کد خبر:۱۳۷۸۴۸
واكاوي پذيرش قطعنامه در بيانات رهبر انقلاب؛
قبول قطعنامه 598، توطئه وسيع دشمن را بار ديگر به خود او برگرداند
قبول قطعنامه 598 از سوى ايران و امام، توطئه وسيع دشمن را بار ديگر با هدايت الهى به خود او برگرداند و دشمن را كه تحت شعار صلحطلبى، به هر جنايتى دست مىزد، خلع شعار كرد. شايد مشيت الهى بر اين بود كه با قبول قطعنامه، حقانيت جمهورى اسلامى بيش از پيش در جهان آشكار شود ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ اخيراً يكي از روزنامههاي صبح كشور، روزنامه شرق، در سالروز پذيرش قطعنامه 598، در اقدامي تعلل برانگيز يادداشتي مبني بر شكست و انزواي ايران در پذيرش قطعنامه 598 به چاپ رسانده است.
اين نوشته پر ابهام و دور از حقيقت، را با بيانات امام خامنهاي در سالهاي بعد از پذيرش قطعنامه 598 كه از صفحات خواندني تاريخ انقلاب اسلامي است بررسي ميكنيم؛ شايد اين بيانات گوشهاي از تحقق وعده امام راحل مبني بر اينكه گذشت زمان حقايق قطعنامه را روشن خواهد كرد، باشد.
*«ما در جنگ فهميديم كه ملت ما يك فرصت فوقالعاده دارد؛ يك فرصت ملى و آن اين است كه مردم احساس مسئوليت دارند. مردم ايران اينگونهاند. شايد همهى مردم دنيا اينطور نباشند. بعد از قضيهى قبول قطعنامه، كه دشمن فرصتطلبى مىكرد و مىخواست از موقعيت سوءاستفاده كند، ناگهان شما ديديد آنچنان جبههها پر شد كه در طول جنگ، كمتر سابقه داشت، يا هيچ سابقه نداشت. بعد از قطعنامه، اينگونه شد. قعنامه را كه قبول كرديم، عراق حمله كرد. مردم ديدند دشمن نارو مىزند و فرصت طلبى مىكند. ناگهان، همه احساس مسئوليت كردند. نگفتند: «ديگر كار از كار گذشته است. مىخواستند قبول نكنند! چرا امام قبول كرد؟!» مىتوانستند اينگونه بگويند؛ اما نگفتند. اين، يك خصوصيت ملى است و ما اين را در جنگ مىفهميم؛ كما اينكه در انقلاب مىفهميم و در ديگر قضاياى بزرگ مىفهميم. هيچ صحنهاى مثل صحنهى جنگ، براى گزارش خصوصيات يك ملت و همهى چيزهايى كه در گزارهى تاريخى مورد نظر است، مناسب نيست.»
*«ما در جنگ فهميديم كه ملت ما يك فرصت فوقالعاده دارد؛ يك فرصت ملى و آن اين است كه مردم احساس مسئوليت دارند. مردم ايران اينگونهاند. شايد همهى مردم دنيا اينطور نباشند. بعد از قضيهى قبول قطعنامه، كه دشمن فرصتطلبى مىكرد و مىخواست از موقعيت سوءاستفاده كند، ناگهان شما ديديد آنچنان جبههها پر شد كه در طول جنگ، كمتر سابقه داشت، يا هيچ سابقه نداشت. بعد از قطعنامه، اينگونه شد. قعنامه را كه قبول كرديم، عراق حمله كرد. مردم ديدند دشمن نارو مىزند و فرصت طلبى مىكند. ناگهان، همه احساس مسئوليت كردند. نگفتند: «ديگر كار از كار گذشته است. مىخواستند قبول نكنند! چرا امام قبول كرد؟!» مىتوانستند اينگونه بگويند؛ اما نگفتند. اين، يك خصوصيت ملى است و ما اين را در جنگ مىفهميم؛ كما اينكه در انقلاب مىفهميم و در ديگر قضاياى بزرگ مىفهميم. هيچ صحنهاى مثل صحنهى جنگ، براى گزارش خصوصيات يك ملت و همهى چيزهايى كه در گزارهى تاريخى مورد نظر است، مناسب نيست.»
