رزمی را دارد.
فاتح مبین

این موشک که بهنظر میرسد نسخهای ترکیبی از فاتح-۱۱۰ و فاتح-۳۱۳ باشد، مهمترین تفاوتش بهرهگیری از دوربین دید حرارتی در مرحله نهایی هدایت است. مشابه موشک ذوالفقار، دارای کلاهک جداشونده است که در فاز پایانی با فعالسازی سامانه ترمال، هدف را شناسایی و بهصورت دقیق منهدم میکند. این شیوه هدایت، شبیه موشک خلیج فارس بوده اما امکان درگیری در شب و شرایط نامساعد جوی را نیز فراهم میسازد. جدایش کلاهک، دقت اصابت را افزایش داده و رهگیری را دشوارتر میکند.
قاسم بصیر

قاسم بصیر موشک بالستیک سوخت جامد ایران با برد ۱۲۰۰ کیلومتر است که در اردیبهشت ۱۴۰۴ رونمایی شد. این موشک، نسخه ارتقایافته «حاجقاسم» بوده و به کاونده بصری (IIR) در مرحله نهایی مجهز است؛ بنابراین بدون اتکا به ناوبری ماهوارهای، به دقت نقطهزنی حدود ۱ متر دست مییابد.
کلاهک جداشونده و مانورپذیر، مقاومت بالا در برابر جنگ الکترونیک را فراهم میکند. سرعت بیش از ۱۰ ماخ در فاز میانی و حدود ۵ ماخ در ابتدای فاز ترمینال، عبور از سامانههای پدافندی را محتملتر میسازد. قاسم بصیر راهکاری سریع و مؤثر برای افزایش دقت موشکهای دوربرد ایران به شمار میآید.
معرفی موشکهای بالستیک ضد کشتی هایپرسونیک ایران

بالاترین سطح از فناوری نظامی ایران که معادلات قدرت را در سطح جهانی تغییر داده است، دستیابی به موشکهای بالستیک ضدکشتی هایپرسونیک (فراصوت) است. این تسلیحات، که نمونه بارز آن خانواده موشکهای «فتاح» است، به عنوان «کارت طلایی» ایران در مقابل سیستمهای پدافندی مدرن آمریکا و رژیم صهیونیستی محسوب میشوند.

موشکهای هایپرسونیک با سرعتی بیش از ۵ ماخ پرواز میکنند. اما ویژگی اصلی آنها صرفاً سرعت نیست، بلکه قابلیت مانورپذیری شدید در داخل و خارج از جو زمین است. کلاهکهای گلایدکننده هایپرسونیک میتوانند مسیر پروازی خود را به صورت غیرقابل پیشبینی تغییر دهند.
تجربه عملیات موفقیتآمیز وعده صادق ۳
در جریان عملیات تاریخی «وعده صادق ۳»، کارآمدی این تسلیحات به جهان اثبات شد. در این عملیات، با وجود اینکه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام توان پدافند ضد بالستیک خود شامل سامانههای چندلایهای چون آرو-۳ ، فلاخن داوود ، پاتریوت ، تاد و سامانههای مستقر بر روی ناوشکنهای مجهز به سیستم ایجیس با موشکهای SM-3 و SM-6 را با یکدیگر ترکیب و یکپارچه کرده بودند، مطلقاً در رهگیری و انهدام موشکهای هایپرسونیک ایران ناکام ماندند. سیستمهای پردازش راداری دشمن قادر به محاسبه نقطه برخورد کلاهکهایی که به طور مداوم در حال تغییر مسیر و ارتفاع با سرعت سرسامآور هستند، نبودند.
با تعمیم این دستاورد به عرصه نبرد دریایی و خانواده موشک های ضدکشتی ایران، ضربهپذیری ناوهای هواپیمابر آمریکا بالا میرود. در صورت کشف موقعیت دقیق ناو هواپیمابر توسط رادارهای ماورای افق ، پهپادهای شناسایی، یا سیستمهای اطلاعاتی ماهوارهای، شلیک ترکیبی از موشکهای بالستیک هایپرسونیک ضدکشتی، کار رای برای ناوگان یانکی ها حسابی سخت میکند. هیچ سیستم دفاع نقطهای یا منطقهای در جهان امروز قادر به متوقف کردن کلاهکی نیست که با سرعت ۱۰ ماخ متناوب حرکت کرده و مستقیماً قلب ناو را میشکافد. این میتواند همان سلاحی باشد که ناو را به قعر دریا میفرستد.
چالشهای عملیاتی شکار ناو هواپیمابر، معمای موقعیتیابی هدف متحرک