بيانات در ديدار مسؤولان برگزاركننده «هفتهى دفاع مقدس» 29/06/1372
-روزنامه شرق: 27 تير 1367 سالگرد پذيرش قطعنامه 598 است كه 23 سال پيش در ناباوري صورت گرفت. زيرا اين قطعنامه يك سال پيش به تصويب رسيده بود و ايران از پذيرش آن سرباز مي زد. دليل آن اين بود كه قطعنامه فاقد نكات اصولي درخواستهاي ايران بود. خواستههاي اساسي ايران براي پايان دادن به جنگ، اول شناسايي متجاوز، دوم تنبيه متجاوز و سوم پرداخت غرامت بود.
قطعنامه 598 به جاي شناسايي متجاورز، شناسايي آغازگر جنگ را در بند شش قرار داده بود از تنبيه متجاوز سخني به ميان نياورده است و به جاي پرداخت غرامت در بند هفت به ارزيابي خسارات ايران و عراق و تعيين صندوقي كه هر كس و هر كشوري خواست در آن پول بريزد تا بين ايران و عراق تقسيم شود، اشاره رفته است، به اين ترتيب سياق قطعنامه 598 از نظر حقوقي اين است كه دو طرف ايران و عراق به نوعي در اين مخاصمه هشت ساله تقصيركارند و لذا خسارات دو طرف بايد احصاء شده و اگر پولي هم جمعآوري شد، بين طرفين تقسيم شود.
-روزنامه شرق: 27 تير 1367 سالگرد پذيرش قطعنامه 598 است كه 23 سال پيش در ناباوري صورت گرفت. زيرا اين قطعنامه يك سال پيش به تصويب رسيده بود و ايران از پذيرش آن سرباز مي زد. دليل آن اين بود كه قطعنامه فاقد نكات اصولي درخواستهاي ايران بود. خواستههاي اساسي ايران براي پايان دادن به جنگ، اول شناسايي متجاوز، دوم تنبيه متجاوز و سوم پرداخت غرامت بود.
قطعنامه 598 به جاي شناسايي متجاورز، شناسايي آغازگر جنگ را در بند شش قرار داده بود از تنبيه متجاوز سخني به ميان نياورده است و به جاي پرداخت غرامت در بند هفت به ارزيابي خسارات ايران و عراق و تعيين صندوقي كه هر كس و هر كشوري خواست در آن پول بريزد تا بين ايران و عراق تقسيم شود، اشاره رفته است، به اين ترتيب سياق قطعنامه 598 از نظر حقوقي اين است كه دو طرف ايران و عراق به نوعي در اين مخاصمه هشت ساله تقصيركارند و لذا خسارات دو طرف بايد احصاء شده و اگر پولي هم جمعآوري شد، بين طرفين تقسيم شود.
هنگامي كه گروه بيطرف سازمان ملل متحد، اسناد، مدارك و ادله طرفين ايران و عراق را مورد ارزيابي قرار داد، در گزارش خود ،عراق را آغازگر جنگ معرفي كرد ولي ايران بهخاطر تمرد از قطعنامه 479 كه بعد از فتح خرمشهر صادر شده بود و از ايران خواسته بود جنگ را متوقف كند ولي ايران جنگ را ادامه داده و وارد خاك عراق شده بود، مورد سرزنش قرار داده و خسارات بعدي را متوجه مسئوليت ايران دانست. به اين ترتيب قطعنامه 598 قطعنامه مطلوب ايران نبود. ولي از دست دادن شرايط نظامي- سياسي باعث شد ايران بعد از يك سال اين قطعنامه را بپذيرد.
*«اين قطعنامه كه زير فشار سهمگين رزمندگان اسلام بر پيكر دشمن صادر شد، سندى است كه شعار دفاع مقدس ما در آن تأمين گرديده بود و اجراى كامل آن، دشمن را به شكست قطعى مىرسانيد و لذا هرگز جمهورى اسلامى آن را رد نكرد. آنچه براى ايران اسلامى مطرح و موجب عدم شتاب در قبول آن مىشد، اصرار بر تنبيه متجاوز به قدر كافى در ميدان هاى نبرد و نيز بىاعتمادى در اجراى ميثاق هاى بينالمللى توسط قدرت هاى بزرگ بود.
*«اين قطعنامه كه زير فشار سهمگين رزمندگان اسلام بر پيكر دشمن صادر شد، سندى است كه شعار دفاع مقدس ما در آن تأمين گرديده بود و اجراى كامل آن، دشمن را به شكست قطعى مىرسانيد و لذا هرگز جمهورى اسلامى آن را رد نكرد. آنچه براى ايران اسلامى مطرح و موجب عدم شتاب در قبول آن مىشد، اصرار بر تنبيه متجاوز به قدر كافى در ميدان هاى نبرد و نيز بىاعتمادى در اجراى ميثاق هاى بينالمللى توسط قدرت هاى بزرگ بود.
از صدور قطعنامه تا قبول رسمى آن از سوى جمهورى اسلامى، دنيا شاهد سنگينترين ضربات نيروهاى اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهههاى جنگ از سويى و فشارهاى همه جانبه از سوى حاميان رژيم عراق عليه ايران اسلامى از سوى ديگر بود. حصر اقتصادى، حمله به تأسيسات ما در خليج فارس و تمركز بىسابقهى نيروهاى نظامى امريكا و ناتو در اطراف مرزهاى آبى و هوايى و حتّى تجاوز به آنها، بخشى از اين فشارها بود؛ به طورى كه تقريباً هيچ فشار ممكن باقى نماند، مگر آنكه بر ملت ايران وارد شد و رژيم آمريكا تقريباً بهطور مستقيم وارد صحنه شد. تهديدها، بمباران هاى وسيع شيميايى و جنايت حمله به شهرها و هواپيماى مسافربرى و كشتى غيرنظامى و اثبات اينكه استكبار در حمايت از عراق آمادگى براى دست يازيدن به هر جنايتى دارد، بخشى از حوادث اين دوران است و جا دارد در موقع مقتضى، اين حقايق هشداردهنده براى ملت ايران شكافته و بر ملا گردد.
قبول قطعنامهى 598 از سوى جمهورى اسلامى و رهبر عظيمالشّأن فقيد آن، توطئهى وسيع دشمن را بار ديگر با هدايت الهى به خود او برگرداند و دشمن را كه تحت شعار صلحطلبى، به هر جنايتى دست مىزد، خلع شعار كرد. شايد مشيت الهى بر اين بود كه با قبول قطعنامه، حقانيت جمهورى اسلامى بيش از پيش در جهان آشكار شود و ملت ايران به هدف هاى اساسى خود در سطح بينالمللى نزديكتر گردد.
با اين ابتكار جمهورى اسلامى، دشمن در دوراهى شكست قرار گرفت: اگر اجرا شود، ايران اسلامى به خواستههاى خود رسيده است و اگر اجرا نشود، داعيهى هميشگى جمهورى اسلامى مبنى بر لزوم قطع ريشهى تجاوز و رابطهى ميان تجاوزِ عراق و حاكميت سلطه در جهان و اينكه رژيم عراق در ادعاى صلحطلبى صداقت نداشته است، به اثبات مىرسد و بىاعتمادى به قرارهاى ساختهى قدرت ها كه جمهورى اسلامى همواره مدعى آن بوده است، در ميان ملت ها رايج خواهد شد و آنها را بر تكيهى فقط به نيروى خويش، تشويق خواهد كرد.
حكام سبكسر عراق كه در طول جنگ عملاً نشان دادهاند از تشخيص مصالح عاجزند، اين بار نيز زيانبارترين راه را گزيدند؛ يعنى ابتدا با حمله به ايران و نديده گرفتن شعارهاى خود در قبول قطعنامه، بىاعتبارى سخن و عمل خود را به ديرباورترين اشخاص هم ثابت كردند و البته وقتى با حضور بىنظير رزمندگان در جبهه، مجبور به عقبنشينى در بخش عظيمى از مرزها شدند، يك بار ديگر آزموده را آزمودند. با تعلل در اجراى قطعنامه، باز هم اقدامى ديگر در جهت عكس منافع سياسى و اقتصادى و نظامى و حيثيتى خود انجام دادند و جهالت و آزمندى خود را به اثبات رساندند.