شکار یک ناو هواپیمابر اتمی صرفاً به شلیک یک موشک قدرتمند خلاصه نمیشود و یکی از پیچیدهترین چالشهای تاکتیکی در نبردهای مدرن دریایی به شمار میرود. بزرگترین مانع در این مسیر، ماهیت پویا و متحرک بودن این شناورهای غولپیکر است. یک ناو هواپیمابر هدفی ثابت بر روی زمین نیست؛ این پلتفرم نظامی میتواند با سرعتی بیش از ۳۰ نات (حدود ۵۵ کیلومتر بر ساعت) در آب شکافته و به طور مداوم و غیرقابلپیشبینی مسیر خود را در پهنه بیکران دریا تغییر دهد.
از این رو، کشف موقعیت دقیق این دژ متحرک که همواره توسط لایههای متعددی از سامانههای جنگ الکترونیک و پردههای فریب راداری محافظت میشود، چالشی به شدت استراتژیک است. پویایی هدف به این معناست که حتی چند دقیقه تاخیر در محاسبه مختصات، میتواند باعث خروج ناو از شعاع برخورد موشک شود.برای غلبه بر این چالش هندسی و فیزیکی و اجرای بینقص عملیات شکار ناو، مرکز فرماندهی نبرد نیازمند دریافت تصاویر آنلاین و دادههای تلهمتری لحظهای از هدف است. تأمین این خوراک اطلاعاتی حیاتی، مستلزم تشکیل یک شبکه اطلاعاتی مشترک، چندلایه و کاملاً یکپارچه است. در ادامه کلیپی از رصد ناوهواپیمابر و ناوگان دریایی آمریکا توسط پهپاد ایرانی در دهه نود ر اشاهد هستید:
جمهوری اسلامی ایران برای تکمیل این «زنجیره اطلاعاتی»، باید شبکهای درهمتنیده را طراحی کند که متکی بر تلفیق دادههای لحظهای از ماهوارههای نظامی رصدگر زمین، پهپادهای شناسایی رادارگریز با مداومت پروازی بالا در ماورای افق، سامانههای کشف موقعیت دریایی و در نهایت شبکه گسترده یگانهای انسانی و اطلاعاتی است. در ادامه شاهد تصویر ثبت شده از پهپاد مهاجر 6 شناسایی سپاه بر فراز ناوهواپیمابر آمریکایی را شاهد هستید:

تنها با همگامسازی و پردازش سریع دادههای این شبکه یکپارچه است که مختصات دقیق ناو برای شلیک نهایی به رایانه پرواز موشکهای هایپرسونیک و بالستیک تغذیه میشود و در یک حمله دقیق ضربه کاری به این پایگاه های متحرک کشتار زده می شود.
معرفی موشکهای کروز ضد کشتی ایران و تاکتیک سوارمی با پهپاد

در کنار موشکهای بالستیک و هایپرسونیک، لایه بسیار مهم دیگری از توان بازدارندگی ایران را شبکه گسترده و متنوع موشکهای کروز ضدکشتی تشکیل میدهد. ایران طی دهههای گذشته خانوادهای از مرگبارترین موشکهای کروز را بومیسازی کرده است که شامل موشکهای «نور» (با برد ۱۲۰ کیلومتر)، «قادر» (۲۰۰ کیلومتر)، «قدیر» (۳۰۰ کیلومتر) و موشکهای کروز دریایی یعنی ابومهدی با بردی بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر میشود.