نگهداشتن بخشى از اراضى ايران اسلامى كه عمدتاً دزدانه و پس از آتشبس تصرف شده، به قيمت تعطيل قطعنامهيى كه مدتها دم از اجراى آن مىزدهاند، جز نكبت و پشيمانى، چيزى براى آنها به ارمغان نخواهد آورد و اين حيلهى شيطانى نيز به خود آنان بر خواهد گشت «ولايحيق المكر السّيئى الّا باهله». آنان دير يا زود، مجبور به تخليهى اين اراضى خواهند شد و همه مىدانند كه ايران انقلابى، حضور متجاوز غاصب پليد را در مرزهاى خود، زمان درازى تحمل نخواهد كرد و به طور حتم خسارتى كه در اين مرحله نصيب متجاوز و منطقه خواهد شد، مانند گذشته خسارتى سنگين خواهد بود. اگر يك سال پيش، صدام به اجراى قطعنامه تن داده بود، اينك اسرا برگشته، اروند لايروبى شده و صلح مستقر گرديده و پيشرفت بازسازي ها چشمگير بود. آنچه از تعلل رژيم عراق در عمل به قطعنامه، تا كنون بر دو كشور وارد شده، و آنچه از اين پس وارد شود، مسؤوليتش بر دوش رژيم عراق و شخص صدام است.»
پيام به مناسبت نهمين سالگرد جنگ تحميلى 30/06/1368
-روزنامه شرق: اگر ايران در سالهاي 1365 و 1366 شرايط بين المللي را به خوبي دريافته بود و با شجاعت پايان جنگ را پذيرفته بود نه تنها با كوله باري از دستاوردها جنگ را به پايان ميبرد، بلكه قادر بود سياق قطعنامه 598 را هم به نفع منافع ملي و حقايق جنگ تغيير دهد.
*«جنگ را چه كسى به وجود آورد؟ نمىشود گفت جنگ را فقط عراق به وجود آورد. همهى قراين از اول كار نشان مىداد كه استكبار پشت سر عراق است؛ او را كمك نظامى كردند؛ از لحاظ تبليغاتى به او كمك كردند و شوراى امنيت را در خدمت متجاوز قرار دادند. با اينكه جنگ به اين اهميت در اين نقطهى حساس واقع شده بود، اما روزهايى گذشت كه سازمان ملل در آن روزها، هيچ عكسالعملى نشان نداد؛ اين عادى نيست. در حملهى عراق به كويت، بعد از چند ساعت شوراى امنيت موضعگيرى كرد؛ اما در حملهى عراق به ايران، تا وقتى كه تانكهاى عراقى پيشروى مىكردند، شوراى امنيت ساكت و تماشاچى نشست؛ بعد از آنكه هزاران كيلومتر را تصرف كرده بودند، شوراى امنيت يك كلمه حرف زد، كه آن هم تقبيح تجاوز نبود؛ عراق را ملامت نكرد كه چرا تجاوز كرده و جنگ را شروع كرده است؛ به دو طرف گفت كه حالا بياييد دست از جنگ بكشيد و آتشبس كنيد! يعنى درحقيقت، تثبيت عراق در اراضى اشغالى ما. البته ما قبول نكرديم و آن قطعنامه را رد كرديم.»
-روزنامه شرق: اگر ايران در سالهاي 1365 و 1366 شرايط بين المللي را به خوبي دريافته بود و با شجاعت پايان جنگ را پذيرفته بود نه تنها با كوله باري از دستاوردها جنگ را به پايان ميبرد، بلكه قادر بود سياق قطعنامه 598 را هم به نفع منافع ملي و حقايق جنگ تغيير دهد.
*«جنگ را چه كسى به وجود آورد؟ نمىشود گفت جنگ را فقط عراق به وجود آورد. همهى قراين از اول كار نشان مىداد كه استكبار پشت سر عراق است؛ او را كمك نظامى كردند؛ از لحاظ تبليغاتى به او كمك كردند و شوراى امنيت را در خدمت متجاوز قرار دادند. با اينكه جنگ به اين اهميت در اين نقطهى حساس واقع شده بود، اما روزهايى گذشت كه سازمان ملل در آن روزها، هيچ عكسالعملى نشان نداد؛ اين عادى نيست. در حملهى عراق به كويت، بعد از چند ساعت شوراى امنيت موضعگيرى كرد؛ اما در حملهى عراق به ايران، تا وقتى كه تانكهاى عراقى پيشروى مىكردند، شوراى امنيت ساكت و تماشاچى نشست؛ بعد از آنكه هزاران كيلومتر را تصرف كرده بودند، شوراى امنيت يك كلمه حرف زد، كه آن هم تقبيح تجاوز نبود؛ عراق را ملامت نكرد كه چرا تجاوز كرده و جنگ را شروع كرده است؛ به دو طرف گفت كه حالا بياييد دست از جنگ بكشيد و آتشبس كنيد! يعنى درحقيقت، تثبيت عراق در اراضى اشغالى ما. البته ما قبول نكرديم و آن قطعنامه را رد كرديم.»
خطبههاى نماز جمعهى تهران 05/07/1370
- روزنامه شرق: ايران به جهت دست برتر نظامي،اينگونه مذاكرات و لابي هاي پشت پرده را به هيچ گرفتهبود و آنها را مضر و مخرب براي پيشبرد كار جبههها مي دانست. به طور كلي ديپلماسي ايران در اين ايام و حتي از ابتداي جنگ از كار افتاده بود و منتهاي ديپلماسي ايراني تبيين عمليات در جبههها براي كشورهاي خارجي بود. همين امر باعث شد هر آنچه عراق در توان داشت در قطعنامه منظور كرد و ايران هيچ نقشي در تدوين قطعنامه 598 به عمل نياورد حاصل عملكرد ديپلماسي ايران و عراق در هشت سال جنگ در افكار عمومي جهانيان اين بود كه ايران جنگطلب و عراق صلحدوست است، در حالي كه حقايق چيز ديگري بودند ولي به طور طبيعي برداشت هاي ديگر ملاك قرار مي گرفت.
*«هر كسى در اين ايام، اظهارات مخالفان ما را در دنيا گوش كرده يا خوانده باشد، مىفهمد كه دشمنان نظام ما، چهطور از عزت امروز جمهورى اسلامى، از ته دل ناراحتند. پيروزى ملت ايران، به كام اينها تلخ آمد. خداى متعال، همهى كارها را با حساب انجام مىدهد. يك روز بندهى صالح خدا، آن انسان بزرگ و مخلص كه هيچچيز را براى خودش نمىخواست و همهى كارها را براى خدا مىكرد و همه چيز را براى او مىخواست، در قضيهى قطعنامه گفت: كاسهى زهر را نوشيدم. اين تلخى را او تحمل كرد؛ ولى خداى متعال به آن بندهى صالح عوض داد و هنوز دو سال و اندى نگذشته كاسهى شهد و شيرينى پيروزى را به ملتش چشاند و كامشان را شيرين كرد. آن فداكارى، اين ثمره را داشت. «اللهم ما بنا من نعمة فمنك لا اله الا انت». همه چيز متعلق به او و به ارادهى اوست.»
سخنرانى در ديدار با گروه كثيرى از آزادگان و اقشار مختلف مردم، در اولين روز از هفتهى وحدت 11/07/1369
- روزنامه شرق: اگر برخي مسولان واقع گرا و از جمله امام (ره) نبودند. تصميم گيري در ايران دچار آفت ترديد مي شد و ممكن بود پذيرش قطعنامه 598 باز هم دچار تاخير شود به هر حال ايران قطعنامه يي را در 27 تير 1367 پذيرفت كه نه آن را قبول داشت و نه در تدوين آن شركت كرده بود ولي طبق مثل معروف كه جلوي ضرر را هر گاه بگيري نفع است، دو سال بعد همين قطعنامه موجب معرفي عراق به عنوان آغازگر جنگ و تعيين خسارات ايران به مبلغ 249 ميليارد دلار شد.