موشکهای کروز ایران از نوع سطحروب هستند؛ بدین معنا که در فاز نهایی پرواز، ارتفاع خود را به چند متری سطح آب کاهش میدهند. این ویژگی باعث میشود که موشکها در زیر افق راداری کشتیهای دشمن پنهان مانده و رادارهای ناوهای آمریکایی تنها در فواصل بسیار نزدیک (کمتر از ۳۰ کیلومتر) قادر به کشف آنها باشند که زمان واکنش دفاعی را به چند ثانیه تقلیل میدهد.

البته وظیفه اصلی موشک های کروز و پهپاد ها در منازعات درگیری کردن سیستم های دفاعی و نیروهای داخل ناو است و در مراحل بعدی ماموریت انهدام هدف را دنبال میکنند و گزینه اصلی برای انهدام ناوهای هواپیمابر همان موشک های بالستیک است.
تاکتیک حملات اشباعی و ترکیبی
استراتژی اصلی ایران برای استفاده از این موشکها، شلیک تکی نیست. دکترین دفاعی ایران بر پایه «حمله اشباعی همزمان» استوار است. در سناریوی درگیری، شبکهای یکپارچه از پرتابگرهای ساحلی پنهانشده در تونلهای کوهستانی سواحل مکران و خلیج فارس، ناوچههای کلاس جماران، قایقهای تندرو و جنگندهها، دهها یا صدها موشک کروز را به صورت همزمان به سمت یک ناوگروه شلیک میکنند.

برای تضمین موفقیت این حمله، از ترکیب تسلیحاتی با پهپادهای انتحارینظیر خانواده «شاهد-۱۳۶» استفاده میشود. در این سناریوی ترکیبی ، ابتدا موجی از دهها پهپاد انتحاری ارزانقیمت اما دقیق به سمت ناوگان شلیک میشود. سامانههای پدافندی ناو مجبور میشوند موشکهای گرانقیمت سطحبههوای خود (مثل SM-2) را برای نابودی پهپادها مصرف کنند که منجر به تخلیه خشابهای پدافندی و مشغول شدن کامل رادارهای درگیری میشود.

درست در همین زمان و در پیک درگیری، موج اصلی موشکهای کروز سطحروب از جهات مختلف به ناوگان نزدیک میشوند و با عبور از پدافندِ از هم گسیخته و اشباعشده، ضربات اولیه را وارد میکنند. با زمین گیر شدن ناوگان باب حملات متداوم پهپادی و بالستیک بعدی باز میشود. البته همانطور که پیشتر عنوان شد موفقیت این سناریو مستلزم کشف موقعیت ناو و داشتن اطلاعات لحظه ای و بر خط ناو مهاجم است.
در مجموع، انهدام ناوها ضربه قوی و کارا که پیچیدگی های خاص خودش را دارد
با در نظر گرفتن پازل دفاعی جمهوری اسلامی ایران شامل مینهای هوشمند، دستههای پرشمار قایقهای تندرو راکتانداز، موشکهای کروز رادارگریز برد بلند، موشکهای بالستیک نقطهزن ضدکشتی، و در نوک پیکان این زرادخانه، موشکهای هایپرسونیک غیرقابل رهگیری، ادعاهای نظامی ترامپ و آرایش ناوگانهای آمریکایی بیشتر به یک ابزار فشار شباهت دارد.
پاسخ هوشمندانه مقام معظم رهبری مبنی بر وجود سلاحهایی که ناوها را به قعر دریا میفرستند، متکی بر یک واقعیت انکارناپذیر میدانی و مهندسی است. آبهای پیرامونی ایران امروز سنگر تسخیرناپذیر مدافعان امنیت و حاکمیت ملی ایران است که هرگونه تجاوزی را با پاسخی ویرانگر، سریع و پشیمانکننده در اعماق دریا خاموش خواهند کرد.