*«قطعنامه را هم كه امام قبول كرد، بهخاطر اين فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشكلاتى بود كه مسئولين آن روزِ امورِ اقتصادى كشور مقابلِ روىِ او گذاشتند و نشان دادند كه كشور نمىكِشد و نمىتواند جنگ را با اين همه هزينه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذيرفت. پذيرش قطعنامه، بهخاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهديد امريكا نبود؛ بهخاطر اين نبود كه امريكا ممكن است در امر جنگ دخالت كند. چون آمريكا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت مىكرد. وانگهى؛ اگر همهى دنيا در امر جنگ دخالت مىكردند، امام رضوان اللَّه عليه، كسى نبود كه رو برگرداند. بر نمىگشت! آن، يك مسئلهى داخلى بود؛ مسئلهى ديگرى بود.
در تمام عمر ده سالهى حيات مبارك امام رضوان اللَّه تعالى عليه، پس از پيروزى انقلاب، يك لحظه اتّفاق نيفتاد كه او به خاطر سنگينىِ بارِ تهديدِ دشمن، در هر بُعدى از ابعاد، دچار ترديد شود. اين، يعنى همان برخوردارى از روحيهى حسينى.
جنگ، تلفات دارد. جان يك انسان، براى امام خيلى عزيز بود. امام بزرگوار، گاهى براى انسانى كه رنج مىبُرد، اشك مىريخت و يا در چشمانش اشك جمع مىشد! ما بارها اين حالت را در امام مشاهده كرده بوديم. انسانى رحيم و عطوف، داراى دلى سرشار از محبّت و انسانيت بود. اما همين دل سرشار از محبّت، در مقابل تهديد شهرها به بمباران هوايى، پايش نلرزيد و نلغزيد. از راهْ برنگشت و عقبنشينى نكرد. همهى دشمنان انقلاب در طول اين ده سال، فهميدند و تجربه كردند كه امام را نمىشود ترساند. اين، نعمت بسيار بزرگى است كه دشمن احساس كند عنصرى چون امام، با ترس و تهديد از ميدان خارج نمىشود. امام، با منش و شخصيت درخشان خود، كارى كرد كه همه در دنيا، اين نكته را فهميدند. فهميدند كه اين مرد را از ميدان نمىشود خارج كرد؛ تهديد نمىشود كرد؛ با فشار و با تهديدهاى عملى هم نمىشود او را از راه خود منصرف كرد. لذا مجبور شدند خودشان را با انقلاب تطبيق دهند.»
بيانات در اجتماع پرشكوه زائران مرقد امام خمينى(ره) 14/03/1375
*«مىبينيد آنچه كه امام مىكند در دلها جا باز مىكند. اين مردمى كه هشت سال گفته بودند جنگ جنگ، امام عزيزمان آن وقتى كه مصلحت دانست قطعنامه را قبول كرد گفت نه آتشبس، ملاحظه نكرد كه حالا من هفتهى قبل يا ده روز قبل يا يك ماه قبل، خود من چى گفتم نه تكليف اين است مصلحت اسلام اين است، كى چه خواهد گفت براى امام مطرح نيست و چون براى خدا كار مىكند خدا هم براى او همهى مقدمات را فراهم مىآورد، «من كان لله كان الله له» دلهاى مردم مجذوب سخن امام مىشود همان مردمى كه تا ديروز شعار مىدادند به جنگ جنگ آنچنان صداقت و صراحت و خلوص امام در دلهاى آنها كارگر مىشود كه آنها بر مىگردند راهپيمايى مىكنند شعار مىدهند كه نخير امروز بايد آتشبس باشد؛ اين نشانهى خلوص است.»
بيانات در خطبههاى نماز جمعه تهران 11/01/1368
لینک کپی شد
گزارش خطا